1. ترک محرمات

ترک گناه یکی از اصول زندگی قرآنی است و باید در خانواده های ما رعایت شود. ترک گناه از انجام واجبات نیز مهم‌‌تر است. منظور این نیست که در هنگام مواجهه با ترک گناه و انجام واجب، ترک گناه را انتخاب کنیم، بلکه منظور این است که در زمینه خودسازی، انسان‌‌ها معمولاً در انجام واجبات نسبت به ترک محرمات، موفق‌‌تر هستند. انجام واجبات در بسیاری از موارد نسبت به ترک یک کار حرام راحت‌‌تر است. به عنوان مثال برای انسان نماز خواندن راحت‌‌تر از ترک دروغ است. روزه گرفتن برای او ساده‌‌تر است تا آنکه بخواهد غیبت را ترک کند. انسان بیشتر بر روی واجبات تکیه می‌‌کند، اما در مقابل، ترک محرمات کمرنگ می‌‌شود. باید به این نکته دقت نمود که وقتی انسان گناهی را انجام می‌‌دهد و دل او رو به سیاهی می‌‌رود، کم‌‌کم از انجام واجبات نیز دور خواهد شد و حتی اگر هم انجام دهد، حال خوبی پیدا نخواهد کرد. آیت الله بهجت رحمه‌‌الله‌‌علیه در این زمینه فرموده‌‌اند که: انجام واجبات و ترک محرمات بهترین کار و آغاز راه برای خود سازی و تهذیب نفس است.

گناهان مختلفی که بیان می شود، هر کدام از آنها آثاری دارد. یعنی آثار غیبت با آثار چشم چرانی یکی نیست. آثار دروغ با آثار گوش دادن به آهنگ غنا یکی نیست. حتی هر آهنگ غنایی آثار مختص خود را بر روی انسان می‌‌گذارد. در روایات آثار گناه به چند دسته تقسیم می‌‌شود. در دعای کمیل به بعضی از این موارد اشاره شده است. در ذیل به برخی از انواع گناهان اشاره می شود.

 

اقسام گناهان از نظر آثار

یک سری از گناهان وجود دارد اگر انسان و یا جامعه آن را انجام دهد، مانع بارش باران می‌‌شود. خداوند در قرآن به این بحث اشاره کرده و می‌‌فرماید: «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفّاراً * یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ مِدْراراً»[1]؛ شما استغفار کنید، آسمان برای شما باران می فرستد.

گناهانی که مانع بارندگی می‌شوند عبارتند از: دروغ‌گویی حکم‌رانان، قضاوت ظالمانه قاضیان، شهادت دروغ، کتمان دروغ.[2]

در روایات آمده است که دروغگویی حاکمان باعث خشکسالی و کاهش باران می‌‌شود. یعنی اگر حاکم و مسئول خیلی راحت به مردم دروغ بگویند، چنین جامعه‌‌ای از رحمت الهی دور می‌‌شود.

2- گناهانی که مانع استجابت دعا می‌‌شوند مانند: آزردن پدر و مادر، دورویی، باورنداشتن به اجابت دعا، به تأخیر انداختن نمازهای واجب تا وقتشان بگذرد، بدزبانی.[3] کسانی که فلسفه دعا را نمی‌‌دانند، خیلی راحت دعا را انکار می‌‌کنند و می‌‌گویند، دعا در این شب های قدر و غیره اثری ندارد، مریض هستید، به پزشک مراجعه کنید تا شفا یابید.

3- گناهانی که نعمت‌‌ها را به نقمت تبدیل می‌کند عبارتند از: زورگویی و سرکشی، ناشکری. این گناهان در صورت انجام شدن، نعمت‌‌ها را از انسان می‌‌گیرد.

4- گناهانی که پشیمانی به بار می‌آورد مانند قتل.

5 – گناهانی که آبرو و حیثیت را از بین می‌برد، مانند شرابخواری. در روایات فراوان نقل شده است که در شرابخواری چیزی نهفته است که آبروی انسان را می‌‌برد.

