مرحوم حجت الاسلام سید محمد کوثری رحمهاللهعلیه، روضه خوان مراسمهای امام خمینی نقل مینمایند: یک روز من در منزل آیت الله فاضل لنکرانی، از استادان حوزه علمیه قم بودم و یکی از فضلای مشهد آنجا بودند. ایشان به نقل از یکی از دوستانشان نقل کردند که در نجف اشرف در خدمت امام بودیم و صحبت از ایران به میان آمد. من گفتم این چه فرمایشهایی است که در مورد بیرون کردن شاه از ایران میفرمایید؟ یک مستأجر را نمیشود از خانه بیرون کرد، آن وقت شما میخواهید شاه را از مملکت بیرون کنید؟ امام سکوت کردند. من فکر کردم شاید عرض مرا نشنیدهاند. سخنم را تکرار کردم. امام برآشفتند و فرمودند: «فلانی چه می گویی؟ مگر حضرت بقیه الله عجلاللهتعالیفرجهالشریف نستجیربالله، خلاف میفرمایند؟! شاه باید برود.» همان هم شد و شاه از مملکت بیرون رفت. میبینم که ایشان چنین پیوندی با حضرت بقیه الله عجلاللهتعالیفرجهالشریف داشتند.[1]
[1] . کرامات امام خمینی ص۴۹ و برداشت هایی از سیره امام خمینی(ره)؛ ج ۳، ص ۱۵۷ .
بدون دیدگاه