پیاز خمین

پیاز فروشی داد می زد: «پیاز خمین، شاد باش خمین، زمینت آباد، عجب چیزی درست کردی، خدا خمینی را حفظ کند» و یا قصابی را به یاد می آورم که وقتی مشتری از او گوشت حیوان‌‌نر طلب کرد: «گوشت‌‌نر می‌‌خوای مرد حسابی؟ هیچ کسی ندارد. یکی بود که بردنش ترکیه!»[1]

 

[1] . تاریخ شفاهی انقلاب اسلامی، ص187 .

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید