شرح بیانیه گام دوم – جلسه ۵

شرح بیانیه گام دوم – جلسه ۵

             دسته مناسبتي : دوره های آموزشی   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   /  جهاد و دشمن شناسی   /  حكومت اسلامي (جمهوري اسلامي و ...)   /  ولايت (امام شناسی، ولايت فقيه)   / 

             دسته زماني : سال 1397   / 

بسم الله الرحمن الرحیم سلسله جلسات شرح بیانیه گام دوم – جلسه ۵ مسجد امام رضا علیه السلام دانشگاه فردوسی مشهد   «رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی»  ما به تبیین نامه ی بسیار مهم “حضرت آقا” که به « گام دوم» مشهور است، می پردازیم. فراز دیگر […]

فايل صوتي : دانلود صوت

شرح بیانیه گام دوم – جلسه ۵

بسم الله الرحمن الرحیم

سلسله جلسات شرح بیانیه گام دوم – جلسه ۵

مسجد امام رضا علیه السلام دانشگاه فردوسی مشهد

 

«رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی وَیَسِّرْ لِی أَمْرِی وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِّن لِّسَانِی یَفْقَهُوا قَوْلِی»

 ما به تبیین نامه ی بسیار مهم “حضرت آقا” که به « گام دوم» مشهور است، می پردازیم.

فراز دیگر این نامه را عرض بکنم. ایشون می فرمایند که :«جمهوری اسلامی متحجر و در برابر پدیده ها و موقعیت های نو به نو فاقد احساس و ادراک نیست. اما به اصول خود به شدت پایبند و به مرز بندی های خود با رقیبان و دشمنان به شدت حساس است. با خطوط اصلی خود هرگز بی مبالاتی نمی کند و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند؟! بی شک فاصله ی میان روایت ها و واقعیت ها، همواره وجدان های آرمان خواه را عذاب داده و می دهد. اما؛ این فاصله ای طی شدنیست. و در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است. و بی شک در آینده با حضور نسل جوان ومومن و دانا و پر انگیزه با قدرت بیشتر طی خواهد شد.»

خب؛ در این فراز حضرت آقا چند نکته را بیان می کنند:

