میرزا جواد آقا تهرانی در جبهه دوتا تیر به عنوان تمرین تیراندازی شلیک کردند. بعد از آن مشاهده شد که چهره ایشان ناراحت است. احساس عجیبی داشتند. پس از مدت زمانی کوتاه، رو به فرمانده مقر کردند و فرمودند: «آیا در این نزدیکیها عراقی هم هستند؟ یا خیر؟». فرمانده گفت: بله در نزدیکی مقر ما عراقیها هستند؛ ایشان گفتند: «آیا صدای تیرهای شلیک شده را فهمیدند؟».
فرمانده گفت: بله میشنوند. کلیه تیرهائی که در اینجا توسط ما شلیک میشود، عراقیها میشنوند.
با شنیدن این خبر، میرزا جواد آقا خوشحال شدند و تبسمی رضایت بخش نمودند و فرمودند: خوب همین قدر که عراقیها از صدای تیرهای شلیک شده ما ترسیده باشند کفایت میکند. این جواز شلیک کردن ما بود.
بدون دیدگاه