ویژگی‌های مشترک دشمنان حسینی و مهدوی – جلسه ۲

ویژگی‌های مشترک دشمنان حسینی و مهدوی – جلسه ۲

             دسته مناسبتي : محرم و صفر   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   /  اصول اعتقادی و عبادی   /  بحث های اقتصادی   /  جهاد و دشمن شناسی   / 

             دسته زماني : سال 1395   / 

ویژگی‌های مشترک دشمنان حسینی و مهدوی - جلسه2 - با موضوع : حرام خواری

اثر خوردن غذای حرام

کسی که لقمه اش حرام شد، راه نجاتی برای او نیست.

– شخصی به نام شریک بن عبدالله نخعی بود که از علمای بزرگ زمان خود بود. مهدی بن منصور عباسی به او گفت: من می‌خواهم قاضی القضاتی حکومت اسلامی را به شما بدهم. شریک بن عبدالله گفت: من قبول نمی‌کنم؛ چون شما حاکم ظالمی هستی، قاضی القضاتی شما هم ظلم است. گفت: خوب حداقل معلمی بچه‌های من را قبول کن. گفت: بچه‌های تو هم یکی هستند مثل تو؛ درست نمی‌شوند. گفت: این دو تا را که قبول نکردی حداقل یک روز ناهار به منزل ما بیا. در قصر یک روز مهمان ما باش.

گفت: باشد؛ این یکی را قبول می‌کنم. مهدی بن منصور هم حرام ترین غذاها را آماده کرد و برای شریک بن عبدالله آورد. غذا که تمام شد، شریک بن عبدالله رو کرد به مهدی بن منصور و گفت: شما به من یک پیشنهادی هم داده بودی. گفت: بله قاضی القضاتی. شریک گفت: خوب قبولش کردم! اما این را که با دست راستم گرفتم؛ دست چپم خالی است. یک پیشنهاد دیگر هم دادی. گفت: تربیت فرزندانم. گفت: آن را هم قبول کردم! این ماجرا گذشت و بعد از مدتی، خزانه دار، حقوق شریک بن عبدالله را کمی دیر داد. شریک بن عبدالله خیلی اعتراض کرد. خزانه دار گفت: تو مگر به ما گندم فروخته ای که اینقدر از ما طلبکاری؟

شریک گفت: از گندم مهمتر فروختم؛ من دینم را به شما فروختم![۱]

امتناع صرف غذای حرام توسط بزرگان

– حضرت امام باقر(علیه السلام) غذای زندان را به این دلیل که اموال حکومت غاصب  و حرام است نمی‌خوردند. خانم سیدی بعد از شنیدن این حرف، با حلال ترین پول خود دو قرص نان برای امام پختند و فرستادند، امام فرمودند: این را برگردانید وسلام برسانید و بگویید چون نان شما در ظرف غصبی حکومت است، نمی‌خورم.

– غذای هارون را برای بهلول بردند، گفت: در کنار خرابه برای سگ بندازید، گفتند: چه می‌گویی این غذای خلیفه است. گفت: آرام بگویید که اگر سگ هم بفهمد غذای خلیفه است، نمی‌خورد![۲]

تاثیر لقمه حرام بر فرزند

«كَسْبُ الْحَرَامِ یَبِینُ فِی الذُّرِّیَّةِ»[۳]. مال حرام در فرزندان آشكار می‌شود و روی آن‌ها اثر می‌‌گذارد.

– جوانی دید سیبی بر آب روان است، گرفت و  اولین گاز را به سیب زد .با خود گفت :”قطعاً این سیب مالک داشته،بی اجازه او چرا تصرف کردم؟” حرکت کرد، مسیر آب را گرفت به بالا، رفت تا رسید به جاییکه آب از باغی که درخت سیب داشت بیرون می‌آمد. به صاحب باغ گفت: سیبی که بر آب روان بود من خوردم. از من راضی می‌شوی ؟ گفت: ابدا راضی نیستم. گفت: حاضرم کارگری تو را بکنم تا راضی شوی. صاحب باغ گفت: من به یک شرط از تو راضی می‌شوم ، وآن اینکه دختری دارم کور و کچل و لال و گنگ و مفلوج از پا. اگر حاضری با او ازدواج کنی، من از تو راضی می‌شوم والا راضی نمی‌شوم. صیغه عقد جاری شد.

جوان وارد اتاق شد ، و در گوشه ی اتاق دختری دید که از زیبایی مانند حورالعین بود ، سریع از اتاق خارج شد و به نزد پدر دختر رفت و گفت: آن دختری که برای من وصف کردی این نیست. گفت: این همان است، چون دیدم جدیّت داشتی که رضایت بگیری برای خوردن یک سیب، و من مدتها انتظار داشتم که این دختر را به مثل شما شخصی شوهر دهم. اما گفتم کور است یعنی هنوز چشمش نامحرم را ندیده، و گفتم کچل است یعنی مویش را نامحرم ندیده، و گفتم لال است یعنی با مرد بیگانه سخن نگفته، و گفتم مفلوج است از پا یعنی تنها از خانه بیرون نرفته. از این وصلت مقدس شخصی به دنیا آمد که جزء بزرگترین مراجع تقلید شد . کسی که امام زمان به دیدنش می‌آمد. کسی که بین مردم معروف بود به : حضرت آیت اله العظمی مقدس اردبیلی.[۴]