6- گناهانی که مانع روزی می‌شوند مانند زنا و گوش دادن به موسیقی غنا.

7- گناهانی که موجب شتاب در مرگ می‌شوند و زود انسان را از پای در‌‌می‌‌آورند، مانند قطع رابطه با خویشاوندان.[4] این ایام ماه مبارک رمضان فرصت خوبی برای صله رحم است و این کار عمر انسان را طولانی می کند.

گناهان به صورت کلی به موارد بالا تقسیم می‌‌شوند. هرچند ممکن است موارد دیگری هم باشد. گناهان بر اساس بزرگ و کوچک بودن نیز به دو دسته تقسیم می شوند: گناهان کبیره و گناهان صغیره. شهید دستغیب در کتاب گناهان کبیره این تعریف را برای گناهان کبیره و صغیره بیان کرده و می‌‌فرماید: گناهان کبیره گناهانی است که در قرآن و یا روایات برای آنها وعده عذاب داده شده است. اما گناهان صغیره، گناهانی است که برای آن وعده عذاب داده نشده است. خداوند در قرآن نیز بعد از نام بردن بسیاری از گناهان برای آنها وعده عذاب داده است. به عنوان مثال برای گوش دادن به غنا می‌‌فرماید: «… لَهُمْ عَذَابٌ مُّهِينٌ…»[5]؛ عذاب خوار کننده ای برای شما در نظر گرفته ایم. یا برای رباخواری می‌‌فرماید: «… يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطَـنُ مِنَ الْمَسِّ…»[6]؛ شیطان آنها را مسح کرده است. و در ادامه خداوند می‌‌فرماید: «… فَأْذَنُواْ بِحَرْب مِّنَ اللَّهِ…»[7]؛ شما به جنگ با خدا برخاسته‌‌اید.

برخی از کارها وجود دارد که اگر انسان آنها را انجام دهد، گناهان صغیره تبدیل به گناهان کبیره می‌‌شود، و یا اگر خود گناه کبیره بود، مانند دروغگویی، آن کار گناه کبیره را مضاعف می‌‌کند. پس اگر خدای ناکرده کسی گناهی مرتکب شد، کارهایی را که اثر آن را بیشتر می‌‌کند، انجام ندهد.

مواردی که عقوبت گناه را زیادتر کرده و گناه صغیره را به گناه کبیره تبدیل می‌‌نماید

اصرار بر گناه‏

قرآن درباره‏ى پرهيزكاران مى‏فرمايد: «وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ‏ يَعْلَمُون»[8]؛ آنان آگاهانه بر گناهانشان، اصرار نورزند. اگر کسی گناهی را مرتکب شد، اصرار بر آن نورزد و سریع توبه کند. اصرار بر گناهان مختلف یعنی اینکه در طول روز، از رباخواری گرفته تا دروغ و تهمت و … داشته باشد و به گناه اعتیاد پیدا کند و نتواند راه توبه را در پیش بگیرد. چنین فردی دیگر نمی‌‌تواند به توبه فکر کند. امام باقر عليه السَّلام در شرح آيه فوق می‌‌فرمایند: «اصرار، عبارت از اين است كه كسى گناهى كند و از خدا آمرزش نخواهد و در فكر توبه نباشد.»[9] اميرمؤمنان على عليه السَّلام فرمودند: «إِيَّاكَ وَ الْإِصْرَارَ فَإِنَّهُ مِنْ أَكْبَرِ الْكَبَائِرِ وَ أَعْظَمِ الْجَرَائِم»[10]؛ از اصرار بر گناه بپرهيز، چرا كه از بزرگترين جرايم است.

