شرح بیانیه گام دوم – جلسه ۸

شرح بیانیه گام دوم – جلسه ۸

             دسته مناسبتي : دوره های آموزشی   /  سایر   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   /  جهاد و دشمن شناسی   /  حكومت اسلامي (جمهوري اسلامي و ...)   /  ولايت (امام شناسی، ولايت فقيه)   / 

             دسته زماني : سال 1397   / 

بسم الله الرحمن الرحیم سلسله جلسات شرح بیانیه گام دوم – جلسه ۸ مسجد امام رضا علیه السلام دانشگاه فردوسی مشهد   بحث در ادامه بیانیه مقام معظم رهبری به جوانان بود که به گام دوم مشهور شد. رسیدیم به این فراز که حضرت آقا فرمودند: اینکه حال و آینده را درست متوجه شویم به […]

فايل صوتي : دانلود صوت

شرح بیانیه گام دوم – جلسه ۸

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله جلسات شرح بیانیه گام دوم – جلسه ۸

مسجد امام رضا علیه السلام دانشگاه فردوسی مشهد

 

بحث در ادامه بیانیه مقام معظم رهبری به جوانان بود که به گام دوم مشهور شد. رسیدیم به این فراز که حضرت آقا فرمودند: اینکه حال و آینده را درست متوجه شویم به گذشته دقت کنیم ببینیم گذشته چه طور بوده است مقام معظم رهبری می خواهند تاریخ گذشته را بیان کنندانقلاب اسلامی و نظام برخاسته آن از نقطه صفر آغاز شد.

اولین نکته: همه چیز علیه ما بود؛ این نکته بیانیه فوق العاده مهم است؛ حضرت آقا برای هر گزاره ای که مطرح می نمایند؛ دلیل و استدلاش را نیز می گویند یعنی دیگر جایی نگذاشتند. می توانستند حضرت آقا بفرمایند که انقلاب اسلامی و نظام برخاسته آن از نقطه صفر آغاز شد، ببینید یعنی چی از نقطه صفر؟ حضرت آقا ارزش قائل می شوند کامل مطرح می کنند یک، دو؛ نقطه صفر یعنی در چه شرایطی بودیم؟ همه چیز علیه ما بود، چه رژیم فاسد طاغوت، که علاوه بر وابستگی، فساد، استبداد وکودتایی بودن؛ اولین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه و نه به زور شمشیرخود بر سر کارآمده بود. خب نکته های مهمی را حضرت آقا مطرح می کنند. برای حکومت پهلوی حضرت آقا چند ویژگی مطرح می کنند.

