واقعیت این است که هلند نیز چندین قرن سابقه برده‌داری دارد که معلمان هلندی اغلب از آموزش دادن به دانش آموزان خود می‌ترسند، مردم هلندی سفیدپوست صحبت کردن در مورد آن بسیار ناراحت کننده هستند و فصل تاریخ تقریباً تا به امروز به طور کامل نادیده گرفته شده است. سهم هلندی‌ها در برده‌داری، به بیان ملایم، بخش نه چندان باشکوهی از تاریخ هلند است. سورینام، که یک مستعمره هلندی سابق بود، به عنوان مکانی که صاحبان برده در آن بدترین رفتار را با بردگان خود داشتند، شهرت داشت. این که برده‌داران هلندی واقعاً ظالم‌تر از بریتانیایی‌ها، فرانسوی‌ها، پرتغالی‌ها و اسپانیایی‌ها بودند، خیلی راز نیست. برای نشان دادن وحشی‌گری برده‌داری در مستعمرات هلند، تصویری که به ذهن می‌رسد تصویر برده‌ای است که از چوبه دار آویزان شده و قلابی آهنی از میان دنده‌هایش می‌گذرد، در حالی که در پس زمینه مجموعه‌ای از جمجمه‌ها هستند که به شکلی تهدیدآمیز روی چوب‌ها قرار گرفته‌اند. از اواخر قرن شانزدهم، بازرگانان هلندی، به ویژه هلندی‌ها و زلاندی‌ها، به شدت درگیر تجارت برده ماوراء اقیانوس اطلس شده بودند. پس از حدود سال 1635، شرکت هند غربی نیز به تجارت برده پیوست. بردگان کالایی سودآور بودند. به هر حال، مزارعی که اروپایی‌ها در «دنیای جدید» ساخته بودند، به نیروی کار نیاز داشتند، و برای آنها چه چیزی بهتر از نیروی کار رایگان آفریقایی بود. وقتی مشخص شد که منطقه کارائیب – بر خلاف مناطقی مانند پرو و ​​بولیوی – دارای طلا و نقره اندکی است، اسپانیایی‌ها و در نهایت اروپایی‌ها به زودی راهی برای کسب سود از قلمرو “تازه کشف شده” پیدا کردند. محصولات جدیدی مانند شکر، قهوه و پنبه از آسیا و خاورمیانه معرفی شدند که باید در مقیاس وسیع در آب و هوای گرمسیری کشت می‌شدند تا خزانه‌های کشور خود را پر کنند. برای این کار به تعداد زیادی کارگر نیاز بود. ساکنان اصلی این منطقه برای کار سخت مناسب نبودند و علاوه بر این، توسط مهاجمان سفیدپوست از طریق قتل عام و بیماری‌هایی که از اروپا آورده بودند تقریباً نابود شده بودند. بنابراین تصمیم گرفته شد که بردگانی را از آفریقا برای انجام کارهای سنگین بیاورند. عرضه گسترده کارگران قراردادی اروپایی، بردگان آفریقایی و سرانجام پیمانکاران آسیایی، ایجاد چیزی را که از آن به عنوان «دنیای جدید» یاد می‌شود، ممکن ساخت. از سال 1492، سالی که کلمب پا به کارائیب گذاشت، تا سال 1866، زمانی که آخرین محموله بردگان به کوبا تحویل داده شد، حدود 10 میلیون آفریقایی به زور به این به اصطلاح دنیای جدید منتقل شده بودند. احتمالاً تعداد زیادی به همان اندازه از مرحله مقدماتی یافتن بردگان جان سالم به در نبرده‌اند – شکار برده در آفریقا و گذرگاه. بسیاری از بردگان آفریقایی که مانند ساردین‌های بسته بندی شده در کشتی‌ها حمل می‌شدند، مورد ضرب و شتم قرار گرفتند یا از گرسنگی مردند، برخی خودکشی کردند، و بسیاری دیگر مورد تجاوز قرار گرفتند و کشته شدند و سپس به دریا انداختند. بریتانیایی‌ها، فرانسوی‌ها و پرتغالی‌ها عمده‌ترین تاجران برده بودند. با این حال، سهم هلند در تجارت برده حدود 5٪ بود. از این نیم میلیون برده «هلندی»، حدود 275000 آفریقایی در سورینام به سر بردند. برده‌ها نیز به آنتیل آورده می‌شدند و عمدتاً در نمکدان‌ها کار می‌کردند.

