تفسیر صفحه ۳۸۹ قرآن کریم – مسجد دانشگاه فردوسی مشهد

تفسیر صفحه ۳۸۹ قرآن کریم – مسجد دانشگاه فردوسی مشهد

تفسیر صفحه ۳۸۹ قرآن کریم - مسجد امام رضا (علیه السلام) - دانشگاه فردوسی مشهد

فايل صوتي : دانلود صوت

تفسیر صفحه ۳۸۹ قرآن کریم – مسجد دانشگاه فردوسی مشهد

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر صفحه ۳۸۷ قرآن کریم

مسجد دانشگاه فردوسی مشهد

آیات ۲۹ تا ۳۵ سوره قصص صفحه ۳۸۹

جریان ازدواج حضرت موسی به پایان رسید «فَلَمَّا قَضَى مُوسَى الْأَجَلَ…» حضرت موسی آن مدتی که با حضرت شعیب قرار گذاشته بود را تمام کرد، حضرت موسی از راه دور یک آتشی دید به خانواده گفت شما اینجا صبر کنید «…امْكُثُوا إِنِّي آنَسْتُ نَارًا…» بروم که آتشی بیاورم که شما گرم شوید زمانیکه به آنجا رسید «… الْوَادِ الْأَيْمَنِ فِي الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ مِنَ الشَّجَرَةِ…» از سمت راستِ درختی که روی کوه طور بود ندایی آمد «…يَا مُوسَى إِنِّي أَنَا اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ» ای موسی قطعا من پروردگار عالمیان هستم؛ خداوند با اسباب و علل با پیامبران صحبت می‌کنند؛

نکته: وقتی برای اولین بار با کسی صحبت می‌کنیم خود را کامل معرفی کنیم خداوند با تأکید می‌فرمایند «…إِنِّي…» قطعا من «…أَنَا اللَّهُ…» همان خدایی هستم که آن خدا «…رَبُّ الْعَالَمِينَ» است؛ چرا با تبدیل عصا به مار حضرت موسی فرار کرد؟ وقتی حضرت موسی وارد کوه طور شد خداوند فرمود «…فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوَادِ الْمُقَدَّسِ طُوًى» کفش‌هایت را در بیاور وارد مکانِ مقدسی شدی زمانیکه خداوند فرمود « وَأَنْ أَلْقِ عَصَاكَ…» عصایت را بینداز تصور حضرت موسی این بود که همان طور کفش‌هایش را در آورده باید تمامِ مادیات را کنار بیندازد با این ذهنیت عصایش را انداخت «…كَأَنَّهَا جَانٌّ…» مار و اژدهایی شد، سوال: خداوند می‌فرمایند «…ثُعْبَانٌ مُبِينٌ» آن عصا به صورت اژدها شد در اینجا خداوند می‌فرمایند «…كَأَنَّهَا جَانٌّ…» مار کوچکی بود بالاخره اژدها بود یا مار کوچکی؟ «…ثُعْبَانٌ مُبِينٌ» در مقابل فرعون است، «…كَأَنَّهَا جَانٌّ…» در مقابل حضرت موسی مثلِ مار کوچک بود، عصا اژدها شد اما حرکتش مثل مار کوچک بود؛ وقتی انسان می‌خواهد یک کاری انجام دهد باید قلبش مطمئن باشد حضرت موسی می‌خواست پیش فرعون برود باید قَلبش مطمئن می‌شد خداوند جریان مار و اژدها را نشان می‌دهند که جلوی فرعون فرار نکند.

خداوند دو معجزه یکی عصا و درخشان شدن دست «اسْلُكْ يَدَكَ فِي جَيْبِكَ…» را نشان می‌دهند؛ در تورات آمده زمانیکه حضرت موسی دستش را از گریبان بیرون آورد بیماریِ پیسی گرفته بود! معجزه این است که اگر بیماری هم باشد از بین برود خداوند در اینجا صراحتاً بیان می‌کنند «…غَيْرِ سُوءٍ…» دست او قبل از آن هیچ ایرادی نداشت. حضرت موسی خوف از گذشته و حُزن از آینده دارد «… إِنِّي قَتَلْتُ مِنْهُمْ نَفْسًا فَأَخَافُ أَنْ يَقْتُلُونِ» یکی از فرعونیان را کُشتم می‌ترسم من را بِکُشند دوم اینکه لکنت زبان دارم « وَأَخِي هَارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسَانًا…» برادرم هارون از لحاظِ لسانی فصیح‌تر است او را با من بفرست خداوند می‌فرمایند «…سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَنَجْعَلُ لَكُمَا سُلْطَانًا…» ما بازوی تو را به برادرت قوی می‌کنیم و شما را سلطه و برتري قرار مي‏دهيم؛

ان شاءالله تفسیر به رأی نباشد خداوند از دو دغدغه‌ی حضرت موسی یکی را جواب می‌دهد بلاتشبیه مثل نامه‌ای که خبرگان به حضرت امام در رابطه با ایرادهای قانون اساسی نوشتند که امام فقط به یکی از آن سوال‌ها جواب دادند، سوال کردند که در خبرگان آمده باید رهبر مرجع باشد آیا نظر شما هم همین است؟ امام جواب دادند من از اول با مرجعیت رهبر مخالف بودم مجتهد جامع الشرایط کافی است، در اینجا یک شبهه‌ای مطرح می‌شود: حرف امام که قانون اساسی نبوده طبق قانون باید رهبر مرجع تقلید باشد اما در دورانی که رهبر انتخاب شد ایشان مرجع تقلید نبود پاسخ چیست؟ طبق قانونِ سال ۶۸ باید رهبرمرجع تقلید می‌بود خبرگان مقام معظم رهبری را به عنوان سرپرست انتخاب کرد اما این موضوع را در بین مردم مطرح نکردند سال ۶۹ مردم به قانون اساسی جدید که در آن آمده بود لازم نیست رهبر مرجع باشد رأی دادند مجلس خبرگان دوباره جلسه تشکیل داد رأی‌گیری کرد و با قانون جدید مقام معظم رهبری به عنوان رهبر انتخاب شد. آیا حضرت موسی لکنت زبان داشت؟

بعضی‌ها می‌گویند: زمانی که حضرت آسیه به فرعون گفت این بچه را به فرزندی قبول کنیم مشاوران فرعون گفتند از کجا معلوم این همان بچه‌ای نباشد که قرار است بعدا پیامبر شود؟ یک تکه زغالِ برافروخته یک طرف و چیزی در طرف دیگر گذاشتند گفتند اگر این بچه پیامبر باشد سمت آتش نمی‌رود اما اگر پیامبر نباشد چون آتش جذاب‌تر است سمت آن می‌رود به إذن خدا حضرت موسی سمت آتش رفت و زغال را در دهانش گذاشت زبان حضرت موسی ایراد پیدا کرد بعضی‌ها هم می‌گویند این چیزها نیست «…رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَيَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسَانِي» حضرت موسی به خاطر سطح سوادی که داشت سطح بالا صحبت می‌کرد که گاهی وقت‌ها مردم نمی‌فهمیدند حضرت هارون راحت‌تر صحبت می‌کرد، حضرت موسی بیان می‌کنند «… هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي…» برادر من فصیح‌تر صحبت می‌کند و مردم بیشتر می‌فهمند؛ نکته: اعتراف به فضیلت دیگران یک ارزش است.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*