صفات عبادالرحمن – جلسه ۶

صفات عبادالرحمن – جلسه ۶

وهابی ها به ما می‌گویند که چرا می‌گویید یازهرا، یا حسین و... (علیهم السلام)؟ بلکه فقط بگویید یاالله. در جواب می‌گوییم: «وابتغوا الیه الوسیلة» مثلا استاد ما را از کلاس اخراج کرده است، آیا مستقیما به سراغ استاد می‌رویم؟ استاد می‌گوید تو که آبرویی نداری! ما سراغ شاگرد اول کلاس می‌رویم و از او می‌خواهیم که با استاد صحبت کند بلکه استاد ما را بپذیرد. یک مفتی وهابی در یکی از کشور های اروپایی به جای ماشین از خر استفاده می‌کند چون معتقد است زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ماشین نبوده!

فايل صوتي :

صفات عبادالرحمن – جلسه ۶

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحیم
صفات عبادالرحمن

 

 

«والذين لايدعون مع الله إلهاً آخر…»

کسانی که کنار خدا، خدای دیگری نمی‌خوانند. یعنی توحید خالص دارند.

 

این آیه جوابی به وهابی هاست که می‌گویند: «کنار خدا، چیز دیگری نخوانید.»

درحالیکه ما می‌گوییم: «کنار خدا، خدای دیگری نخوانید»

 

مگر ما اهل بیت علیهم السلام را به عنوان خدا قبول داریم؟!

ما در دعای توسل می‌خوانیم: «یا وجیهاً عند الله إشفع لنا عند الله»

یا در ابتدای زیارت جامعه کبیره «الله اکبر» می‌گوییم؛ یعنی داریم خدا را معرفی می‌کنیم.

 

وهابی ها به ما می‌گویند که چرا می‌گویید یازهرا، یا حسین و… (علیهم السلام)؟ بلکه فقط بگویید یاالله.

در جواب می‌گوییم: «وابتغوا الیه الوسیلة»

 

مثلا استاد ما را از کلاس اخراج کرده است، آیا مستقیما به سراغ استاد می‌رویم؟ استاد می‌گوید تو که آبرویی نداری!

ما سراغ شاگرد اول کلاس می‌رویم و از او می‌خواهیم که با استاد صحبت کند بلکه استاد ما را بپذیرد.

 

حاج آقا قرائتی تعریف می‌کنند: کنار بقیع ایستاده بودم که یک وهابی آمد و خودکاری به زمین انداخت و گفت: ائمه شما قدرت ندارند که آن را به من برگردانند…

 

وهابی ها خود مشرک ترین اند. هرجای عالم شرکی اتفاق بیفتد آن ها یک جای آن را به شرک وصل می‌کنند.

 

آن ها خط دور زمین فوتبال را حرام می‌دانند چون مانع از خروج توپ و قضا و قدر الهی می‌شود!

یک مفتی وهابی در یکی از کشور های اروپایی به جای ماشین از خر استفاده می‌کند چون معتقد است زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ماشین نبوده!

بعد خودشان از موبایل استفاده می‌کنند. آیا زمان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم موبایل بوده؟!

 

این ها دین را مسخره و بدنام می‌کنند.

هرجایی دیدید اسلام گل کرده، شک نکنید وهابیت کاری انجام می‌دهد تا اسلام را تخریب کند.

 

جالب اینجاست که آن ها به ما می‌گویند مشرک، چون بر مهر سجده می‌کنیم. درحالیکه که به فتوای فقهای خودشان سجده بر هرچیز واجب است.

خب مهر جزو همه چیز نیست؟!

 

ما کنار خدا، خدای دیگری نخواندیم.‌ استفاده از وسیله، بارها در قرآن آمده است.

 

خداوند در قرآن می‌فرماید: چه کسی پرنده را در آسمان نگه می‌دارد جز خدا؟ جای دیگر می‌فرماید:«یطیر بجناحیه» یعنی بال او را نگه می‌دارد.

آخر خدا او را نگه می‌دارد یا بال؟!

 

یا در قرآن در مورد بیماری فرموده: خدا شفا می‌دهد. جای دیگر فرموده: در عسل شفاست.

آخر خدا شفا می‌دهد یا عسل؟!

 

اگر پرنده با بال خود در آسمان می‌ماند؛ اگر عسل شفا می‌دهد؛ همه ی این ها به خاطر خدا و به اذن اوست.

 

اگر از امام حسین علیه السلام شفا می‌خواهیم، این به خاطر خدا و به اذن اوست.

ما ائمه علیهم السلام را منهای خداوند نمی‌دانیم.

 

نکته دیگر این فراز، این است که گاهی شرک، جلی (آشکار) است که واضح است.

مثلا طرف می‌شود فرعون، یا چند خدا را می‌پرستد.

اما گاهی شرک، خفی است و واضح نیست.

 

روایت است که تشخیص شرک خفی، از راه رفتن مورچه روی سنگ سیاه در شب تاریک سخت‌تر است.

 

گاهی آدم حرفی می‌زند که متوجه نیست آن حرف شرک است.

مثلا می‌گوید: آقای دکتر من مریضم را اول به خدا، بعد به شما سپردم.

این حرف شرک است.

چون کسی را همراه با خدا ذکر کرد. اول خداست و آخر هم خداست.

 

یا کسی کارش گیر می‌کند، به خدا عرض می‌کند تو کارم را درست کن. اما دنبال پارتی می‌گردد.

آیا این شرک خفی نیست و با توکل منافات ندارد؟

 

توکل یعنی همه چیز را از خدا بداند البته به اسباب و علل هم توجه کند.

این دستور خداوند است که توجه‌تان به اسباب و علل باشد.

 

شخصی به پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: به پای شترم غل و زنجیر نبستم و به خدا توکل کردم…

 

در خانه ات را قفل کن، آیت الکرسی هم بخوان.

توجه به اسباب و علل بد نیست، بلکه توکل بر اسباب و علل بد است.

این که آدم به دیگران بگوید: «شغل خوبی سراغ داری یا نه؟» بد نیست. اما اگر تمام امیدش به پارتی باشد این بد است.

توکل یعنی اعتماد به وعده ی خدا.

خدا می‌فرماید شما ازدواج کنید، من از فضل خودم بی نیازتان می‌کنم.

طرف می‌گوید: خدا از کجا و چطور می‌خواهد روزی برساند؟

 

می‌گویند روزی کوه نوردی تنها و در دل شب به کوه رفت و به قله صعود کرد اما ناگهان طنابش پاره شد و از طناب خود آویزان ماند…

 

خداوند انشاءالله بر توکل ما بیفزاید.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*