روزی مرحوم میرزای قمی و فتحعلی شاه، در حمام با هم برخورد کردند. میرزا به فتحعلی شاه گفت: کو لشگر، حشم، ثروت و دولتت؟

فتحعلی شاه گفت: آقا! لشگر و حشم و دولت را که نمی‌‌شود در حمام آورد!

میرزا گفت: من دولتم همراهم هست و آن علوم من است که در سینه دارم و همه جا تا قیامت با من خواهد بود. [1]

 

 

[1] . احلی من العسل، ج 2، ص 869.

 

بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید