کشور سنگال آیینه عبرتی است برای تمام کشورها به خاطر سیاست های نئولیبرالی که به آن تحمیل شد چرا که وضعیت این کشور روز به روز بدتر شد و از نتایج اجرای این سیاست ها، برای فقرا، قیمت های بالای غذا، حمل و نقل، مدرسه و هزینه های پزشکی و کاهش دستمزدها و بیکاری و…. بود.
در ادامه تبعاتی که دخالت های آمریکا در وضعیت اقتصادی و رفاه اجتماعی سنگال داشته را توضیح خواهیم داد

خلاصه متن:

در کشور سنگال، در طول دهه 1960 و 1970، بهبود اقتصادی و رفاه اجتماعی قابل توجهی رخ داد و دقیقا نقطه برعکس آن، در دهه 1980، به خاطر سیاست های نئولیبرالی تحمیلی آمریکا و سازمان های بین المللی، کاهش قابل توجهی رخ داد. کشورهای بدهکار در سال 1990، 61 درصد بیشتر از سال 1982 بدهکار شدند[1]. در طول دهه 1980، قیمت نفت و نرخ بهره به طور چشمگیری افزایش یافت، قیمت کالاهای صادراتی آفریقا کاهش یافت و کشورهای صنعتی سیاست های حمایتی[2] را در پیش گرفتند. پاسخ غرب بازسازی ساختار پرداخت بدهی، در ازای اجرای SAPها بود. تعدیل ساختاری شامل سیاست‌های نئولیبرالی از جمله: آزادسازی تجارت، کاهش ارزش پول ملی، حذف یارانه‌های دولتی و کنترل قیمت‌ها، خصوصی‌سازی، کمبود اعتبار، نرخ‌های بهره بالاتر و «بازیابی هزینه‌ها» در بخش بهداشت و آموزش بود. SAP بازپرداخت بدهی و صادرات مواد خام ارزان قیمت به شمال را تضمین میکند و رشد بلند مدت برای کشورهای توسعه نیافته را به ارمغان نخواهد آورد. نتایج برای فقرا قیمت های بالای غذا، حمل و نقل، مدرسه و هزینه های پزشکی و کاهش دستمزدها و بیکاری بود.[3] کارمندان دولت، معلمان، پرستاران و کارگران کارخانه همگی اخراج شده اند. هزینه های بهداشتی به عنوان نسبتی از تولید ناخالص ملی بین سال های 1978 و 1988 کاهش یافت و هزینه های سرانه برای سلامت در دهه منتهی به 1988-1988 کاهش یافت. طبق معمول، فقرا بیشترین آسیب را از این کاهش ها متحمل شدند و در این دهه شاهد افزایش شماری از بیماری ها از جمله مالاریا، سل و اسهال بودیم.[4] و همه این اتفاقات از تحمیل سیاست های نئولیبرالی آمریکا بر سنگال رقم خورد.

 

 

متن تفضیلی:

بررسی روابط سنگال و سیاست‌های نئولیبرال آمریکایی، و گسترش فقر در سنگال

استعمار عبارت است از استقرار قدرت سیاسی، اقتصادی و فرهنگی یک کشور بر کشوری دیگر که شامل فتح مردمانی توسط مردم دیگر است. در طول استعمار سنگال، فرانسوی ها فرهنگ خود را تحمیل کرده و تلاش کردند بر میراث و نهاد سنگال چیره شوند. استعمار سنگال توسط فرانسه از قرن 17 میلادی اغاز شد، این کشور و به ویژه جزیره‌ی چسبیده به پایتخت آن،پایگاهی برای تجارت فرانسوی‌ها بود. تجار فرانسوی به تجارت و خرید برده، طلا و صمغ عربی می‌پرداختند. در سال 1854 حکمران فرانسوی سنگال استعمار فرانسه را به تمام سرزمین این کشور تسری داد. این کشور تا 1960 در چنگ استعمار بود. کنترل و استعمار فرهنگی فرانسه بر سنگالی ها شامل ابعاد زبانی نیز بود. هدف این بود که فرانسوی بعنوان تنها وسیله ارتباطی برای مردم سنگال شود. تسلط فرهنگی و آموزشی فرانسوی ها تمام و کمال بود، استعمارگران با استفاده از کتب درسی فرانسوی، زبان و فرهنگ فرانسه را به مردم سنگال تحمیل می‌کردند. فرانسه از این طریق بسیار تلاش کرد تا در ذهن مردم این کشور این ایده را درست کند که شیوه و سبک زندگی فرانسوی بر سبک زندگی سنگالی برتری دارد، و همین موضوع باعث سردرگمی مردم این کشور نسبت به هویت فرهنگی خود شد. زبان فرانسوی پس از استقلال کشور سنگال نیز هنوز زبان رسمی این کشور است، البته دیگر زبان های محلی نیز به رسمیت شناخته شده است. این درحالی است که 80% مردم سنگان به زبان ولوف[5] متکلم‌اند، و فقط 15-20% مردان و تنها 1% زنان سنگالی می‌توانند زبان فرانسه را بفهمند!. در پاسخ به این موضوع در دهه 30-40-50 میلادی جنبش سوادآموزی نگریتیود[6] شکل گرفت، که بنیان گذار آن جنبش بعد از استقلال اولین رئیس جمهور[7] سنگال شد. هدف این جنبش ترویج فرهنگ و هنر و زبان مردمان آفریقا بود. [8]

