بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر صفحه ۴۴۱ قرآن کریم
دانشگاه فردوسی مشهد
آیات ۱۳ تا ۲۷ سوره یس صفحه ۴۴۱
داستان این صفحه داستان قوم انطاکیه یا حبیب نجار است که به سوره یس مؤمن آل یس میگویند، «وَاضْرِبْ لَهُمْ مَثَلًا أَصْحَابَ الْقَرْيَةِ إِذْ جَاءَهَا الْمُرْسَلُونَ» ای پیامبر برای مردم داستان مردم آن شهری که برای آنها پیامبران آمدند را مثل بزن؛ «إِذْ أَرْسَلْنَا إِلَيْهِمُ اثْنَيْنِ فَكَذَّبُوهُمَا…» زمانیکه آن دو آمدند آنها را تکذیب کردند و گفتند شما بشری مثل ما هستید. در آیه ۱۸ خداوند میفرمایند آنها گفتند «قَالُوا إِنَّا تَطَيَّرْنَا بِكُمْ…» ما شما را به فال بد میگیریم پیامبران میگویند «قَالُوا طَائِرُكُمْ مَعَكُمْ…» آن فال بدی که زدید از خودتان بود؛
یکی از نکات مهمی که دانشمندان و روانشناسان روی آن تحقیق میکنند و نظریه میدهند این است که وقتی انسان در ذهنش به چیزی فالِ بدی زد بد میبیند که به این تلقین منفی میگویند، یکی از فایدههای دعا این است که اگر دعا مستجاب هم نشود چون تلقین مثبت است انسان را امیدوار میکند، انسان باید در سختترین جاها به وعدههای خدا خوشبین باشد. «وَجَاءَ مِنْ أَقْصَى الْمَدِينَةِ رَجُلٌ يَسْعَى قَالَ يَا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ» شخصی از پایین شهر آمد و گفت مردم از این فرستادهها تبعیت کنید؛
معمولا اقصی به جایی از شهر گفته میشود که دور افتاده است معلوم میشود حبیب نجار از پایین شهر آمده بود، جایی که مردم بیدین هستند خداوند به آنجا قریه میگویند و مکانی که در آنجا مؤمنی پیدا شود خداوند مدینه بیان میکنند؛ «اتَّبِعُوا مَنْ لَا يَسْأَلُكُمْ أَجْرًا وَهُمْ مُهْتَدُونَ» از كسانى كه پاداشى از شما نمىخواهند اطاعت کنید که هدایت میشوید؛ پیامبر مکرم اسلام میفرمایند سبقت گیرندههای امتها سه تا هستند ۱- حزبیل (حزقیل) سابقُ اُمتِ موسی ۲- حبیب نجار سابقُ اُمتِ عیسی ۳- علی بن ابی طالب سابقُ اُمتی، این افراد سبقت گیرندههای در ایمان هستند.
خداوند جریان دنیوی حبیب نجار را به بهشت وصل میکنند « قِيلَ ادْخُلِ الْجَنَّةَ…» به او گفتیم داخل بهشت شو، حبیب نجار میگوید «…قَالَ يَا لَيْتَ قَوْمِي يَعْلَمُونَ» ای کاش قومِ من میدانستند که «بِمَا غَفَرَ لِي رَبِّي وَجَعَلَنِي مِنَ الْمُكْرَمِينَ» خدا چگونه من را آمرزید و از اکرام کنندهها قرار داد؛ مؤمن دلسوزِ دیگران است حتی برای دشمن و کفار، پیامبر مکرم اسلام برای ابوجهل و ابولهب، امام حسین برای شمر و عمر سعد و حضرت امام برای گرباچف دل میسوزاندند، یکی از مهمترین ویژگیهای مؤمن ایثار است یعنی اگر امر به معروف میکند به خاطر این است که دلش برای او میسوزد، درست است که به خاطر گفتمانِ دشمن مرگ بر آمریکا و مرگ بر اسرائیل میگوید ولی به خاطر مردم است چون اگر آمریکا و اسرائیل نابود شوند همهی مردم در آرامش زندگی میکنند؛
آیت الله قَوام در زمان شاه یک دهه سخنرانی میکنند پاکت را میگیرند و توی جیبشان میگذارند وسط راه زن بدکارهای را کنار خیابان میبینند ایشان جلو میرود و میگوید خانم از امام حسین خجالت بکش میگوید حاج آقا پول ندارم ایشان پاکت را به این خانم میدهد و میگوید من نمیدانم چقدر پول داخل این پاکت است ولی پول یک دهه روضهی اباعبدلله است تا وقتی این پول را داری به فساد کشیده نشو، مدتها میگذرد ایشان کربلا و نجف میروند میبیند خانمِ پوشیه زدهای جلو آمد و سلام کرد و آقایی خم شد و دست ایشان را بوسید خانم گفت من آن خانمی هستم که شما پاکت روضهی اباعبدلله را به من دادید همان جریان دست من را گرفت، مؤمن داراییاش را میدهد که یک نفر از گناه دور باشد حبیب نجار دلسوز کسانی بود که حتی او را کشته بودند مانند کتاب “پایی که جا ماند” نویسنده در صفحهی اول کتاب مینویسد این کتاب را به کسی که مرا خیلی شکنجه کرد اهدا میکنم و اگر زنده هست امیدوارم توبه کند و خدا هم از او بگذرد.