امام صادق عليه السَّلام فرمود: رسول خدا صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌و‌‌آله همراه ياران (در سفرى) در سرزمين بى آب و علفى فرود آمد، به يارانش فرمود: “هيزم بياوريد كه از آن آتش روشن كنيم تا غذا بپزيم”. ياران عرض كردند: “اينجا سرزمين خشكى است و هيچگونه هيزم در آن نيست!” رسول خدا صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌و‌‌آله فرمود: “برويد هر كدام هر مقدار مى‏توانيد جمع كنيد.” آنها رفتند و هر يك مختصرى هيزم يا چوب خشكيده‏اى با خود آوردند و همه را در پيش روى پيامبر صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌و‌‌آله روى هم ريختند، پيامبر صلى‌‌الله‌‌عليه‌‌و‌‌آله فرمودند: “اين‏گونه گناهان، روى هم انباشته مى‏شوند” سپس فرموند: «إِيَّاكُمْ وَ الْمُحَقَّرَاتِ مِنَ الذُّنُوب…»؛ از گناهان كوچك بپرهيزيد كه همه آنها جمع و ثبت مى‏گردد.[11]

كوچك شمردن گناه

كوچك شمردن گناه، آن را به گناه بزرگ تبديل مى‏كند. اميرمؤمنان على عليه السَّلام مى‏فرمايند: «أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ»[12]؛ بدترين گناهان، آن است كه صاحبش آن را كوچك بشمرد. امام حسن عسكرى عليه السَّلام فرمودند: «مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِي لَا يُغْفَرُ قَوْلُ الرَّجُلِ لَيْتَنِي لَا أُؤَاخَذُ إِلَّا بِهَذَا»[13]؛ از گناهان نابخشودنى اين است كه انسان بگويد كاش مرا به غير از اين گناه مجازات نكنند. وقتی به بعضی از افراد می گوییم فلان گناه مثلاً دروغ را انجام ندهید، در جواب خیلی راحت آن را کوچک شمرده و می گویند: “یعنی خداوند مرا برای یک دروغ کوچک به جهنم می برد؟” مانند این سخنرانی که چند وقتی است طرفداران زیادی هم پیدا کرده و میگوید: “یعنی خداوند برای چند موی بیرون خانم ها، آنها را به جهنم می‌‌برد؟” این فرد حتی الفبای اسلام را نیز نمی‌‌داند. چه کسی گفته انسان را به خاطر چند تار موی بیرون به جهنم می‌‌برند. دلیل رفتن به جهنم، اول به خاطر کوچک شمردن آن گناه است و دوم به خاطر آثار ناشی از آن گناه است. اگر یک مرد شهوت ران به آن زن بی حجاب نگاه کند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ این همه بچه نامشروع و این همه از بین رفتن علاقه‌‌ها نسبت به همسر و پس از آن طلاق‌‌ها از همین جا ایجاد می‌‌شود. ببینید یک گناه بی حجابی چه مشکلاتی را به دنبال دارد. بارها اتفاق افتاده است که فردی با دیدن خانمی در خیابان دچار عشق گذرا شده و زندگیش دچار مشکل می‌‌شود و احساس خود را نسبت به همسر خود از دست داده است. چه کسی باید پاسخگوی این همه مشکل ایجاد شده به خاطر بیرون بودن چند تار مو باشد؟ در اینجا کوچک شمردن گناه این همه عواقب به دنبال داشته است. چه بسیار افرادی هستند که انسان را دچار شبهه کرده و می‌‌گویند: یعنی من را به خاطر یک چشم چرانی به جهنم می‌‌برند؟ من را به خاطر یک غیبت به جهنم می‌‌برند؟ من را به خاطر یک دروغ به جهنم می‌‌برند؟ من را به خاطر یک نماز نخواندن و روزه نگرفتن به جهنم می‌‌برند؟ من را به خاطر یک بار شراب خوردن به جهنم می‌‌برند؟ و غیره … . پس اگر قرار بود ما هرکاری که دوست داریم انجام دهیم، چرا خداوند پیامبران و امامان را فرستاد؟ کوچک شمردن گناه بسیار خطرناک است. گاهی پشت چراغ قرمز ایستاده اید و خودرویی با سرعت 5 کیلومتر در ساعت از پشت به شما می‌‌زند. آن شخص سرش را بیرون آورده و می‌‌گوید: “اینجا جای ترمز زدن است.” شما می گویید: “چه فرد پررویی هستید، شما پشت چراغ قرمز از پشت زده‌‌اید، طلبکار هم هستید. حالا که اینطور شد صبر می‌‌کنیم تا پلیس بیاید” و او را نمی‌‌بخشید. دیگران می‌‌گویند: چیزی نشده، ولی در اینجا بحث شما خسارت نیست بلکه پر‌‌رویی طرف مقابل است. گاهی هم فردی با سرعت 30 کیلومتر به شما می‌‌زند، اما چون سریع پیاده شده و از شما عذر‌‌خواهی کرده و تلاش می‌‌کند خسارت شما را پرداخت کند، شما خیلی راحت او را می‌‌بخشید و با یک صلوات قضیه تمام می‌‌شود. در این مثال با اینکه ضربه دوم بیشتر بود اما چون خطای خود را کوچک ندانست، او را بخشیدید. گناه نیز همینطور است. فردی گناه کبیره‌‌ای انجام می‌‌دهد اما در شب قدر در درگاه خداوند اظهار پشیمانی و طلب بخشش می‌‌کند. اما در مقابل فردی گناهی را ساده گرفته و خیلی راحت او را کوچک می‌‌شمارد و می‌‌گوید یعنی هم خداوند من را به خاطر این گناه کوچک جهنم می‌‌برد و هم صدام و شاه و رئیس جمهور دیوانه آمریکا و شمر و یزید و غیره را؟ بله هم شما به جهنم می‌‌روید و هم آن ها و هر کدام در جای خود قرار دارید. از آن طرف خداوند هم باید بگوید که هم تو به بهشت بروی و هم پیامبر صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌‌آله و امام حسین علیه السَّلام و آیت الله بهجت رحمه‌‌الله‌‌علیه و غیره؟

گناهان هفته

صدای انفجار آمد و سنگرش رفت هوا. هرچه صدایش زدیم جواب نداد. سرش پر از ترکش شده بود. توی جیبش یک کاغذ بود که نوشته بود:

گناهان هفته:

شنبه: احساس غرور از گل زدن به تیم مقابل

یکشنبه: زود تمام کردن نماز شب

دوشنبه: فراموش کردن سجده شکر یومیه

سه شنبه: شب بدون وضو خوابیدن

چهارشنبه: در جمع با صدای بلند خندیدن

پنجشنبه: سلام کردن فرمانده زود تر از من

جمعه: تمام کردن صلوات های مخصوص جمعه و رضایت دادن به هفتصدتا.

اسمش (سید محمد)حسینی بود. تازه رفته بود دبیرستان.[14]

بعضی افراد هزاران گناه انجام می‌‌دهند و خیلی راحت می‌‌گویند کاری نکرده‌‌ایم. وقتی خود را در گناه با گنهکاران عالم مقایسه کردیم، گناهانمان را کوچک می‌‌شماریم. اما وقتی با خوبان خود را مقایسه کنیم هر گناه کوچک ما به چشم خواهد آمد. حضرت سجاد عليه السَّلام در ضمن دعای هشتم صحیفه سجادیه، به خدا عرض مى‏كند: «الّلهم اعُوذُ بِكَ مِن … الْإِصْرَارِ عَلَى الْمَأْثَمِ، وَ اسْتِصْغَارِ الْمَعْصِيَةِ»؛ پروردگارا! به تو پناه مى‏برم از اصرار بر گناهان، و كوچك شمردن گناه. پيامبر مكرم اسلام صلی‌‌الله‌‌علیه‌‌و‌‌آله به ابوذر مي‌‌فرمايند: اي ابوذر! انسان مؤمن، در مقابل گناه، خود را در زير سنگ بزرگي مشاهده مي‌‌كند كه مي‌‌ترسد آن سنگ بر سر او فرود آيد، و شخص كافر نافرمانى خدا را همچون مگسى مى‏پندارد كه بر بينى او بگذرد.[15]

