در این سند گفته می شود که بریتانیا و ایالات متحده از اوایل سال 1961 طرح و نقشه خود برای حذف نکرومه، رئیس جمهور غنا را شروع کردند و در سال 1966 موفق شدند؛ در حالی که نکرومه برای یک سفر دولتی خارج از کشور بود، طی یک کودتا با حمایت سیا، دولت او سرنگون گردید و یک رژیم دیکتاتوری نظامی مورد حمایت امریکا روی کار آمد. در ادامه توضیح خواهیم داد که آمریکا چگونه توانست دولت نکرومه را سرنگون کند.
خلاصه متن:
پس از استقلال غنا در سال 1957، به عنوان یکی از اولین کشورهای افریقایی، رهبر آزادیبخش این کشور کوامه نکروماه، اولین رئیس جمهور منتخب آن، با سیاستهای دولتی خود ظرفیت تولید غنا را تقویت کرد و وابستگی این کشور به واردات اروپایی را به میزان قابل توجهی کاهش داد. ملی سازی معادن و رایگان نمودن خدمات بهداشتی و آموزشی، از جمله سیاستهای او بود.
جهانبینی نکرومه محدود به آفریقا نبود. اثرگذاری و الهام بخشی او سطحی جهانی داشت. بنا به تعریف یکی از احزاب این کشور، نکرومائیسم، به بیان ساده، یعنی اتکا به خود و اعتقاد به اینکه آفریقایی قادر به مدیریت امور خود میباشد.
این مجموعه افکار و سیاستها نکرومه را به یک هدف مهم و فوری برای کشورهای غربی تبدیل کرد. بریتانیا و ایالات متحده از اوایل سال 1961 طرح و نقشه خود برای حذف وی را شروع کردند و در سال 1966 به موفقیت رسیدند. رهبران کودتای نظامی، از جمله افسران ارتش، سرهنگ کوتوکا، سرگرد آفریفا، ژنرال بازنشسته آنکراه و بازرس کل پلیس، هارلی، کودتای خود را با اتهام بیکفایتی و فساد دولت توجیه کردند. در حالی که نکرومه برای یک سفر دولتی خارج از کشور بود، طی یک کودتا با حمایت سیا، دولت او سرنگون گردید و یک رژیم دیکتاتوری نظامی مورد حمایت آمریکا روی کار آمد. حکومت نظامی، اختیارات و مدیریت اقتصاد غنا را کاملاً به صندوق بین المللی پول و بانک جهانی محول کرد؛ داراییهای کشور را خصوصی کرد؛ موانع بر سر راه شرکتهای خارجی را کاهش داد و غنا را مجبور کرد که به نقش قبلی خود به عنوان صادرکننده مواد خام برگردد! نکرومه بقیه عمر خود را در تبعید در کوناکریِ گینه سپری کرد و هرگز به خانه بازنگشت.
متن تفصیلی:
در قاره دیگر، قاره آفریقا که این پهنه خاکی نیز بسیاری از کشورهایش در موج توسعهگرایی دهه 60 و 70 شرکت کردند، مورد غنا بسیار جالب توجه است. در سال 1957 غنا بعنوان یکی از اولین کشورهای افریقایی، به استقلال خود از چنگ استعمار دست پیدا کرد. رهبر آزادیبخش این کشور کوامه نکروماه، اولین رئیس جمهور منتخب آن، بود. نکرومه، متفکر برجسته توسعهگرای آفریقا، با سیاستهای دولتی خود ظرفیت تولید غنا را تقویت کرد و در نتیجه وابستگی این کشور به واردات اروپایی به میزان قابل توجهی کاهش یافت. از جمله سیاستهای وی: ملی سازی معادن، تنظیم و مقررات گذاری برای شرکت های خارجی، رایگان نمودن خدمات بهداشتی و آموزشی، او با ابتکاری مردم را برای درست کردن زیرساختها در مناطق روستایی بکار گرفت و همین خود باعث ایجاد شغل شد . نکرومه همچنین به چهرهای برجسته در دنیا و قاره افریقا تبدیل شد و یک چشم انداز پان آفریقایی را جهت اتحاد قاره آفریقا، با همکاری اقتصادی و سیاسی، مطرح کرد. او همچنین تقسیمات مصنوعی منبعث از دوران استعمار را نپذیرفت و لغو کرد. از انجا که دیدگاهها و جهانبینی نکرومه محدود به آفریقا نبود اثرگذاری و الهام بخشی در سطح جهانی داشت. نکرومه ایدئولوژی خود را اینگونه تعریف میکند: “ایدئولوژیای معتقد به آفریقای جدید، مستقل و کاملاً عاری از امپریالیسم، سازمانیافته در سطح قارهای، مبتنی بر مفهوم آفریقای واحد و متحد، که قدرت خود را از علم و فناوری مدرن و از باور سنتی آفریقایی مبنی بر اینکه توسعه آزادانه هر یک شرط توسعه آزاد همه است (منظور: توسعه من توسعه توست).[1]
بنا به تعریف حزبِ “کنوانسیون حزب خلق[2]“: نکرومائیسم به بیان ساده یعنی اتکا به خود، اعتقاد به اینکه آفریقایی قادر به مدیریت امور خود میباشد. ارزش های مورد حمایت حزب یا همان اصول راهنمای نکرومایسم معاصر همان اصول و ارزشهایی هستند که این حزب و تفکر را بوجود آورده و هدایت کرده است: عدالت اجتماعی، پان آفریقاییگرایی[3]، حق تعیین سرنوشت[4]، هویت آفریقایی[5]، ضد امپریالیسم.