می فرمایند یک: او وابسته بود. فردوست در خاطرات خودش به این بحث اشاره می کند. فردوست خب یار نزدیک محمد رضا بود. از همان ابتدا مدرسه ای می رفت در سوئیس که شاه هم در آنجا درس می خواند و تا روز آخر سلطنت کنار شاه بود دو جلد کتاب نوشته ظهور و سقوط پهلوی خاطرات فردوست است. واقعا قشنگ است، جریان پادشاه شدن محمدرضا را نقل می کند. که جریان آن مفصل جریان است و به طور خلاصه عرض می کنم که می گوید: یک روز محمدرضا به من گفت برو پیش ترات سفیر بریتانیا و انگلیس در ایران، برو خدمت آن ها و حالا که پدر من رضاشاه دارد می رود، نظرشان چیست که من شاه شوم. ببین می توانی آن ها را متقاعد کنی یا خیر؟ من رفتم آن جا از من پرسیدند، شما؟ گفتم از طرف محمدرضا آمده ام، اجازه دادند که داخل بروم. سفیر انگلیس به من گفت بحث تان را بگویید. من جریان را گفتم و او به من این جمله را گفت: “ما نمی توانیم چنین کاری را انجام بدهیم. دلیلش این است که محمدرضا در اتاقش یک نقشه ای دارد، که پیشروی آلمان ها در جنگ جهانی دوم را روی آن نگاه می کند و به رادیو های مخالف ما گوش می دهد” من گفتم، من فقط ناقل خبر بودم. بعد از این جریان من آمدم پیش محمد رضا، محمدرضا که مات و مبهوت بود، رفت نقشه را از دیوار جدا و پاره کرد و رادیو اش را هم به کناری پرتاب کرد. گفت: برو به آن ها بگو که من فقط رادیوهایی را گوش می دهم که آن ها بگویند. بعد جریان را ادامه می دهد. توجه کنید، این وابستگی این حکومت است. هر کس در این کشور به این نظام انتقاد هم داشته باشد؛ ضد انقلاب هم باشد، یک مورد را باید قبول کند و آن اینکه، کشور مستقل است. هر چقدر مشکلات در این کشور هست؛ زیاد و کم، اما ایرانی برای ایرانی تصمیم می گیرد. خود مردم برای خودشان تصمیم می گیرند. خود مردم صلاح می دانند که فلان شخص رئیس جمهورشان باشد. یک سال بعد خوششان نمی آید؛ می توانند سال بعدش در مجلس گروهی را انتخاب کنند که رئیس جمهور را استیضاح کند و همچنین دوسال بعد فرصت دارند که رئیس جمهور را عوض کنند و باز هم دوسال بعد فرصت دارند که مجلس را عوض کنند. فرصت دارند خبرگان را انتخاب کنند و حتی عوض کنند. داخل شهرشان شورای شهر را خودشان انتخاب می کنند. شورای شهری که شهردار را انتخاب می کند؛ به معنای واقعی کلمه جمهوری اینجا می باشد.

دومین ویژگی که حضرت آقا مطرح می کند می فرمایند فساد، حکومت فاسدی بود. فساد ابعاد مختلفی دارد یک فساد، فساد اخلاقی است. فساد اخلاقی شاه واطرافیان شاه دیگر نظیر ندارد، واقعا عجیب است.

من خیلی تلاش کردم که این جا بتوانم بعضی از خاطرات را بگویم. اما باز هم نمی شود یعنی این قدر وحشتناک است. ابعاد فساد پهلوی فقط یکی دو مورد را که می شود بازگو کرد را خدمتتان عرض می کنم. تاج الملوک مادر شاه می گوید، ناگفته نگذارم که محمدرضا در برابر دختران موطلایی تسلیم محض بود و حتی در هنگام مسافرت با شرکت هواپیمایی آلمان لوفت هانزا عاشق مهمان داران موطلایی این شرکت بود. این شرکت هواپیمایی، زیباترین دختران را مهمانداران خودشان می کردند و هم این مسئله مدت ها موجب بدبختی محمد رضا شده بود و پول های زیادی را صرف دعوت از مهمانداران لوفت هانزا می کرد و بخشی از دربار مسئول دعوت و پذیرایی از این دختران بودند. خود اردشیر زاهدی در کتاب ۲۵سال در کنار شاه، می گوید: اعلی حضرت به نحوی افراطی و غیر قابل باور به زنان و دختران مو طلایی علاقه مند بود و هر وقت دختری مو طلایی را می دید؛ به وضوح دست و پایش می لرزید. توجه کنید چنین فضایی بوده است، این فضای حاکم بر دربار بود. فساد شخص عالی رتبه ترین مقام حکومت به این صورت بود. بگذارید چند مورد دیگر را بخوانم. در رابطه با فرح، انصاری که پسرخاله ی فرح بوده است؛ ایشان در خاطراتش می نویسد: از فرد موثقی شنیدم که در همان ایامی که شاه در بیمارستان معاویه قاهره بستری و در حال مرگ بود جوادی و فرح شب ها در اتاق انتظار خصوصی بیمارستان باهم به سر می بردند و…