اولین نکته ای که مطرح کردند در همان خط اول بود: جمهوری اسلامی متحجر و در برابر پدیده ها و موقعیت های نو به نو فاقد احساس و ادراک نیست. دو نوع دعوا همیشه بوده؛ یکی بحث متحجرین است که در جمهوری اسلامی مخالفینش بعضا، چنین تفکری را داشتند. متحجر یعنی کسی که:«در مقابل پدیده های نو یک عقبگردی داشته باشد. و نمی تواند که آن پدیده های نو را قبول کند». این یک نوع تفکر بوده و یک نوع دیگر افراط در تفکر؛ روشنفکران هست, یعنی اینکه :«هر پدیده ی نو را به طور کامل قبول می کند.» ما در انقلابمان هر دو طیف را داشته ایم.  و هر دو معمولا در مقابل جمهوری اسلامی بوده اند. (این تفکر؛ تفکرکسانی بود که حضرت آقا لفظ تحجر را برایشان استفاده  می کند. کسانی بودند که می گفتند ما نباید نسبت به پدیده های نو و جریان های جدید واکنش نشان بدهیم. گاهی وقت ها می بینیم که دعوای بین «سنت» و «مدرنیته» هم هست (حالا من نمی خوام خیلی وارد این بحث بشوم). می بینید بعضی ها می گویند که ما نباید از چیزهای جدید استفاده کنیم. زیرا این چیزها را بد و نامناسب می دانند. حضرت آقا می فرمایند که: جمهوری اسلامی این چنین نبوده است. حضرت امام (ره) در همان ابتدا؛ حتی در بحث فقه، فقه پویا را مطرح کردند. که زمان و مکان نسبت به بعضی از اجزاء فقه، یک  تغییری در بحث فقه درست می کند. نه روی اصول، روی مصادیق تغییراتی به وجود می آورد. خب! بعضی از احکام می بینید که ۱۴۰۰ سال پیش این حکم وجود نداشت (الان اتفاق افتاده). این را ما باید چکار بکنیم؟! چطوری باید جواب بدهیم؟! خب؛ این فقه پویا هست که جواب می دهد. حضرت آقا می­فرمایندکه: جمهوری اسلامی هم همین طور پویا است و وقتی که یک نظریه ی جدید آمد جمهوری اسلامی در مقابلش نایستاد. خب! نظریه جدید را تجزیه و ترکیب کرد؛ تحلیل کرد. ببیندکه آیا این نظریه خوب هست یا بد؟! (پس« متحجر» یک طرف قضیه هست و طرف دیگر گروهی هستند که به اسم «روشنفکر» مشهور هستند). که روشنفکران هر چیزی جدیدی را که آمد، صفر تا صدش را قبول کردند. (ما این طور عمل نکردیم). ما نسبت به هر چیز جدیدی که اتفاق افتاد وادادگی نشان ندادیم؛ نگفتیم که حتما درست است؛ ما آن را تحلیل کردیم. (ببینید!!! جمهوری اسلامی در این چهل سال بارها این را نشان داده است). مثلا؛ قانون اساسی!!! شما نگاه میکنید که یک بحث جدیدی را مطرح کرد به نام جمهوری اسلامی. یک چیزی بود که هم در مقابل «تحجر» ایستاد و هم در مقابل«روشنفکر نماها» ایستاد. (من نمی توانم این ها را خیلی باز کنم و توضیح بدهم، چون شاید به صلاح نباشد). اما! یک جمله از حضرت آقا برایتان بخوانم: تحول در جامعه ی انسانی و برای بشر سنت “لا یتغیر اللهی” است. که هیچ کس نمی تواند در مقابل تحول بشری بایستد. امکان ندارد؛ دیر یا زود یکی پس از دیگری “تحولات بشری” اتفاق می افتد. این راز ماندگاری و تعالی بشر است. اصلا؛ خدا بشر را اینطور قرار داده است که ایستایی در طبیعت انسان نیست. در بشریت تحول حتمیست. و با تحول نباید مقابله کرد؛ تحول را نباید انکار کرد؛ و باید به سوی تحول و با همان معنایی که عرض خواهم کرد، به شکل درست حرکت کرد. در مقابل “تحول” چه چیزی هست؟! “رکود“. نقطه ی مقابل تحول، رکود است. بعضی این ها را غلط می فهمند! و اشتباه معنا می کنند. بعضی “رکود” را با “ثبات اجتماعی” اشتباه می کنند. رکود بد است وثبات اجتماعی خوب است.  بعضی خیال می کنند که “رکود” یعنی “ثبات اجتماعی”. تحول را هم بعضی ها با همان آنارشیسم و هرج ومرج و هرچه به هرچه بودن اشتباه می کنند. این اشباهات موجب شده که یک عده ای که طرفدار ثبات اجتماعی هستند، با هر تحولی مخالفت کنند. به خیال اینکه این تحول؛ ثبات را به هم می زند. از طرف دیگر، کسانی که خیال می کنند هرتحولی به معنای ساختار شکنی و شالوده شکنی و زیر سوال بردن تمام اصالت هاست، این ها هم برای اینکه تحول ایجاد کنند؛ ثبات اجتماعی را از بین می برند و دچار خطر می کند. این دو اشتباه از دو طرف وجود دارد. تحول یک چیزی است و آناراشیسم هم یک چیز دیگر و هرج ومرج هم یک چیز دیگر. همچنان که رکود اجتماعی یک چیز دیگر است و ثبات اجتماعی و ایستایی اجتماعی هم یک چیز دیگر است. این ها را نباید با هم اشتباه کرد. آنچه که خوب و درست است، جامعه ی باثبات، اما غیر راکد و دارای تحول است. جامعه ای که حتی تحولات صحیح را سریع در خودش به وجود می آورد. حضرت امام (ره) هم در سال آخر عمر شریفشان «در جلد ۲۱ صحیفه امام» در نامه ای که خطاب به روحانیت و امثال این ها مطرح کرده است که به نام “صحیفه روحانیت” و یا “منشور روحانیت” معروف شد؛ در آنجا به یک اصلی اشاره می کنند….که بعضی از آخوندها کسانی بودند که: «در مقابل تحولات نو همیشه واکنش نشان دادند. با امام (ره) اصلا موافق نبودند. برای همین هم با جمهوری اسلامی مقابله کردند. حضرت امام(ره) به یک جمله اشاره می کنند، که این جمله بسیارمهم است. و می فرمایند که: «بله! درست است؛ ما روحانیون نسبت به اتفاقاتی که در سراسر دنیا اتفاق افتاده، به واسطه ی سالوسی غربی ها، همیشه با دید تردید نگاه کرده ایم». یعنی ما وقتی یک قانونی ابتدا مطرح شد، ما با دید تردید نگاه کردیم. ما ابتدا ار آن استقبال نمی کنیم؛ یعنی شما نگاه بکنید! یک چیزی را آمریکا به داخل ایران می فرستد! (می بینید) که روحانیت ابتدا؛ با دید “تردید” به آن نگاه می کنند و می گویندکه: صبر کنید ما باید اول تحقیق کنیم. چرا؟! از بس که از آن ها پستی دیده ایم. ما هر سند بین المللی که بیاید ابتدا آن را نگه می داریم. خواه سند ۲۰۳۰ باشد، fatf باشد، پالرمو باشد، برن باشد، میخواد هر چیز دیگه ای باشد، سند بین المللی که بیاید ما ابتدا آن را نگه می داریم. (می­گوییم صبر کنید). ما ۱۴۰۰ سال است! و ۷۰۰۰ سال است! که همیشه از شما بدی دیدیم. همیشه از دشمنان بدی دیدیم. ما باید اول تحقیق کنیم (معمولا هم هر وقت که تحقیق می کنیم، می بینیم که درست است و همان چیزی بود که ما حدس می زدیم و دشمن دارد دشمنیش را می کند). ولی از آن طرف ما را متحجر خطاب می کنند!!! نه. این تحجر نیست، این عین “نو اندیشی” است. این عین صحیح بودن و با تدبیر بودن است (ما اینطوری بودیم). برای همین بود که توانستیم شیعه و اسلام و نظام را نگه داریم.

