همسر شهيد حسن طهرانی مقدم تعریف میکند: توی بخشیدن، به کم راضی نمیشد. حاجی، نمایندگیِ مجاز حاتم طائی توی قرن بیست و یکم بود.
شبها که خسته و دیر به خانه برمیگشت همیشه یکی-دوتا مشتری جلوی خانهاش ایستاده بود برای گفتن مشکلات و گرفتن کمک. آنها را که میتوانست خودش میداد و آنها که از توانش خارج بودند، معرفی میشدند به افراد خیّر دیگر. کسی دستخالی از درِ خانهاش بر نمیگشت. حتی اگر کسی نمیآمد و چیزی نمیگفت هم حاجی سرش درد میکرد برای کمک.
یکی از دوستان ایشان میگوید که هر موقع با شهید طهرانی مقدم بودم و مستضعفی از ایشان درخواست کمکی داشت، ایشان دستش را که به جیب میبرد هر چه داشت را به او عطا میکرد.
بدون دیدگاه