بعضی ها را علامت زدم اما الان نمی شود حتی خوانده شود! ظهر که خواندم فکر کردم می شود اما الان میبینم نمی شود بازگو کرد. این فضا را شما نگاه کنید حالا ما باید بنشینیم و بگویم امام خوب است، شاه بد است. ما چه کسی را با چه کسی مقایسه می کنیم؟ جرثومه فساد به نام محمدرضا پهلوی باید بیاید، با اسوه ی تقوا مثل حضرت امام مقایسه شود؟ یعنی چی اصلا ؟ ما بیاییم مقام معظم رهبری که جزء عالم ترین افراد کشور است؛ جزء عادل ترین افراد کشور است؛ جزء با تقوا ترین افراد کل دنیا هست؛ ما بیاییم ایشان را با کی مقایسه کنیم؟

این فساد پهلوی است. پهلوی نه تنها خودش فاسد بود بلکه نظرش بنا بود بر اینکه مردم فاسد بشوند.

من داستان جشن هنر شیراز را از روی کتاب برایتان بخوانم. ببینید در جریان جشن هنر چه اتفاقاتی رخ داده است. این را آنتونی پارسونز سفیر انگلیس در ایران در کتاب خاطراتش نقل می کند، اسم کتاب غرور و سقوط است. می گوید: جشن هنر سال ۱۳۵۶ شیراز از نظر کثرت صحنه های اهانت آمیز به ارزش های اخلاقی ایرانیان، از جشن هنر پیشین فراتر رفته بود. به عنوان مثال یکی از صحنه هایی که در پیاده رو اجرا می شد؛ تجاوز به عنف بود که به طور کامل و نه به طور نمایشی و صحنه سازی به وسیله یک مرد کاملا عریان!!! و حالا وقایع را ادامه  می دهد که نمی توانم بخوانم. در آخر این جمله را می گوید به خاطر دارم موضوع را با شاه در میان گذاشتم و به او گفتم اگر چنین نمایشی به طور مثال در شهر منچستر انگلیس اجرا می شد کارگردان و هنرپیشگان آن جان سالم به در نمی بردند شاه مدتی خندید و چیزی نگفت. این کشور اسلامی بوده که این صحنه ها در آن اتفاق رخ می داده است. این یک فساد پهلوی؛ خوب این موارد فساد اخلاقی بود، یک فساد، فساد اقتصادی است. فساد اقتصادی پهلوی چه طوربود. بگذارید از خاطرات اطراف شاه برایتان بخوانم؛ فریدون هویدا که سفیر ایران در سازمان ملل در دوران شاه بود؛ ایشان این جمله را می گوید: فسادی که درون دربار شاه وجود داشت، حقیقتا ابعاد وحشتناک به خود گرفته بود. برادران و خواهران شاه به خاطر واسطه گری عقد قرارداد، بین دولت ایران و شرکت هایی که گاه خودشان نیز سهامداران عمده آن بوده؛ حق العمل های کلانی را به چنگ می آوردند. ولی گرفتاری اصلی در این مسئله فقط رشوه خواری و دریافت حق کمیسیون توسط خانواده سلطنتی نبود؛ بلکه اقدامات آنان الگویی برای تقلید دیگران می شد و به صورت منبعی درآمده بود, که جامعه را در هر سطحی به آلودگی می کشید. یک نمونه اش را من عرض بکنم از فساد های اقتصادی، که موقعی که فرح رفت در بهترین جای لندن یک خانه ای خرید؛ به عنوان پاداش یک آپارتمان در مرکز لندن به او دادند، که مادر شاه می گوید: فقط پشت بام خانه به اندازه زمین فوتبال بود شما ببینید این ها چه کار کردند. در این مدت چند شب پیش بین نماز عرض کردمUNODC  نقل می کند. یعنی یک سازمان مبارزه با مواد مخدر و بحث های پولشویی و اقتصادی که ذیل سازمان ملل هست. یعنی به ما هیچ کاری ندارد. خودش یک حداقل و حداکثری برای بزرگترین دزدی های تاریخ مطرح می کند،۱۰ نفر را به عنوان بزرگ ترین دزد های تاریخ مطرح می کند. اولین فرد اختصاص دارد به شاه ما که می گوید حداکثرش نمی شود بگوییم. اما حداقل پولی که شاه از ایران در آخر کار خود خارج کرد ۳۵ میلیارد دلار بود. (اگر اشتباه نکنم  ۳۵ میلیارد دلار!) خوب اگر ۳۵میلیارد دلار را بعد بیاییم حساب کنیم؛ می بینیم که در آمد نفتی ایران درسال ۱۳۵۷ برابر با ۳۱میلیارد و خرده ای دلار می باشد، فقط پولی که شاه نقدا خارج کرد. از بودجه سال نفتی ایران بیشتر بود. یعنی اگر تمام اختلاس گران با هم جمع شوند انگشت کوچک محمدرضا نمی شوند. بعد افرادی می گویند جمهوری اسلامی از نظر اختلاس روی شاه را سفید کرده است! چه می گویند این افراد حالشان خوب هست؟! هزار تا مثل بابک زنجانی باهم جمع شوند انگشت کوچک محمدرضا نمی شوند. پس این از فساد دوران پهلوی.