بهبود اقتصادی و رفاه اجتماعی قابل توجهی در طول دهه 1960 و 1970 رخ داد و دقیقا نقطه برعکس آن دهه 1980 است که به خاطر سیاست های نئولیبرالی تحمیلی آمریکا و سازمان های بین المللی وضعیت اقتصادی و رفاه اجتماعی، کاهش قابل توجهی یافت. کشورهای بدهکار در سال 1990 61 درصد بیشتر از سال 1982 بدهکار شدند[9]. در طول دهه 1980، قیمت نفت و نرخ بهره به طور چشمگیری افزایش یافت، قیمت کالاهای صادراتی آفریقا کاهش یافت و کشورهای صنعتی، سیاست های حمایتی[10] را در پیش گرفتند. پاسخ غرب بازسازی ساختار پرداخت بدهی، در ازای اجرای SAPها بود. تعدیل ساختاری شامل سیاست‌های نئولیبرالی از جمله: آزادسازی تجارت، کاهش ارزش پول ملی، حذف یارانه‌های دولتی و کنترل قیمت‌ها، خصوصی‌سازی، کمبود اعتبار، نرخ‌های بهره بالاتر و «بازیابی هزینه‌ها» در بخش بهداشت و آموزش بود. SAP بازپرداخت بدهی و صادرات مواد خام ارزان قیمت به شمال را تضمین میکند و رشد بلند مدت برای کشورهای توسعه نیافته را به ارمغان نخواهد آورد. نتایج برای فقرا قیمت های بالای غذا، حمل و نقل، مدرسه و هزینه های پزشکی و کاهش دستمزدها و بیکاری بود.[11] به عنوان مثال وقتی اتحادیه اروپا از 2000 تا 2009 دلار را به یورو ترجیح داد، ارزش سی اف ای فرانک افزایش پیدا کرد، اما این وضعیت باعث شد که قیمت برنج سنگالی از برنج تایلندی صادراتی بسیار بیشتر شود. بنابراین سنگال که به دنبال ایجاد صنعت داخلیِ برنج خود بود، صنعت برنج اش نابود شد؛ توضیح آنکه برنج ارزان تایلندی کشاورازن برنج سنگالی را ورشکست و نابود کرد. بنابراین با وجود تولیدات داخلی گران قیمت، رشد اقتصادی صادرات محور، غیرممکن می‌گردد؛عاملی که برای خارج کردن یک کشور از وضعیت فقر ضروری است. برای همین است که کشورهایی که از سی اف ای استفاده میکنند نرخ رشد کمتری نسبت به دیگر کشورهایی افریقایی، مثل مراکش، دارند.[12] کارمندان دولت، معلمان، پرستاران و کارگران کارخانه همگی اخراج شده اند. هزینه های بهداشتی به عنوان نسبتی از تولید ناخالص ملی بین سال های 1978 و 1988 کاهش یافت و هزینه های سرانه برای سلامت در دهه منتهی به 1988-1988 کاهش یافت. طبق معمول، فقرا بیشترین آسیب را از این کاهش ها متحمل شدند و در این دهه شاهد افزایش شماری از بیماری ها از جمله مالاریا، سل و اسهال بودیم.[13]

 

 

[1] Despite paying out more than $1300 billion between 1982 and 1990, debtor countries are now 61% more indebted than they were in 1982.4

[2] Protectionism

[3] The Divide A Brief Guide to Global Inequality and its Solutions (Jason Hickel): p.128

[4] Gouvemement du Senegal, Unicef. Analyse de la situation de l’infant et de lafemme au Senegal. Dakar: Unicef. 1991.

[5] Wolof

[6] Négritude

[7] Léopold Sédar Senghor

[8] https://rightforeducation.org/2021/11/24/the-impact-of-french-colonialism-on-senegalese-culture/

[9] Despite paying out more than $1300 billion between 1982 and 1990, debtor countries are now 61% more indebted than they were in 1982.4

[10] Protectionism

[11] The Divide A Brief Guide to Global Inequality and its Solutions (Jason Hickel): p.128

[12] Ndione, M. (2008). ‘Contraintes d’une croissance inégalement répartie, No. 10’. Magazine du Bureau Régional de la Banque Mondiale à Dakar: 22–3.

[13] Gouvemement du Senegal, Unicef. Analyse de la situation de l’infant et de lafemme au Senegal. Dakar: Unicef. 1991.