در بیش از پانزده سالی که انگلیسی‌ها در سورینام بودند، دویست مزرعه شکر ساخته بودند. اینها توسط هلندی‌ها تصرف و گسترش یافتند. به کارآفرینان مزارع زمین‌هایی داده شد تا در آن‌ها کشت کنند که در ابتدا نیشکر عمدتاً کشت می‌شد و بعداً قهوه، پنبه و کاکائو نیز کشت می‌شد. انحصار تجاری هلند در سورینام همچنین منجر به یک انحصار اقتصادی در هلند شد. ون استیپریان گفت: «تمام لوازم مورد نیاز مزارع، از میخ گرفته تا آجر، باید از هلند تحویل و حمل می‌شد. ده‌ها کشتی که هر سال بین هلند و سورینام بالا و پایین می‌رفتند، کار و اشتغال قابل توجهی را برای کشتی‌سازی‌ها فراهم کردند. این اساساً به این معنی بود که در حالی که هلند از برده‌داری و مزارع مستعمرات کارائیب بازده قابل توجهی داشت، در بازگشت از کشور نیز از سطح بالایی از ایجاد اشتغال از طریق تولید همه مواد مورد نیاز برای تامین و حمل و نقل برده‌ها و همچنین بهره‌مندی از آن برخوردار بود. ساخت کشتی‌های برده، ساخت انواع زنجیر و قفل برای بردگان، شلاق و سایر وسایل ظالمانه برای مجازات آنها، و همچنین ابزارهایی برای خاکورزی خاک، کاشت و برداشت محصول و سایر ابزارها فکر کنید. برای کار در مزارع همه اینها باید تولید می‌شد و با انجام این کار، زمینه اشتغال در هلند فراهم می‌شد. همه اینها همراه با نیروی کار رایگان ارائه شده توسط بردگان به ساختن آنچه امروز هلند است کمک کرد. بسیاری از مزارع دارای نام‌های عاشقانه مانند Mon Désir، Roosenburg و Goede Vrede بودند، جایی که واقعیت‌های سخت روزانه زندگی در مزارع پنهان شده بود. این مزارع چیزی جز خانه‌هایی برای بدبختی، ظلم، غیرانسانی‌ترین اعمال شناخته شده برای بشر، و مکان‌های شکنجه‌ای نبودند که در آن برده‌داران می‌توانستند درد و رنج غیرقابل تصوری را بر آن‌ها تحمیل کنند و بردگان خود را به هر شکلی که دوست دارند بکشند. مزارع همچنین میزان مرگ و میر بالایی داشتند. آب و هوای گرمسیری که در آن بیماری‌های عفونی رشد می‌کند، یکی از دلایل اصلی و همچنین حجم کار سخت و غیرانسانی بود. در مرحله گسترش اولیه استعمار، زمانی که دشت‌های ساحلی سورینام باتلاقی باید کشت و احیا می‌شد، از شلاق برای تسریع حفر خندق‌ها در خاک رس سنگین استفاده می‌شد. سنت‌های شفاهی چند صد ساله مارون‌ها حکایت از آن دارد که کار حفاری و رفتار خشن و غیرانسانی صاحبان مزارع انگیزه مهمی برای فرار آنها بوده است. با توجه به دوره‌های بارندگی شدید، حتی پس از ساخت مزارع، مهم بود که آب و سیستم زهکشی به خوبی حفظ شده و به طور منظم لایروبی شود. علاوه بر این، کار روزانه در مزارع نیز باید ادامه می‌یافت. بردگان شش روز در هفته و اغلب شب‌ها کار می‌کردند. آنها فقط چند روز در آستانه سال نو مرخصی گرفتند. کار بر روی مزارع نیشکر نیز خطرات خاص خود را داشت. اغلب پیش می‌آمد که غلام هنگام بریدن کاهگل به خود آسیب می‌رساند. در مواردی که درمان یک برده مجروح برای ارباب برده هزینه زیادی در بر داشت، یا برده را رها می‌کردند تا بمیرد یا با شلیک گلوله می‌کشتند. همچنین مواردی از بردگان مجروح که “فراتر از نجات” بودند، به جنگل برده شدند و توسط اربابان و دوستانشان برای تفریح به عنوان شکلی از شکار اوقات فراغت اما با یک انسان به عنوان طعمه شکار شدند.

کار در آسیاب یا آشپزی حتی خطرناک‌تر بود. غلامان مرتباً روی چرخ آسیاب فرود می‌آمدند یا در کتری‌هایی می‌افتادند که شکر در آن می‌جوشیدند. و این عمدتاً دلیلی بود که فرستادن بردگان برای کار در آنجا نوعی مجازات بود. شرایط بهداشتی هم وحشتناک بود. بسیاری از بردگان بر اثر بیماری‌های ریوی، شیستوزومیازیس و اسهال خونی در اثر کار در آلونک‌های گرد و غبار و نوشیدن آب آلوده جان خود را از دست دادند. تا سال 1828، بردگان توسط قانون به عنوان انسان یا مردم در نظر گرفته نمی‌شدند، بلکه به عنوان دارایی (منقول) بودند. آنها از هیچ‌گونه حقوق مدنی برخوردار نبودند و اصولاً اجازه مالکیت نداشتند. آنها همچنین نمی توانستند به طور قانونی بین خود ازدواج کنند و ازدواج با یک سفید پوست تابو و خلاف قانون تلقی می‌شد. آرشیو برده داری هلند حاوی فهرست‌های متعددی از مزارع است که شامل شرح مزارع، ساختمان‌ها و دام‌ها و همچنین فهرست بردگان است. علاوه بر نام و کارکرد آنها، احوال بندگان را نیز ذکر کرده است.[1]

[1] https://dutchreview.com/culture/history/life-of-the-slaves-in-dutch-colonies/