در احوالات مرحوم شیخ عباس قمی رحمه‌‌الله‌‌علیه صاحب كتاب هاي مهمي از جمله مفاتيح الجنان و منتهي الآمال و … آمده است:

 در ایام بیماری که موجب رحلت ایشان گردید یکی از علمای تهران برای عیادت به حضورش رسید؛ حاج شیخ عباس آن روز بسیار ناراحت و متفکر بود؛ آن عالم بزرگ می‌‌پرسد؛ چرا ناراحتید؟ شیخ پاسخ می‌‌دهد: در سفری که به حج رفتم در مکه معظمه خواستم به روش محدثین که از یکدیگر اجازه می‌‌گیرند از یکی از محدثین عامه اهل سنت اجازه حدیث بگیرم، وقتی این منظور را با وی در میان نهادم عالم سنّی مطلبی گفت و من روی مصالحی آن را انکار کردم، اکنون در این فکرم که فردای قیامت چگونه این دروغ را در محضر عدل الهی توجیه کنم.[16]

اظهار خوشحالى هنگام انجام گناه‏

لذت بردن از گناه و شادمانى هنگام انجام گناه، از امورى است كه گناه را بزرگ مى‏كند و موجب كيفر بيشتر مى‏شود. شخصی زنا کرده، دروغ گفته، شراب خورده و … از کار خود خوشحال نیز هست و برای بقیه نیز تعریف می‌‌کند. خیلی راحت برای دیگران تعریف می‌‌کند و می‌‌گوید جنس 1000 تومانی را 5000 هزار تومان به مشتری فروختم و دیگران نیز او را تشویق می‌‌کنند. اميرمؤمنان على عليه‌‌السَّلام فرمودند: «شَرُّ الْأَشْرَارِ مَنْ يَتَبَجَّحُ بِالشَّرِّ»[17]؛ بدترين بدها كسى است كه به انجام بدى خوشحال گردد. امام سجاد عليه‌‌السَّلام فرمودند: «إِيَّاكَ وَ الِابْتِهَاجَ بِالذَّنْبِ فَإِنَّ الِابْتِهَاجَ بِهِ أَعْظَمُ مِنْ رُكُوبِهِ»[18]؛ از شاد شدن هنگام گناه بپرهيز، كه اين شادى بزرگتر از انجام خود گناه است.

گناه از روى طغيان‏

يكى ديگر از امورى كه موجب تبديل گناه كوچك به گناه بزرگ مى‏شود، طغيان و سركشى در انجام گناه است. اینکه انسان از روی لجبازی با خداوند مرتکب گناه شود. خداوند در قرآن می‌‌فرماید: «وَ ءَاثَرَ الحَيَوةَ الدُّنْيَا* فَإِنَّ الجَحِيمَ هِىَ الْمَأْوَى‏»[19]؛ و اما آنها كه طغيان كردند و زندگى دنيا را مقدم شمردند، بى‏گمان جايگاهشان دوزخ است.

مغرور شدن به مهلت الهى‏

ديگر از امورى كه گناه كوچك را به گناه بزرگ تبديل مى‏كند، آن است كه گنه‌‌كار مهلت خدا و مجازات نكردن سريع او را دليل رضايت خدا بداند و يا خود را محبوب خدا بداند. یکی از قدرت‌‌های خداوند و سیره کاری خداوند در عذاب کردن، این است که خداوند به انسان فرصت می‌‌دهد و تا کسی گناهی مرتکب شد، او را عقوبت نمی‌‌کند. این مهلت برای مؤمنین بسیار خوب است و سریع توبه می‌‌کنند، اما برای کفار عذاب است و دائماً بدتر خواهند شد. شخصی به نام حجاج ابن یوسف ثقفی نزد امام صادق علیه‌‌السَّلام آمد و گفت: “در حق من دعایی بفرمایید.” امام صادق علیه‌‌السَّلام فرمودند: “خدایا همین الان ایشان را از دنیا ببر.” حجاج گفت: “از شما دعا خواستم نه نفرین”. امام فرمودند: “این دعا بود، شما نمی فهمید. شما اگر الان بمیرید جایتان خیلی بهتر از این است که یک ساعت دیگر و یا یک روز دیگر بمیرید. “

خداوند در قرآن می‌‌فرماید: «وَ يَقُولُونَ في‏ أَنْفُسِهِمْ لَوْ لا يُعَذِّبُنَا اللَّهُ بِما نَقُولُ»[20]؛ گناهكاران در دل مى‏گويند: چرا خدواند ما را به خاطر گناهانمان عذاب نمى‏كند؟ جهنم براى آنها كافى است، وارد آن مى‏شوند و بد جايگاهى است.

عِقابت کردم خبر نداری

در زمان حضرت موسی علیه‌‌السَّلام، فرد گنهکاری به ایشان گفت: “ای موسی! کجا می خواهی بروی؟” گفت:”می خواهم برای مناجات به کوه طور بروم.” گفت:”برو به خدا بگو هر گناه که خواستم کردم، چرا عقابم نمی‌‌کنی؟!” خیلی عجیب است حضرت موسی علیه‌‌السَّلام رفت کوه طور مناجات را کرد ولی این پیغام را نگفت. مناجات که به اتمام رسید خطاب رسید: ” ای موسی تو حرف بنده ما را نیاوردی و به ما نگفتی. حضرت موسی علیه‌‌السَّلام عرض کرد: “خدایا تو به هرچیز آگاه و عالمی، او حرفی زد که من حیا کردم آن را نقل کنم.” خطاب رسید: “ای موسی! برو به بنده ما بگو عقابت کردم خبر نداری” گفت:”خدایا او چطور عقاب شد که خود خبر ندارد؟” فرمود:”اولین عقابی که به بنده گنه‌‌کارم می‌‌دهم این است لذت مناجاتم را از دهانش بیرون می‌‌آورم. نماز بخواند لذت نمی‌‌برد، دعا بخواند لذت نمی‌‌برد، از مناجات کیف نمی‌‌کند، از صحبت با من حالی به او دست نمی‌‌دهد، اولین عقابم این است این مزه را از دهانش بیرون می‌‌آورم. همان مزه که در روایت آمده، ای کسی که یادت برای ذاکرین شیرین است این شیرینی را از زبانش بیرون می آورم.

خدا نکند شیرینی عبادت از انسان گرفته شود و حال عبادت نداشته باشند. کسانی که به مهلت خداوند مغرور می‌‌شوند، کم کم شیرینی عبادت را از دست خواهند داد.

تجاهر به گناه‏

آشكار نمودن گناه نيز، گناه صغيره را تبديل به گناه كبيره مى‏كند، شايد از اين نظر كه آشكار نمودن گناه حاكى از تجرّى و بى‏باكى بيشتر گنه‌‌كار است، و موجب آلوده كردن جامعه، و عادى نمودن گناه مى‏گردد. اميرمؤمنان على عليه‌‌السَّلام فرمود: « إِيَّاكَ وَ الْمُجَاهَرَةَ بِالْفُجُورِ فَإِنَّهَا مِنْ أَشَدِّ الْمَآثِم»[21]؛ از آشكار نمودن گناهان بپرهيز، كه آن از سخت‏ترين گناهان است. آشکار انجام دادن گناه قابل مقایسه با مخفی انجام دادن آن نیست. خانمی در داخل خانه خود را برای یک مرد غریبه آرایش می‌‌کند و فردی در خیابان این کار را انجام می‌‌دهد. این دو مورد با هم یکسان نیستند. علنی کردن گناه عقوبت مضاعف دارد. یا شخصی روزه نمی‌‌گیرد و در خانه آب و غذا می‌‌خورد، با کسی که در خیابان این کار را انجام می‌‌دهید یکسان نیست. حدود الهی برای گناهانی اجرا می‌‌شود که به صورت آشکارا انجام شوند. حتی برای زنای محسنه وقتی 4 شاهد وجود داشته باشد، شامل حدود الهی می‌‌شود. وجود 4 شاهد یعنی اینکه این کار به صورت علنی انجام شده است. روزه خواری در ملأ عام، در جامعه اسلامی حد دارد. در قوانین اسلامی مشخص است، کسی که روزه خواری کرد، بار اول20 ضربه شلاق، بار دوم 40 ضربه و بار سوم بین فقها تفاوت هایی وجود دارد. اگر جامعه‌‌ای اسلامی است، باید حدود الهی اجرا شود. روزه خواری جنگ مستقیم با خداست. اگر نمی‌‌خواهید روزه بگیرید، در ملأ عام اقدام به روزه خواری نکنید. وقتی در ملا عام روزه خواری می‌‌کنید، یعنی لجبازی با خدا کرده‌‌اید.

