بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر صفحه 493 قرآن کریم
دانشگاه فردوسی مشهد
آیات ۴۸ تا ۶۰ سوره زخرف صفحه 493
قاعدهی کلی: از جایی که به آن دل خوش میکنیم ضربه میخوریم مثلا به چهره یا به زورِ بازو دل خوش کردیم دقیقا ضربهای که خواهیم خورد از چهره و زورِ بازو است، زمانیکه میخواستند حضرت یوسف را داخل چاه بیندازند حضرت یوسف میخندید گفتند چرا میخندی؟ گفت یک روز با خود گفتم چه کسی جرأت دارد به من زور بگوید درصورتیکه ۱۰ برادرِ قدرتمند دارم حالا از همان ۱۰ برادر دارم ضربه میخورم؛ شخصی فاصلهاش با من یک وجب بود نمیتوانست من را ببیند گفت حاج آقا زمانیکه میدان شهدا میایستادم به مردم میگفتم ساعتِ روی گلدستهی حرم چند است؟ این شخص از همان جا ضربه خورد حالا چشم ندارد انسان برای هر چیزی تکبر پیدا کند از همان چیز ضربه میخورد، فرعون به چه دل خوش کرده بود؟ در آیه ۵۱ فرعون به قومش گفت «وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي…» آیا من صاحب مصر نیستم و رود نیل از زیر پای من رد نمیشود؟ فرعون کجا غرق شد؟ رودِ نیل یعنی به همان چیزی که دل خوش کرده بود؛
یکبار میخواستم جلوی مسئولین نظام منبر بروم شب قبل منبر را آماده کردم بعد به برگه نگاه کردم گفتم انصافا عجب منبری است فردا بالای منبر رفتم دیدم برگه را جا گذاشتم آدم به هرچه دل خوش کند از همان جا ضربهاش را میخورد؛
ابوجهل انسانی قدرتمند و فوق العاده متکبر بود یکی از یاران پیامبر به نام عبدلله بن مسعود کوتاه قَد و از لحاظ جثه به حدی ضعیف بود که نمیتوانست زره بردارد وسط جنگ به پیامبر گفت من هم دوست دارم خدمتی کنم پیامبر فرمودند شمشیر را بردار و به میدان برو به افراد دشمن که روی زمین افتادند اسلام را بگو اگر مسلمان نشدند آنها را بکُش، عبدلله دید ابوجهل روی زمین افتاده بالای سرش رفت و گفت مسلمان شو ابوجهل گفت نمیشوم عبدلله گفت پس من تو را میکُشم ابوجهل گفت برای من زشت است که بگویند ضعیفترین عرب ابوجهل را کُشت تو من را نَکُش عبدلله گفت خودم تو را میکُشم ابوجهل هم گفت پس گردن من را از پایینترین مکان بزن که وقتی سرها را یکجا میگذارند سرِ من از همهی سرها بلندتر باشد عبدلله گفت اتفاقا گردنت را از بالاترین مکان میزنم بعد که سر را پیش پیامبر آورد پیامبر فرمودند اسلام را به او گفتی و نپذیرفت؟ گفت بله نپذیرفت آن زمان پیامبر فرموند واقعا فرعونِ اُمتِ من بدتر از فرعون موسی بود چون فرعون موسی در آخرین لحظات که غرق میشد قبول کرد گفت موسی نجاتم بده اما فرعونِ زمان من حاضر نشد همین را هم بخواهد؛
تکبر در زندگی باعث گرفتن توفیق میشود حضرت علی علیه السلام میفرمایند «ما لإبن آدم والعُجب و أوَّلُهُ نُطفَةٌ مَذِرَةٌ، و آخِرُهُ جيفَةٌ قَذِرَةٌ، وَ هُوَ بَينَ ذلكَ يَحمِلُ العَذِرَةَ» از بچهی آدم به خاطر عُجب و غرورشان تعجب میکنم اولش نطفهی گندیده آخرش لاشهی پوسیده و بین این دو حملکنندهی نجاست است؛ کافی است خدا یک رگِ مغز را از بین ببرد یا بیمار شویم از همه کارها میافتیم خداوند در قرآن میفرمایند اگر تمام دانشمندان و پروفسورهای عالَم عِلمشان را روی هم بگذارند «…إِلَّا قَلِيلًا…» علمِ قلیلی است؛
عموم موسیقیدانهای بزرگ آخر عمر به دیوانگی رسیدند مثلا بتهوون که سرآمدِ موسیقیدانهاست زمانیکه در خیابان راه میرفت موسیقیدانی را دید که دیوانه شده بود گفت یک روزی وضعِ ما هم همین میشود بعد میگویند بتهوون هم به همین جنون مبتلا شد خودِ بتهوون گفت آخر موسیقیدانها همین است یا پرگولزی هم همین جور عرض این است که آنها هم بالاخره در زمینهی خودشان عالم بودند ببینید دل خوش کنیم کارمان تمام است.
نکته دوم خداوند در آیه ۵۷ میفرمایند «وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ » پیامبر وقتی برای آنها عیسی را مثال میزنی شروع میکنند فریاد زدن؛ چیزی که خداوند اینجا مثال میزند مربوط به زمانی است که سوره انبیاء آیه ۹۸ نازل شد «إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ حَصَبُ جَهَنَّمَ…» کسانی را که به عنوان خدا میپرستید خود و معبودانتان در جهنم هستید؛ کافران گفتند یهودیها عُزَیر و مسیحیها عیسی را قبول دارند پس خودِ عُزیر و عیسی هم در جهنم هستند خداوند به آن جریان اشاره میکند زمانیکه آن آیه مطرح شد صدایِ کافران به عنوان مسخره درآمد، این آیه یعنی کسانی که خود را به عنوان خدا اعلام کردند آیات مربوط به فرعون است که مردم را تشویق میکرد من را به عنوان خدا قبول کنید درحالیکه خداوند در همان آیات اشاره میکند کسانی که خودشان خدایی را قبول نداشتند جایگاهشان خوب است.