او نیز مانند سوکارنو یکی از بنیانگذاران جنبش عدمتعهد بود و با مشاهده کودتاهای مورد حمایت غرب در دهه 1950 و اوایل دهه 1960 به منتقد سرسخت مداخله کشورهای غربی امور جهان جنوب تبدیل شد. کتاب نمادین او در سال 1965، استعمار نو: آخرین مرحله امپریالیسم بود، نثر قدرتمند وی باعث شد که صدای ناامیدی مردم جهان جنوب را به همه دنیا برساند.
این مجموعه افکار و سیاستها نکرومه را به یک هدف مهم و فوری برای کشورهای غربی تبدیل کرد. بریتانیا و ایالات متحده از اوایل سال 1961 طرح و نقشه خود برای حذف وی را شروع کردند و در سال 1966 موفق شدند؛ رهبران کودتای نظامی، از جمله افسران ارتش، سرهنگ کوتوکا، سرگرد آفریفا و ژنرال (بازنشسته) آنکراه و بازرس کل پلیس هارلی، کودتای خود را با اتهام بی کفایتی و فاسد بودن دولت قوام توجیه کردند. در حالی که نکرومه برای یک سفر دولتی خارج از کشور بود، طی یک کودتا با حمایت سیا، دولت او سرنگون گردید و یک رژیم دیکتاتوری نظامی مورد حمایت امریکا روی کار آمد. حکومت نظامی، اختیارات و مدیریت اقتصاد غنا را کاملاً به صندوق بین المللی پول و بانک جهانی محول کرد، داراییهای کشور را خصوصی کرد، موانع بر سر راه شرکت های خارجی را کاهش داد و غنا را مجبور کرد که به نقش قبلی خود به عنوان صادرکننده مواد خام برگردد. نکرومه بقیه عمر خود را در تبعید در کوناکریِ گینه سپری کرد و هرگز به خانه بازنگشت.
براساس منابع اطلاعاتی دسته اول، سیا به گروهی از افسران مخالفِ ارتشِ نکرومه مشاوره داد و از ایشان جهت کودتای نظامی حمایت کردد. مشارکت سیا در کودتا، بدون تأیید قبلی از سوی مقامات بلند پایه واشنگتن (گروه بیناسازمانی رده بالا) که بر سیآیآی نظارت میکنند، انجام شد. آن گروه که در سال 1966 به عنوان کمیته 303 شناخته می شد، به طور خاص درخواست سیا مبنی بر دخالت و سرنگونی قوام نکرومه را رد کرد. درخواست توطئه علیه نکرومه که با حفظ روابط نزدیک با اتحاد جماهیر شوروی و چین خشم ایالات متحده را برانگیخته بود.
اگرچه C.I.A. در 12 سالی که از سرنگونی نکرومه می گذرد، اغلب مورد بررسی قرار گرفته، اما تا کنون هیچ گونه افشاگری عمومی در مورد نقش سیا در کودتا انجام نشده است.
https://scholars.fhsu.edu/theses/178/
https://www.tandfonline.com/doi/abs/10.1080/00396336608440639?journalCode=tsur20
[1] Smith 1991, p. 31.
[2] The Convention People’s Party (CPP)
[3] Pan-Africanism
[4] Self Determination
[5] African Personality