روايت شده از ابراهيم بن هاشم كه گفت: من عبدالله بن جندب را ديدم در موقف عرفات و حال هيچ كس را بهتر از او نديدم، پيوسته دست‌هاى خود را به سوى آسمان بلند كرده بود و آب ديده‌اش بر روى او جارى بود تا به زمين می‌رسيد.

چون فارغ شدند، گفتم: وقوف هيچ كس را بهتر از وقوف تو نديدم.

گفت: به خدا سوگند كه دعا نكردم مگر برادران مؤمن خود را زيرا كه از حضرت امام موسى عليه‌السلام شنيدم كه هر كه دعا كند از براى برادران مؤمن خود در غيبت او از عرش به او ندا رسد كه از براى تو صد‌ هزار برابر او باد، پس من نخواستم كه دست بردارم از صد هزار برابر دعاى ملك كه البته مستجاب است براى يك دعا خود كه نمی‌دانم مستجاب خواهد شد يا نه.[1]

[1] . رجال كشى، 2/852

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید