تفسیر صفحه ۳۴۲ قرآن کریم – مسجد بازار جنت مشهد

تفسیر صفحه ۳۴۲ قرآن کریم – مسجد بازار جنت مشهد

تفسیر صفحه 342 قرآن کریم - صفات و ویژگی های مومن / آداب و نحوه اقامه نماز در روایت امام صادق علیه السلام / خضوع و خشوع - مسجد خاتم الانبیاء(ص) - بازار جنت مشهد

فايل صوتي : دانلود صوت

تفسیر صفحه ۳۴۲ قرآن کریم – مسجد بازار جنت مشهد

بسم الله الرحمن الرحیم

تفسیر صفحه ۳۴۲ قرآن کریم – بازار جنت مشهد

 

نکات خلاصه صفحه ۳۴۲ قرآن کریم

سوره مومنون آیات ۱ تا ۱۷

بخش اول سوره مومنون ۶ ویژگی واقعی مومنان را بیان می‌کند.

ما باید در الفاظ دقت کنیم مثلاً می‌گویند این شخص با اینکه مومن است دروغ می گوید، مگر می شود؟ یا مومن است اما به سیاست کاری ندارد، یا خیلی مومن است اما در لشکر امام حسین علیه السلام نبود.

مومن ملاک هایی دارد، ما به هر کس نماز بخواند و روزه بگیرد می ‌گوییم مومن است، اما دقیقاً در روایات داریم فقط به نماز و روزه نگاه نکنید، چون برای خیلی‌ها نماز و روزه عادت می شود.

شرط لازم است اما کافی نیست. خداوند برای مومن ۶ ویژگی بیان می‌فرماید:

۱. نماز، اولین صفت نماز است. اما نه هر نمازی، در نماز خشوع دارد. یعنی حضور قلب در نماز.

ما دو بحث داریم خضوع و خشوع. خضوع بحث ظاهری نماز است یعنی از اول تا آخر نماز صورتش را نخواراند، خمیازه نکشد، با صورتش بازی نکند و …

خشوع بحث باطنی نماز است.

تا خضوع درست نشود خشوع درست نمی‌شود، اول آداب ظاهری بعد آداب باطنی.

حماد بن عیسی گفت: در محضر امام صادق علیه السّلام بودم، به من فرمود: آیا می توانی نماز را خوب بخوانی؟

عرض کردم: چگونه نمی توانم و حال آنکه کتاب حریز را که درباره نماز نوشته شده است، از حفظ دارم. حضرت فرمود: برای تو ضرر ندارد، برخیز و نمازی بخوان تا من ببینم که چگونه می خوانی.

حسب الامر حضرت رو به قبله ایستادم و شروع به خواندن نماز کردم. تمام نماز را از نظر رکوع و سجود به جای آوردم، اما حضرت آن را نپسندید و فرمود: نماز را خوب نخواندی. واقعا چقدر زشت است برای مردی که شصت هفتاد سال از عمرش می گذرد و حال آنکه نمی تواند یک نماز کامل با مراعات حدود کامله آن بخواند. من خجالت کشیدم و خود را کوچک دیدم.

عرض کردم: فدایت شوم، شما نماز را به من تعلیم دهید. پس، امام علیه السّلام رو به قبله راست ایستادند و دستهای خود را آزاد گذاردند و انگشتهای دست آن حضرت به هم گذارده شده بود و مابین دو قدم آن حضرت از سه انگشت باز، و بیشتر فاصله نداشت و انگشتهای پای خود را رو به قبله کردند و تا آخر نماز هم رو به قبله بود و با تواضع و حضور قلب گفتند: اللّه اکبر و سوره حمد و توحید را با ترتیل (به آرامی و خوبی) خواندند و بعد از تمام شدن سوره توحید، به قدر یک نفس کشیدن صبر کردند. بعد دست خود را بلند کرده تا مقابل صورت بردند و در حالی که ایستاده بودند گفتند: اللّه اکبر و پس از آن به رکوع رفتند و کف دست را به سر زانو گرفتند. انگشتان آن حضرت از هم باز بود. زانو را به عقب دادند، چنانکه پا راست شد و پشت آن حضرت طوری مساوی شد که قطره آبی بر آن می گذاشتند، به هیچ طرفی نمی ریخت. گردن خود را کشیده و سر به زیر نینداختند و چشم را بر هم گذاردند و سه مرتبه به آرامی گفتند: سبحان ربّی العظیم و بحمده.

بعد راست ایستادند و چون خوب ایستادند، گفتند: سمع اللّه لمن حمده و در همان حال که ایستاده بودند، دست را تا مقابل صورت خود بلند کردند و گفتند: اللّه اکبر و بعد به سجده رفتند. دو کف دست را پیش زانوها، مقابل صورت خود بر زمین گذاردند و انگشتان آن حضرت به هم گذارده شده بود. سه مرتبه گفتند: سبحان ربّی الاعلی و بحمده. اعضای بدن خود را از یکدیگر باز گرفته و بر هم نگذارده بودند (در حال سجده دست را به بدن نچسبانیده و بدن را بر پا نگذارده بودند) و بر هشت موضع بدن خود که به زمین گذارده بودند، سجده کردند که پیشانی و دو کف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا و سر بینی باشد.

بعد از نماز فرمودند: گذاردن هفت
موضع در وقت سجده به روی زمین واجب است که پیشانی و دو کف دست و دو سر زانو و دو سر انگشت بزرگ پا باشد. و اما گذاردن بینی بر زمین سنت (مستحب) است و آنها همان مواضع است که خدا در قرآن فرموده است: و انّ المساجد للّه فلا تدعوا مع اللّه احدا و مسجدها از آن خداست و با وجود خدای یکتا کسی را به خدایی مخوانید. پس از آن سر از سجده برداشتند و وقتی نشستند گفتند: اللّه اکبر و به ران چپ نشسته، پشت پای راست را بر کف پای چپ گذاردند و گفتند استغفر اللّه ربّی و اتوب الیه و دوباره در حالی که نشسته بودند. گفتند: اللّه اکبر و بعد به سجده دوم رفتند و مانند سجده اول، سجده دوم را تمام کردند. و در رکوع و سجود هیچ یک از اعضای بدن را بر یکدیگر نگذارده بودند و موقع سجده آرنج دست خود را باز نگاه داشته و به زمین نگذارده بودند. در حال تشهّد خواندن، انگشتان دست آن حضرت از یکدیگر باز بود و به این کیفیّت دو رکعت نماز خواندند و چون از تشهّد فارغ شدند، فرمودند: ای حماد، این چنین نماز بخوان.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*