سوم سپتامبر یک روز عادی در قطر نیست. در چنین روزی در سال 1971، این ایالت استقلال خود را از اشغال انگلیس به دست آورد تا مرحله جدیدی در تاریخ کشور آغاز شود که در آن دولت کنترل کامل قدرت را به دست گرفت و قطر به یک کشور مستقل تبدیل شد. نفوذ انگلیس در قطر در سال 1868 زمانی آغاز شد که شیخ محمد بن ثانی قراردادی را با مقامات بریتانیایی در خلیج فارس امضا کرد که در آن قطر به عنوان یک نهاد سیاسی مستقل به رسمیت شناخته شد و بر اساس آن بریتانیا متعهد شد از قطر در برابر هرگونه تجاوز خارجی محافظت کند، اما این توافقنامه انجام شد. سال 1916 که شاهد تغییرات زیادی در منطقه خلیج فارس و در واقع جهان به طور کلی بود، با پایان جنگ جهانی اول با شکست امپراتوری عثمانی و گسترش گسترده بریتانیا در منطقه، ثانی، حاکم وقت قطر، یک معاهده حفاظتی با بریتانیا امضا کرد که شامل 11 ماده بود.
با این حال، شیخ جاسم آل ثانی در مورد 3 ماده از این قرارداد، به دلیل اینکه آنها را تأثیرگذار بر حاکمیت ملی کشور می دانست، احتیاط کرد، یعنی ماده هفتم که به اتباع بریتانیا اجازه میداد در تجارت مروارید با مردم محلی رقابت کنند. هشتمین ماده به انتصاب یک مقیم بریتانیا در قطر تصریح میکند و نهمین مورد به بریتانیا اجازه میدهد دفتری برای پست و تلگراف در این کشور ایجاد کند.[1]
«در طول این پایاننامه، من روایتی از استعمار بریتانیا در خلیج فارس از دریچه نیروی کار، اقتصاد و جهانی سازی ساختهام. من استدلال میکنم که استعمار بریتانیا بازسازی یک سیستم کارگری منطقهای موجود را به یک سیستم کار تودهای سرمایهداری در اوایل قرن نوزدهم تسهیل کرد. در واقع، بردهداری در واقع اولین نهاد کارگری بود که تأثیر جهانی شدن را احساس کرد. تسهیل تجارت بریتانیا در منطقه، شبکه تجاری موجود در اقیانوس هند را به روی مصرف غربی باز کرد. و علیرغم برخی تلاشها برای لغو و سرکوب تجارت برده توسط بریتانیا، منافع تجاری و ژئوپلیتیکی آنها اغلب در منطقه پیروز میشد، بهویژه زمانی که الغا دشوار، پرهزینه و با مقاومت مناطق خلیج فارس بود. این منجر به ظهور طبقه ای از کارگران شد که هدف اصلی آنها تولید کالاهایی برای برآورده کردن خواستههای غرب بود. این کارگران بخشی از مزارع خرما، قایقهای غواصی مروارید، و بعداً اردوگاههای نفتی در سراسر خلیج بودند. من همچنین استدلال میکنم که بریتانیا میراثهای متعددی از حکمرانی در خلیج فارس به جا گذاشته است که شامل شکل اولیه سیستم گواهی حمایت و عدم اعتراض، همراه با طبقهبندی نژادی خود از کارگران مزدبگیر است. این میراث هر دو نتیجه شرایط حاکمیت بریتانیا خاص در خلیج فارس و تجربه قبلی بریتانیا پس از برده داری در دیگر مستعمراتش است. این میراثها، اگرچه تا حدودی با تلاش کشورهای شورای همکاری خلیجفارس برای رسیدن به هدف پروژههای ملتسازی خود تغییر کردهاند، اما همچنان در نحوه اداره نیروی کار در خلیجفارس امروز رایج هستند. سیستم مدرن کفالا ویژگی کلیدی حمایت از سوی کارفرما را حفظ میکند، که مسئولیت کنترل کارگر را در دستان کارفرما قرار میدهد و مسئولیت دولت را به حداقل میرساند.»[2]
[1] https://www.aljazeera.net/news/cultureandart/2020/9/3
[2]https://repository.library.georgetown.edu/bitstream/handle/10822/1061224/NgocNguyen_CULPHonors.docx%20(1)%20(1)%20-%20Ngoc%20Nguyen.pdf?sequence=1