گناه شخصيت‏ها

انسان های مهم و معروف و کسانی که روی جامعه تاثیر دارند، گناهان آنها مضاعف است. مثلاً اگر یک روحانی گناهی انجام دهد، همه از دین زده خواهند شد. فرض کنید همه یک خیابان ورود ممنوع را داخل می‌‌شوند، اگر یک روحانی هم این کار را بکند، مردم نمی‌‌گویند این انسان ورود ممنوع رفت، می‌‌گویند این هم از روحانی‌‌ها و این گناه را به پای اسلام می‌‌نویسند. در لباس روحانی متأسفانه جاسوس نیز فراوان وجود دارد و چند سال پیش در قم تعداد زیادی از آنها را بازداشت کردند. در زندان مشهد بندی به نام بند روحانیت  وجود دارد. عموماً کسانی بودند که در لباس روحانیت اقدام به جاسوسی کرده‌‌اند، و یا اصلاً روحانی نبوده‌‌اند و در لباس روحانیت فسادی مرتکب شده‌‌اند. از این موارد بسیار وجود دارد. اگر روحانی واقعی باشد، هر چقدر هم که بد باشد، ظاهر خود را رعایت می‌‌کند. روحانی که حتی ظاهر را هم رعایت نمی‌‌کند مشخص است که روحانی نیست.

بازیگران نیز در همین مقوله قرار دارند و گناه آنها مضاعف است. گشت ارشاد باید در بین بازیگران سینما باشد. نمی‌‌شود بازیگری که الگوی جوانان ماست، بدترین پوشش را داشته باشد، بعد ما به چند دختر جوان در خیایان ایراد بد‌‌حجابی بگیریم. سرچشمه باید درست بشود. آیا هر کسی که بیشتر عمل زیبایی انجام می‌‌دهد، باید بازیگر شده و الگوی جوانان ما باشد؟ و یا فوتبالیست‌‌ها و ورزشکاران معروف که الگو هستند. نمی‌‌شود اینان در ماه رمضان و در تمرین روزه خواری کنند، بعد ما به روزه خواری مردم در خیابان ایراد بگیریم. اول باید الگوها درست شوند.

