در روايتي آمده است كه بنت عميس مي گويد:
در شب زفاف عايشه حاضر بودم. سوگند به خداى كه در آن شب هيچ طعام وليمه اى نبود، جز قدحى از شير، كه رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله از آن مقدارى بنوشيد، و به عايشه داد و او شرم مى داشت كه آن كاسه را بگيرد. من گفتم: دست پيغمبر را رد مكن. پس به شرم تمام عايشه آن كاسه بگرفت و اندکی نوشید، پس پيغمبر فرمود: از آن كاسه به من بدهد، عرض كردم: ميل ندارم. فرمود: گرسنگي را با دروغ جمع مي كني؟ عرض كردم: اگر يكى از ما را رغبتى باشد و پنهان دارند آيا آن را دروغ شمرند؟
فرمود: «انّ الكذب يكتب كذبا، حتّى تكتب الكذيبة.» دروغ را دروغ نويسند، چندان كه دروغ هاى اندك را نيز دروغ اندك رقم كنند. [1]
[1] ناسخ التواريخ، سپهر، جلد 2، صفحه 648 ، زفاف رسول خدا (صلى الله عليه و آله) با عايشه
بدون دیدگاه