بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر صفحه ۳۹۴ قرآن کریم
دانشگاه فردوسی مشهد
آیات ۷۱ تا ۷۷ سوره قصص صفحه ۳۹۴
ابتدا خداوند برای بیدارشدن وجدانها دو مثال بیان میفرمایند «قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ اللَّيْلَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِضِيَاءٍ أَفَلَا تَسْمَعُونَ» بگو اگر خداوند تا روز قیامت شب را بر شما حاکم میکرد غیر از خدا چه کسی میتوانست برای شما روشنی بیاورد آیا نمیشنوید؟ یا اینکه «قُلْ أَرَأَيْتُمْ إِنْ جَعَلَ اللَّهُ عَلَيْكُمُ النَّهَارَ سَرْمَدًا إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ مَنْ إِلَهٌ غَيْرُ اللَّهِ يَأْتِيكُمْ بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ فِيهِ أَفَلَا تُبْصِرُونَ» بگو اگر خداوند تا روز قیامت روز را بر شما حاکم میکرد غیر از خدا چه کسی میتوانست برای شما شب بیاورد آیا نمیبینید؟
در این دو مثال نکتههایی وجود دارد خصوصا قسمت «…بِلَيْلٍ تَسْكُنُونَ…» خداوند میفرماید اگر شب نبود انسان آرامش نداشت، «وَمِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ…» یکی از رحمتهای خدا قرار دادن شب و روز است که در شب بیارامید و در روز از فضل خدا دنبال روزی باشید؛ در عرب قاعده لف و نشر وجود دارد که شامل لف و نشر مرتب و مشوش است در لف و نشر مرتب اسم اول برای فعل اول و اسم دوم برای فعل دوم استفاده میشود.
مثلا علی آمد و حسن خورد اما در لف ونشر مشوش فعل اول برای اسم دوم و فعل دوم برای اسم اول به کار میرود مثلا علی و فاطمه چادر سر کردند و عبا پوشیدند، در اینجا خداوند لف و نشر مرتب استفاده میکنند خداوند اول شب بعد روز را بیان میفرمایند «…جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ…» یعنی مشخص است که خداوند شب را برای آرامش و روز را برای کسب روزی قرار داده است؛
اسلام برای شغل آداب و رسومی دارد مثلا اگر به اندازه قُوت روز پول درآوردید مغازه را تعطیل کنید که به بقیه هم روزی برسد، شغلهایی که کراهت دارند:
۱- شبکار بودن اما یک زمانی ضرورت دارد مانند حفظ امنیت که مرزدار باید شب بیدار باشد
۲- قصابی چون شخص قصی القلب میشود
۳- شغلی که مَرد با خانم در ارتباط باشد مانند طلا فروش
۴- مُرده شور بودن. در کتاب “آخرین پیامبر اولین دانشگاه” نوشته آقای دکتر پاکنژاد آمده که در آلمان چند پزشک اعصاب و روان روی ۱۷ خانم که پرستار و شبکار بودند آزمایشی انجام دادند نتایج نشان داد که افرادی که شب کار میکنند و روز میخوابند بعد از چند ماه به صورت عجیبی به پریشانی فکر منجر میشوند و تمرکز ذهن ندارند؛ خداوند داستانی را به عنوان شاهدِ مثال بیان میکنند که ما از فضل خود به شخصی روزی دادیم و وضع آن شخص چطوری شد «إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِنْ قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ» خداوند میفرمایند به قارون گنجهایی عنایت کردیم کسانی که نیرو و زور زیادی داشتند زمانیکه میخواستند کلیدهای آن را حمل کنند به مشقت میافتادند؛ «إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ» قومش به او گفتند اینقدر مستِ غرور و ثروت نباش خداوند انسانهای سرمست را دوست ندارد؛ « وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا…» از آنچه که خداوند از دنیا به تو داده است به مردم روزی بده که برای آخرت خودت خوب است و با این ثروتی که داری هر چه انفاق کنی چیزی از تو کم نمیشود؛
نمونههایی از انفاق: ۱- شخصی تعریف میکرد من کنار آیت الله سیستانی بودم شخصی از ایران آمد گفت پولی که به شما میدهم نه خمس و نه زکات است هدیهای برای شماست که فقط برای خود خانه بخرید آیت الله سیستانی فرمودند اگر اختیار این پول را به من میدهید قبول میکنم اما برای خودم خانه نمیخرم برای مردم خانه میخرم
۲- طلبهای برای تبلیغ به روستایی در نزدیکی مشهد رفت میبیند مردم آب ندارند هر چه تلاش میکند دولت برای آنها آب نمیکشد طلبه خانهای که هنوز قسطش را تمام نکرده میفروشد و برای آن روستا آب وصل میکند انفاق اینطوری است؛ کسی با تجملات به جایی نرسید تنها چیزی که زندگی اشرافی برای مردم دارد مشقت در تربیت نسل است اینکه میگویند اگر فقر باشد نسل انسان از بین میرود اشتباه است جایی که ثروت انباشته شد تربیت فرزند سخت میشود حتی اگر آن شخص زُبیر، طلحه یا سعدبن ابی وقاص باشد فرزندش عمر سعد میشود، مشکل ما با مال دنیا نیست با دنیاطلبی است، همیشه بدانید اگر در خانهای پول زیاد شد دیگر نظارتِ بر خود، همسر و فرزند سخت میشود.