چند کودک با یکدیگر مشغول بازی بودند، ناگهان پیر زنی از دور پیدا شد و کودکی را از آن میان صدا کرد و لحظه ای چند با آن کودک نجوا کرد.
پس از آنکه کودک بازگشت هم بازیهای او اصرار کردند که از صحبت او با آن زن مطلع شوند و به دور او حلقه زدند!
کودک از آنها پرسید: آیا شما میتوانید یک راز مهمی را پیش خود نگهدارید؟!
همه با صدای بلند فریاد کردند: آری، آری!
کودک گفت: من هم همینطور!
بدون دیدگاه