همسر شهید زینالدین میگوید:
ظرفهای شام، دو تا بشقاب و لیوان بود و یک قابلمه. رفتم سر ظرفشویی. گفت: «انتخاب کن. یا تو بشور، من آب بکشم، یا من میشورم تو آب بکش». گفتم: «مگه چهقدر ظرف هست؟» گفت: «هرچی که هست. انتخاب کن».[1]
[1] . یادگاران، جلد ده، کتاب شهید زین الدین، ص 50.
بدون دیدگاه