چند تا از بچهها، کنار آب جمع شده بودند. یکیشان، برای تفریح، تیراندازی میکرد توی آب. مهدی زین الدین سر رسید و گفت «این تیرها، بیت الماله. حرومش نکنین.» جواب داد «به شما چه؟» و با دست هلش داد. زین الدین رفت، صادقی آمد و پرسید «چی شده؟» بعد گفت «می دونی کی رو هل دادی اخوی؟».
دویده بود دنبالش برای غذر خواهی. شهید زین الدین گفته بود: «مهم نیس. من فقط امر به معروف کردم گوش کردن و نکردنش دیگه با خودته». [1]
[1] یادگاران، جلد ده، کتاب شهید زین الدین، ص 56، با تلخیص.
بدون دیدگاه