یا مثلاً در بین مسئولین، برادر فلان مسئول انواع دزدی‌‌ها را انجام می‌‌دهد، بعد ما یک دزد کوچکی که از یک مغازه دزدی کرده است را بگیریم. بروید جلوی اختلاس‌‌های بزرگ چند هزار میلیاردی را بگیرید. درصندوق ذخیره فرهنگیان اختلاس شد، گفتند این ها معوقات بود. اگر معوقات بود حالا که آن شخص فرار کرده است، معوقات را برگردانید. اگر مال خودشان بود حتماً این کار را می‌‌کردند، الان که از بیت المال است چیز مهمی نیست. آن وقت شب یارانه شب عذاب دولت است و می‌‌گویند چطور یارانه را سه برابر می‌‌کنند! کافی است جلوی اختلاس‌‌ها گرفته شود، یارانه 30 برابر برای مستضعفین خواهد شد. بعضی ها فقط حرف می‌‌زنند و اعتماد مردم را نسبت به نظام و حکومت از بین می‌‌برند. گناهی که اینان انجام می‌‌دهند به مراتب بدتر است. اگر کسی حدیث دروغ بگوید، این شخص حد دارد و روزه‌‌اش باطل است. مسئول مملکت حدیث دروغ می‌‌گوید و تاریخ حضرت علی علیه‌‌السَّلام را تحریف می‌‌کند. جناب رئیس جمهور چنین حرفی را زده‌‌اند. رئیس جمهور دولت اصلاحات چند روز قبل از انتخابات گفته بود، اینکه می‌‌گویند من کنت مولا فهذا علی مولا منظور از مولا سرپرست نیست و منظور دوست است. این حرف شیعه است و یا حرف وهابیت؟ رئیس جمهور ما نیز می‌‌گوید، حضرت علی علیه‌‌السَّلام به خاطر رأی مردم خلفای اول و دوم را قبول داشتند و به خاطر رأی مردم قبول کردند. حضرت علی علیه‌‌السَّلام امامت خود را به خاطر رأی مردم گرفت؟ منظور این حرف کاملاً مشخص است و ایشان می‌‌گویند چون مردم به من رأی داده‌‌اند، تنفیض معنی ندارد. اگر تنفیض نباشد همه بنی صدر هستید. روزی که مجلس بنی صدر را استیضاح کرد تا شب هنوز رئیس جمهور بود. اما فردای آن روز که حضرت امام رحمت‌‌الله‌‌علیه تنفیض را برداشتند، آن موقع دیگر رئیس جمهور نبود. ما زمانی یک رئیس جمهور را قبول داریم که تنفیض ولی فقیه پشت آن باشد و ولی فقیه نیز یعنی نماینده امام زمان(عج). اگر تنفیض نباشد شخص ارزشی ندارد و مانند بقیه افراد است.

پس گناه بزرگان  وشخصیت‌‌ها با گناه بقیه افراد یکی نیست. در آيه‏ى 30 سوره‏ى احزاب مى‏خوانيم: «يا نِساءَ النّبى مَن يَاتِ مِنكُنّ بِفاحِشَة مُبيِّنَة يُضاعَف لَها العَذاب ضِعفَين» اى همسران پيامبر هر كدام از شما گناه آشكارى مرتكب شود، عذاب او دو برابر است. همسران پيامبر به خاطر اينكه در جامعه داراى موقعيت خاصى بودند گناه آنها كيفر مضاعف داشت.

[1]  . سوره نوح آیات 10 و 11 .

[2]  . امالی، مفید، ص۲۳۷ .

[3]  . ترجمه میزان الحکمه، ج۴، ص۱۹۰۲ .

[4] . بحارالانوار، ج۷۰، ص۳۷۵ .

[5] . سوره لقمان آیه 6 .

[6] . سوره بقره آیه 275 .

[7] . سوره بقره آیه 279 .

[8] . سوره آل عمران آیه 135 .

[9] . كافى، ج 2 ص 288 .

[10]  . غررالحكم، ج 1 ص 151 .

[11] . الاصول من الکافی، شیخ کلینی، ج2، ص288، ط دار الکتب الاسلامیة .

[12] . نهج البلاغه، حكمت 348، غرر الحكم، ج 1 ص 193 .

[13] . تحف العقول، ص 487 .

[14] . زندگی زیباست، عباس مهدوی خواه ؛ ص 112 .

[15] . مستدرك الوسائل و مستنبط المسائل – جلد ‏11 – صفحه  324 .

[16] . حاج شيخ عباس قمي، مرد تقوا و فضيلت صفحه 65 .

[17] . غرر الحكم، ج 1 ص 446 .

[18] .  بحار، ج 78 ص 159 .

[19]  . سوره نازعات آیات 38 و 39 .

[20] . سوره مجادله آیه 8 .

[21] . غررالحكم، ج 1 ص 151.