جلسه ائمه جمعه و جماعات استان بود. ابوالقاسم سخنران مراسم بود. بعد از نماز و نهاز، با چند نفر به اتاقی راهنماییشان کردند برای استراحت. دیدند ابوالقاسم نشسته است.
حاج آقا چرا استراحت نمی کنید؟
توی اتاقی که عکس امام باشد، پایم را دراز نمی کنم.
عکس امام را بردند. ابوالقاسم هم مثل بقیه دراز کشید. [1]
[1] برشهایی از زندگی و زمانه مرحوم آیت الله ابوالقاسم خزعلی، ص 87
بدون دیدگاه