تفسیر صفحه ۴۰۵ قرآن کریم – مسجد دانشگاه فردوسی مشهد

تفسیر صفحه ۴۰۵ قرآن کریم – مسجد دانشگاه فردوسی مشهد

تفسیر صفحه 405 قرآن کریم – مسجد امام رضا (علیه السلام) - دانشگاه فردوسی مشهد

فايل صوتي : دانلود صوت

تفسیر صفحه ۴۰۵ قرآن کریم – مسجد دانشگاه فردوسی مشهد

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر صفحه ۴۰۵ قرآن کریم

دانشگاه فردوسی مشهد

آیات ۶ تا ۱۵ سوره روم صفحه ۴۰۵

در آیه ۶ خداوند می‌فرمایند «وَعْدَ اللَّهِ لَا يُخْلِفُ اللَّهُ وَعْدَهُ…» این وعده‌ی خداست خداوند از وعده‌اش تخلف نمی‌کند داستان صفحه‌ی گذشته مربوط به شکست روم از ایرانی‌ها بود و بعد از مدتی که خداوند وعده داد ایرانی‌ها از رومیان شکست می‌خورند،

«… وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ» بلکه اکثر مردم علم ندارند؛ خداوند علم را بیان می‌فرمایند «يَعْلَمُونَ ظَاهِرًا مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا…» در ظاهر امور دنیایی علم دارند؛ مثلا اینکه علم دارند که چه طوری دروغ بگویند حقوق نجومی بگیرند پولدار شوند اما «… وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ» از آخرت غافل هستند یعنی اگر انسان غفلت از آخرت داشت در امور دنیایی سر همه کُلاه می‌گذارد رابطه‌ی دو طرفه است کسی که دنیا طلب شد از آخرت غافل می‌شود کسی هم از آخرت غلفت پیدا کرد دنیا طلب می‌شود؛

چکار کنیم غفلتِ آخرت از بین برود؟خداوند می‌فرمایند «أَوَلَمْ يَتَفَكَّرُوا فِي أَنْفُسِهِمْ…» آیا پیش خودشان فکر نکردند؛ تفکر، روایت داریم ثواب یک ساعت تفکر از ۷۰ سال عبادت بیشتر است، کدام تفکر؟ تفکری که انسان را از غفلت از قیامت باز دارد یعنی تفکر با بصیرت نمونه‌ی آن در طول تاریخ جناب حُر است؛ در شبانه روز وقتی را برای خود اختصاص دهیم و پیرامون اعمالی که در روز انجام داده‌ایم فکر کنیم؛ از همه چیز درس بگیریم، خدا آیت الله صفایی حائری رحمت کند کتاب “مشهور در آسمان” خاطرات ایشان و کتاب “آیه‌های سبز” مثال‌هایی است که ایشان در کتاب‌های خود بیان می‌کنند مثلا ایشان می‌گویند در اتاق نشسته بودم زنبوری از سوراخی وارد اتاق شد این زنبور می‌خواست بیرون برود مدام خودش را به در و دیوار می‌زد من فکر کردم دیدم انسان در بحران‌ها همین طوری است خود را به در و دیوار می‌زند چقدر خوب است انسان در بحران‌ها به مسیری که آمده نگاه کند همان مسیر را به عقب برگردد اگر این زنبور مسیری را که آمده بود برمی‌گشت بیرون می‌رفت، در کتاب “مشهور در آسمان” شخصی می‌گوید من سر دو راهی ایستاده بودم که راه را به رفقایی که می خواستند استخر بروند نشان دهم ایشان پشت موتوری سوار بود آمد گفت چه شده گفتم آقا از این طرف بروید یک فکری کرد گفت چقدر جالب است که انسان در زندگی در دو راهی‌ها و جایی که ممکن است مردم اشتباه بروند بایستد و راه را به آنها نشان دهد؛ این یعنی دید با بصیرت یعنی فکر.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*