– به مادر شیخ اعظم انصاری- مهم ترین کتاب حوزه علمیه، بنام رسائل و مکاسب اثر ایشان است- گفتند چه کردی؟ گفت: من توقع داشتم بهتر از اینا شود چون من بدون وضو شیرش ندادم و وقتی پدرش از دنیا رفته بود، من لقمه حلال به او دادم. نیمه‌های شب وقتی گریه می‌کرد و شیر می‌خواست و در خانه آب نبود، یخ حوض را شکسته و با وضو شیرش می‌دادم.[۵]

– اما نقطه مقابلش؛

موقع اعدام شیخ فضل الله نوری، پسرش سوت می‌زد و قرآن را زیر پایش می‌انداخت. از شیخ پرسیدند شما را با این بچه چه سنخیتی است؟ گفت: من حدس می‌زدم اینگونه باشد، وقتی بدنیا آمد من نبودم و مادرش شیر نداشت و او را یک خانم ناصبی (کسی که اهل بیت (علیهم السلام) را دشنام می‌دهد) شیر داده است.

تاثیر لقمه حرام، در تشکیل یک نسل انسان خودش را نشان می‌دهد.

«إِنَّ اللَّهَ حَرَّمَ الْجَنَّةَ أَنْ یَدْخُلَهَا جَسَدٌ غُذِّیَ بِحَرَامٍ».[۶] همانا خداوند ورود بدنی را كه از حرام تغذیه كرده به بهشت ممنوع كرده است.

سوق مردم به حرام خواری توسط دشمن

دشمن هر طور می‌تواند مردم را به سمت حرام خواری سوق می‌دهد، که حرام خواری فقط شراب و گوشت سگ و خوک و ماهی بی پولک خوردن نیست؛ ربا خواری در راس حرام خواری است.

نکوهش رباخواری در قرآن و روایات

خداوند در قرآن فقط برای یک گناه اعلام جنگ با خدا و رسول کرده اند؛ که آن ربا خواری است.

«فَأْذَنُوا بِحَرْبٍ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ»[۷]؛ [بدانید که] به جنگ با خدا و رسولش برخاسته‌اید.

همچنین در آیه ۲۷۵ سوره بقره می‌فرمایند: «الَّذينَ يَأْکُلُونَ الرِّبا لا يَقُومُونَ إِلاَّ کَما يَقُومُ الَّذي يَتَخَبَّطُهُ الشَّيْطانُ مِنَ الْمَسِّ» شیطان آنها را لمس کرده است!

«شر المکاسب، کسب الربا»[۸]. بدترین کسب، کسب ربا است.

پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) خطاب به حضرت علی (علیه السلام): ربا ۷۰ مرتبه دارد، اما گناه ساده ترینش همانند انجام دادن عمل منافی عفت با مادر خود در کعبه است![۹]

امام کاظم (علیه السلام) به نقل از پدرانشان، می‌فرمایند: ترسناک ترین چیزی که در باره امتم می‌ترسم کسب حرام، شهوات پنهانی و رباخواری است.[۱۰]

کشتن فرد رباخوار

پیامبر اسلام فرموده اند: «من اخذ الربا وجب علیه القتل». کسی که ربا بگیرد قتلش واجب است.[۱۱]

– شخصی خدمت امام صادق (علیه السلام) رسید، و گفت: شخصی ربا می‌خورد و می‌گوید از شیر مادرم حلال تر است. امام فرمودند: حیف قدرت ندارم وگرنه دستور کشتنش را می‌دادم.

مصداق‌های حرام

وقتی می‌خواهیم وام بگیریم، باید با یک اسلام شناس مشورت کنیم و آن را حلال کنیم. اکثر قراردادها با یک تغییر جمله حلال می‌گردند. رشوه، اختلاس و حقوق‌های نجومی مصداق حرام هستند. انسان باید مراقب لقمه خود باشد.

قاتلان اباعبدالله، شکمشان از حرام پر بود و بدانیم در آخرالزمان سخت ترین کار، بدست آوردن لقمه حلال است. لقمه حرام قساوت قلب می‌آورد که می‌تواند حتی باعث کارهایی مثل متوقف کردن اباعبدالله در کربلا گردد.

 

[۱] با اقتباس و ویراست از کتاب داستان راستان شهید مطهری

[۲] داستان ها و پندهای عبرت انگیز، ص ۷۸، به نقل از حکایت های شیرین، ص ۱۲۰

[۳]  کافی / ج ۵ / ص ۱۲۴

[۴] برگرفته از کتاب زندگانى خاندان پیامبر(صلى الله علیه وآله)، جلالى شاهرودى، شیخ حسین، ص ۲۲۲ ، با تصرف

[۵] عراقی میثمی، محمود، زندگانی و شخصیت شیخ انصاری، ج۱، ص۷۷

[۶] مجموعه ورام(تنبیه الخواطر)، ۱/۱۶

[۷] بقره۲۷۶

[۸] وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص ۴۲۶، ابواب الربا، باب ۱، ح ۱۳ و مستدرک الوسائل، ج ۱۳، ص ۳۲۹، ابواب الربا، باب ۱، ح ۱

[۹] كنز العمّال : ۹۷۵۴

[۱۰] مستدرک الوسایل و مستنبط المسایل ج ۱۳ ، ص ۶۷ ، ح ۱۴۷۶۳ – بحارالانوار(ط-بیروت) ج ۱۰۰ ، ص ۵۴، ح ۲۶

[۱۱] علی بم ابراهیم قمی، تفسیر قمی، جلد ۱، قم: مؤسسه دارالکتاب، جلد ۱، ۱۴۰۴ ق.، ص ۹۳

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*