مورد بعدی استبداد، استبداد را هم دیشب و شب های قبل بین نماز عرض کردم که خود شاه در یک مصاحبه ای می گوید اگر من یک دیکتاتور بودم؛ رهبری یک حزب واحد را به عهده می گرفتم. چند سال آخر شاه دستور داد فقط یک حزب در ایران باشد، آن هم حزب رستاخیز بود. که قبلا خواندم. که شاه می گوید: کسانی که وارد حزب رستاخیز نمی شوند، این افراد یا باید به زندان بروند یا از کشور خارج شوند. به این صورت، ببینید این استبداد است.

کودتایی بودن؛ آقا به بحث کودتایی بودن اشاره می کند. خوب این کودتایی بودن چیست؟ اولین رژیم سلطنتی در ایران بود که به دست بیگانه و نه به زور شمشیر خود آمده بود. تمام حکومت هایی که تا الان آمده بودند؛ از همان ابتدا تا دوران پهلوی همه به زور شمشیر آمده بودند. یعنی یک قدرتمندی خودشان داشتند؛ یک گروهی را جمع کرده و جنگیدند تا حکومت را به دست گرفتند. هیچکس از بیرون حکومت را نگذاشت به جز پهلوی، که پهلوی زور شمشیر نبود متوسل به انگلیسی ها شدند. انگلیسی ها قاجار را برداشتند، پهلوی را جایگزین کردند بعد صلاح دانستند رضاشاه را برداشته محمدرضا را گذاشتند. از این دیگر وابسته تر چه می تواند باشد؟ و چه دولت آمریکا و دوباره برگردیم به صحبت آقا.

انقلاب اسلامی و نظام برخاسته از آن از نقطه صفر آغاز شد. اولا همه چیز علیه ما بود؛ چه رژیم فاسد طاغوت که اولین رژیم فاسد طاغوت که علاوه بر وابستگی فساد و استبداد و کودتایی بودن؛ اولین رژیم سلطنتی در ایران بود، که به دست بیگانه و نه به زور شمشیر خود برسر کارآمده بود؛ چه دولت آمریکا و برخی دیگر از دولت های غربی و چه وضع به شدت نابه سامان داخلی و عقب افتادگی شرم آور درعلم و فناوری و سیاست و معنویت و هر فضیلت دیگری.

شما نگاه کنید، ببینید در دورانی که دنیا داشت پیشرفت می کرد، حکومت پهلوی چه طور بود!

این درست نیست که ما چهل سالگی خودرا با چهل سالگی کشور های دیگر مقایسه می کنیم ما این چهل سال از صفر شروع کردیم چیزی نداشتیم کشور های دیگر خیلی پیشرفت کرده بودند که خوب طبیعی است در این چهل سال نیز پیشرفتشان بیشتر باشد.

