آدم خسیسی بود. همسایه‌اش پیشش رفت و گفت: «آقا، قابلمه داری که به من قرض بدهی؟»

آن فرد گفت: «می‌خواهی نر باشد یا ماده؟»

همسایه گفت: «آقا، مگر قابلمه‌ی نر و ماده داریم؟»

گفت: «همین یک توجیه کافی است برای این که نخواهم به تو قابلمه بدهم!»

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید