چگونه شرکت هند شرقی به قدرتمندترین انحصار جهان تبدیل شد؟ این شرکت عظیم بریتانیایی در زمان ملکه الیزابت اول تأسیس شد و به بهره برداری از تجارت خارج از کشور و تبدیل شدن به یک بازیگر برتر جهانی تبدیل شد. یکی از بزرگ‌ترین و مسلط‌ترین شرکت‌های تاریخ، مدت‌ها قبل از ظهور غول‌های فناوری مانند اپل، گوگل یا آمازون فعالیت می‌کرد. شرکت انگلیسی هند شرقی با منشور سلطنتی در 31 دسامبر 1600 تأسیس شد و به عنوان یک سازمان تجارت جزئی، دولت-نقطه بخشی عمل کرد و سود زیادی از تجارت خارج از کشور با هند، چین، ایران و اندونزی برای بیش از بیش از آن به دست آورد. دو قرن تجارت آن انگلستان را با چای مقرون به صرفه، منسوجات پنبه‌‌‌‌‌‌ای و ادویه جات پر کرد و سرمایه گذاران لندنی خود را با بازدهی 30 درصدی پاداش داد. امیلی اریکسون، استاد جامعه‌شناسی در دانشگاه ییل و نویسنده کتاب بین انحصار و تجارت آزاد: شرکت انگلیسی هند شرقی، می‌گوید: «در اوج خود، شرکت انگلیسی هند شرقی تا حد زیادی بزرگترین شرکت در نوع خود بود. همچنین از چندین کشور بزرگتر بود. اساساً این امپراتور بالفعل بخش‌های بزرگی از هند بود که در آن زمان یکی از مولدترین اقتصادهای جهان بود. اما درست زمانی که کنترل شرکت هند شرقی بر تجارت در اواخر قرن هجدهم ضعیف شد، نام جدیدی به عنوان یک امپراتوری ساز پیدا کرد. در مقطعی، این شرکت بزرگ فرماندهی ارتش خصوصی متشکل از 260000 سرباز را برعهده داشت که دو برابر ارتش دائمی بریتانیا بود. این نوع نیروی انسانی برای ترساندن رقابت باقی مانده، تسخیر قلمرو و وادار کردن حاکمان هند به قراردادهای یک طرفه که به شرکت قدرت مالیاتی سودآوری‌ می‌داد، بیش از اندازه کافی بود. بدون شرکت هند شرقی، راج امپراتوری بریتانیا در قرن 19 و 20 در هند وجود نداشت. و موفقیت وحشیانه اولین شرکت چند ملیتی جهان به شکل‌گیری اقتصاد جهانی مدرن، چه خوب و چه بد، کمک کرد. شرکت هند شرقی در زمان ملکه الیزابت اول تأسیس شد. در آخرین روز سال 1600، ملکه الیزابت اول منشوری به گروهی از بازرگانان لندنی برای حقوق تجارت انحصاری در خارج از کشور با هند شرقی اعطا کرد. شرکت جدید انگلیسی هند شرقی یک انحصار بود به این معنا که هیچ تبعه بریتانیایی دیگر‌ نمی‌توانست به طور قانونی در آن قلمرو تجارت کند، اما با رقابت شدید اسپانیایی‌ها و پرتغالی‌ها که قبلاً پایگاه‌ های‌تجاری در هند داشتند و همچنین شرکت هند شرقی هلند روبرو بود. در سال 1602 تاسیس شد. انگلستان، مانند بقیه اروپای غربی، اشتهای زیادی به کالاهای شرقی عجیب و غریب مانند ادویه‌جات، منسوجات و جواهرات داشت. اما سفرهای دریایی به هند شرقی، سرمایه‌گذاری‌های بسیار خطرناکی بود که شامل درگیری‌های مسلحانه با تاجران رقیب و بیماری‌های مرگباری مانند اسکوربوت بود. اریکسون‌ می‌گوید میزان مرگ و میر برای یکی از کارکنان شرکت هند شرقی 30 درصد بود. انحصار اعطا شده توسط منشور سلطنتی حداقل از بازرگانان لندنی در برابر رقابت داخلی محافظت‌ می‌کرد و در عین حال تضمینی برای تاج و تخت، که شدیداً به بودجه نیاز داشت، پس‌ می‌داد.

بسیاری از ویژگی‌‌های شرکت مدرن برای اولین بار توسط شرکت هند شرقی رایج شد. به عنوان مثال، این شرکت بزرگترین و بادوام‌‌‌‌ترین شرکت سهامی زمان خود بود، به این معنی که با فروش سهام به مردم، سرمایه را جمع آوری و جمع کرد. این توسط یک رئیس اداره‌ می‌شد، اما همچنین یک “هیئت کنترل” یا “هیئت افسران” اداره‌ می‌شد. بر خلاف جلسات نسبتاً آرام هیئت مدیره شرکتی امروز، جلسات شرکت هند شرقی با حضور صدها سهامدار پرشور بود و در حالی که منشور شرکت هند شرقی به آن انحصار ظاهری در هند اعطا کرد، این شرکت همچنین به کارمندان خود اجازه داد تا در کنار تجارت خصوصی شرکت کنند. در ابتدا، شرکت پول زیادی برای پرداخت به کارکنان خود برای این کار بسیار خطرناک نداشت، بنابراین نیاز به ارائه مشوق‌‌های دیگری داشت. اریکسون‌ می‌گوید: «این انگیزه تجارت برای منافع خصوصی خود در خارج از کشور بود. کارمندان شرکت هند شرقی هم در داخل و هم خارج از قوانینی که شرکت اعطا کرده است، تجارت‌ می‌کنند. فرصت‌‌های زیادی برای فریب دادن، تقلب و قاچاق وجود داشت. به جواهرات فکر کنید که چیز بسیار کوچک و بسیار گران قیمتی است که‌ می‌توانید به راحتی آن را روی خود پنهان کنید.»

قبل از شرکت هند شرقی، اکثر لباس‌ها در انگلستان از پشم ساخته‌ می‌شدند و برای دوام طراحی‌ می‌شدند، نه مد. اما زمانی که بازارهای بریتانیا مملو از منسوجات پنبه‌‌‌‌‌‌ای ارزان قیمت و زیبا بافته شده از هند بود، شروع به تغییر کرد، جایی که هر منطقه از کشور پارچه‌‌‌‌‌هایی  با رنگ‌ها و طرح‌‌های مختلف تولید‌ می‌کرد. هنگامی که یک الگوی جدید وارد شد، ناگهان در خیابان‌‌های لندن به همه جا تبدیل شد. اریکسون می‌گوید: «این امکان وجود دارد که در سبک مناسب قرار بگیریم که قبلاً وجود نداشت.» بسیاری از مورخان فکر‌ می‌کنند این آغاز فرهنگ مصرف در انگلستان است. هنگامی که آنها کالاهای پنبه‌‌‌‌‌‌ای را آوردند، این نوسانات جدید را در آنچه محبوب بود معرفی کرد. یک نقطه عطف بزرگ در تبدیل شرکت هند شرقی از یک شرکت تجاری سودآور به یک امپراتوری تمام عیار پس از نبرد Plassey در سال 1757 رخ داد. این نبرد 50000 سرباز هندی تحت نواب بنگال را در مقابل 3000 مرد شرکت قرار داد. نواب به دلیل پایین آوردن مالیات از شرکت عصبانی بود. اما چیزی که نواب‌ نمی‌دانست این بود که رهبر نظامی شرکت هند شرقی در بنگال، رابرت کلایو، با بانکداران هندی معامله‌‌‌‌‌‌ای پشت سر گذاشته بود به طوری که بیشتر ارتش هند از جنگیدن در Plassey خودداری کردند.

پیروزی کلایو به شرکت هند شرقی قدرت مالیاتی گسترده‌‌‌‌‌‌ای در بنگال داد که در آن زمان یکی از ثروتمندترین استان‌‌های هند بود. کلایو گنج نواب را غارت کرد و آن را به لندن بازگرداند (البته مقدار زیادی را برای خود نگه داشت). اریکسون اقدامات شرکت هند شرقی در بنگال را به عنوان یک تغییر لرزه‌‌‌‌‌‌ای در ماموریت شرکت خود‌ می‌بیند. بهره‌برداری‌‌های شرکت هند شرقی به هند ختم نشد. در یکی از تاریک‌ترین فصل‌های خود، این شرکت در ازای گران‌ترین کالای تجاری این کشور که چای بود، تریاک را به چین قاچاق می‌کرد. چین فقط چای را با نقره مبادله می‌کرد، اما در انگلستان به سختی می‌توان آن را به دست آورد، بنابراین شرکت ممنوعیت تریاک چین را از طریق بازار سیاه تولیدکنندگان و قاچاقچیان تریاک هندی نادیده گرفت. با سرازیر شدن چای به لندن، سرمایه گذاران شرکت ثروتمند شدند و میلیون‌ها مرد چینی در لانه‌‌های تریاک هدر رفتند. هنگامی که چین تجارت تریاک را سرکوب کرد، دولت بریتانیا کشتی‌های جنگی فرستاد و جنگ تریاک در سال 1840 را آغاز کرد. شکست تحقیرآمیز چین کنترل هنگ‌کنگ را به بریتانیا واگذار کرد، اما درگیری‌ها بر معاملات تاریک شرکت هند شرقی در این نام روشن شد.[1]

[1] https://www.history.com/news/east-india-company-england-trade