ما چیزی نداشتیم تازه می خواستیم شروع کنیم؛ که در ادامه به بحث آن می رسیم که حضرت آقا می فرمایند: ما در ۲۰ سال اول اصلا نتوانستیم در بحث علم کاری انجام دهیم. اینقدر عقب ماندگی داشتیم. ما هر چه پیشرفت داشتیم در ۲۰ سال دوم است، دراین ۲۰ سال هم با این همه مشکلات یکدفعه می بینید با رتبه ۱۳۰ فلان قسمت به رتبه ۱۲ میرسیم. این معجزه است که ما پیشرفت کردیم؛ کشور های دیگر هم در این چهل سال پیشرفت داشتند. به طور مثال ماشینشان سرعت گرفته بود. حالا ماهم می خواستیم آرام آرام شروع کنیم. با وجودی که تمام دنیا در مقابل ما ایستاد، عقب ماندگی شرم آور داشتیم، ما چیزی نداشتیم، هر چه بود وابستگی بود، یعنی اگر سلاح هم داشتیم وابسته بودیم اگر پزشک هم داشتیم، از آن طرف آورده بودیم. شاه دندانپزشک اش با هواپیمای اختصاصی از سوئیس می آمد. ما اینقدر عقب مانده بودیم. الان چه طور هستیم؟ پس این اولین نکته این است؛ که حضرت آقا بیان می فرماید. که اولا همه چیز علیه ما بود. بعد مطرح می کنند که ما از نقطه صفر شروع کردیم.

دومین نکته ای هم حضرت آقا می فرمایند، که حالا من فقط تیترش را می گویم: ثانیا هیچ تجربه پیشبینی و راه طی شده ای در برابر ما وجود نداشت. بدیهی است که قیام های مارکسیستی و امثال آن نمی توانست برای انقلابی که از متن مان و معرفت اسلامی پدید آمده است؛ الگو محسوب شود. انقلابیون اسلامی بدون سر مشق و تجربه آغاز کردند و ترکیب جمهوریت و اسلامیت و ابزار های تشکیل آن جز با جمهوری اسلامی و قلب نورانی و اندیشه بزرگ امام خمینی به دست نیامد و این نخستین درخشش امام بود.

ما واقعا الگو نداشتیم یعنی الگوی نه شرقی نه غربی برای ما بود. الگوی امنیتی که ما داریم مختص ما بود. الگوی نظامی ما وابسته ما بود. همه این موارد متعلق به ما بود. در بحث هسته ای همه کشور ها به هم  وابسته بودند. آن که اول دست پیدا کرد به کشور های دیگر وابسته بود. خیلی چیز هارا از کشور های دیگر گرفته بود. ما از هیچ جا کمک نمی توانستیم بگیریم. مجبور بودیم یک الگوی جدیدی ابداع کنیم و الگوی جدیدی را ابداع کردیم. بسیج، سپاه، جهاد، کمیته امداد، شورای عالی انقلاب فرهنگی، سازمان و دفتر تبلیغات، مختص ما بود. مردمی کردن امنیت َو مردمی کردن نظامی و مردمی کردن بسیاری از موارد، مختص ما بود. این ها را اول ما داشتیم، طبیعی بود که ابتدا یک آزمون و خطایی داشته باشیم. ولی وقتی دیگر آن الگو شکل گرفت دیگر رقیب پیدا نکردیم. در بحث امنیت می بینید دیگر کدام کشور می تواند رقیب ما شود. در بحث نظامی نیز همین طور. در بحث تاثیر گذاری برتحولات انقلاب نیز همین طور. ان شاءالله در بحث اقتصاد فرهنگ و….نیز به الگوی داخلی خواهیم رسید.

الگو اقتصاد مقاومتی نیز اگر مسئولان قبول کنند می توانیم به آن هم دست پیدا کنیم.

 

از خدا می خواهیم چشمان ناقابل ما را به جمال مولا حجت ابن الحسن منور بفرماید

عاقبت همه را ختم به خیر و شهادت قرار بدهد.

مشکلات مادی و معنوی همه مردم ما را هر چه سریع تر رفع بفرماید.

وسیله کار و ازدواج جوانان را هرچه سریع تر مهیا بفرماید.

والحمدالله رب العاالمین

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*