صفات عبادالرحمن – جلسه ۴

صفات عبادالرحمن – جلسه ۴

عباد الرحمن بعد از اقامه ی نماز شب ، درخواست پناه از عذاب الهی را می‌کنند. یعنی به نمازشب خود دلخوش نیستند. یعنی نه اینطور است که به اعمال خود دلخوش باشند و نه اینطور که از رحمت خداوند مایوس. لقمان به فرزندش فرمود: چنان به خدا امیدوار باش و چنان از او بترس که... خوف و رجا باید با هم باشد. همان خدایی که شدید العقاب است، رحمان و رحیم هم هست.

فايل صوتي : دانلود صوت

صفات عبادالرحمن – جلسه ۴

أعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحیم
صفات عبادالرحمن

 

خلاصه جلسه تفسیر

 

«والذين يقولون ربنا اصرف عنا عذاب جهنم إن عذابها كان غراماً»

 عباد الرحمن بعد از اقامه ی  نماز شب، درخواست پناه ازعذاب الهی می‌کنند. یعنی به  نمازشب خود دلخوش نیستند.

 

یعنی نه اینطور است که به اعمال خود دلخوش باشند و نه اینطور که از رحمت خداوند مایوس باشند.

 

 لقمان به فرزندش فرمود: چنان به خدا امیدوارباش و چنان از او بترس که…

 

 خوف و رجا باید با هم باشد. همان خدایی که شدید العقاب است، رحمان و رحیم هم هست.

 

عباد الرحمن در نماز شبی که می‌خوانند امید دارند. هم امیدوار به بهشتند و هم از جهنم می‌ترسند و پیوسته می‌گویند: خدایا ما را از عذاب جهنم نجات ده.

 عبادالرحمن به محاسبات خود دلخوش نیستند.

 

بهترین ماه سال، ماه رمضان است و بهترین شب آن هم  شب قدر است.

عباد الرحمن حتی در چنین شبی هم امید بیخود ندارند و دعای مجیر «اجرنا من النار یامجیر» و دعای جوشن کبیر «الغوث الغوث خلصنا من النار یارب» و مناجات حضرت امیر علیه السلام را می‌خوانند.

 

اگر عبادت درست نباشد معلوم نیست کار به کجا ختم می‌شود.

آدم های خوبی داشتیم که خوب نماندند و عاقبت به شر شدند.

 

شمر علیه اللعنه بیش از ۱۵ بار پیاده به حج رفت و جانباز رکاب امیرالمؤمنین علیه السلام بود.

یا ابن ملجم لعنت الله علیه جزو ۱۰ نفری است که از یمن آمده بود تا با مولا علی علیه السلام بیعت کند و می‌خواست خادم ایشان شود‌.

قبل از اسلام هم چنین نمونه هایی داشتیم. قارون قاری تورات و پسرخاله و حواری حضرت موسی علیه السلام بود.

بلعم باعورا داننده ی اسم اعظم بود اما در قرآن به «کمثل الکلب» یاد شده است.

 

 عباد الرحمن این ها را می‌دانند لذا به اعمال خود دلخوش نمی‌کنند بلکه به رحمت خدا و عاقبت به خیری امید دارند.

در یک کلمه همه چیز را دست خدا می‌دانند.

 

ما هم باید در محاسباتمان مدرک و ثروت و… را خیلی دخیل ندانیم.

قارون هم گفت: عندی. یعنی خودم علم دارم.

 

بابا آب داد؟ خیر! خدا آب داد!

باران آمد؟ خیر! خدا باران آورد!

 

ما هر جا به محاسباتمان تکیه کردیم ضربه خوردیم.

طلبه ای در هنگام تحصیل در نجف به شدت نیاز مالی پیدا کرد. به حرم امیرالمؤمنین علیه السلام رفت و طلب ۱۰۰ تومان پول کرد…

 

فرد فقیری در همسایگی کسی زندگی می‌کرد که بقال بود و تاکسی هم داشت. فرد فقیر به پیشنهاد همسایه اش روی تاکسی او کار می‌کرد که روزی پیرمردی باعجله از او خواست که سوارش کند…

 

یعنی هر کاری که خدا بخواهد همان می‌شود.

عزیز مصر به حضرت یوسف گفت کسی از ماجرایی که پیش آمده چیزی نفهمد. اما الآن شما کسی را می‌شناسید که داستان  یوسف و زلیخا را نداند؟!

 

یا  شهید حججی، رئیس هیئت ایشان می‌گفت: ایشان روز اول که آمد گفت سخت ترین کار را به من بدهید و مرا جایی بگذارید که کسی مرا نبیند.

ولی خدا گفت که می‌خواهم همه تو را ببینند.

 

خدا بخواهد ابوتراب به عرش می‌رسد و معاویه در کاخ خضرای خود ذلیل می‌شود.

حضرت زینب سلام الله عليها درغل و زنجیرعزیز می‌شود و یزید ذلیل.

الان مدافع قبر یزید نداریم اما مدافع حرم حضرت زینب سلام الله علیها چرا…!

 

«إن العزة لله»، «تعز من تشاء»

امام خمینی رحمت الله علیه از درون خانه ی خود عزیز شد اما شاه از درون کاخ خودش ذلیل شد.

رضا شاه به  شهید مدرس گفت: تو را جایی می‌کشم که نه آب باشد نه آبادی. ایشان گفت: من هرجایی که بمیرم آنجا زیارتگاه خواهد شد. ولی تو هرجایی بمیری نه آب است نه آبادی.

آخر هم معلوم نیست رضاشاه در دستشویی شاه عبد العظیم مرده یا کجا…!

 

خداوند مومنان را اینطوری عزیز می‌کند.

کسی با مهریه و تالار و لباس عجیب و غریب عزیز نمی‌شود.

همین شهدای ما نمونه ی عزیز شدن اند.

 

خداوند انشاءالله ما را جزو این عزیزان قرار دهد.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*