پس حضرت آقا در اینجا می فرمایندکه: «جمهوری اسلامی متحجر و در برابر پدیده ها و موقعیت های نو به نو فاقد احساس و ادراک نیست. اما به اصول خود به شدت پایبند و به مرز بندی های خود با رقیبان و دشمنان به شدت حساس است

نکته ی اول بحث اصول را مطرح می کنند، (در جلسه ی گذشته عرض کردیم که حضرت آقا هشت مورد را به عنوان اصول مطرح کردند). خب؛ اینکه مشخص است که جمهوری اسلامی روی اصول خودش است. مثل خیلی از انقلاب های کشور دیگر نیست که ۲۰ سال قبل یک اصول داشته باشد و ۲۰ سال دیگر اصولش کلا تغییر داده باشد و یک چیز دیگری باشد! جمهوری اسلامی۴۰ سال پیش یک اصول داشت، هنوز هم همان اصول را دنبال می کند. اگر آن موقع اصل “عدالت” را قبول داشت، هنوز هم همان اصل عدالت را قبول دارد. اگر آن موقع “فساد ستیز” بود، الان هم فساد ستیز است. اگر آن موقع مردم را “ولی نعمت” خودش می دانست، الان هم مردم را ولی نعمت خودش می داند. اگر در آن زمان بر “معنویت” تاکید می کرد، هنوز هم بر هم بر معنویت تاکید می کند… (دیگه به جلسه ی قبل بر نمی گردیم که گفتیم اگر دل زدگی بود از عملکرد مسئولین بود، نه از روی اصول بودن انقلاب).

خب؛ نکته ی دومی که حضرت آقا می فرمایند، این هست که: «و به مرز بندی های خود با رقیبان و دشمنان به شدت حساس است.»

ما به شدت روی مرز بندی با دشمن حساس هستیم. ۴۰ سال است که جمهوری اسلامی، مرز بندی خود را با دشمنان حفظ کرده است. ۴۰ سال پیش شعار نه شرقی و نه غربی می داد، الان؛ هم می گوید: نه شرقی و نه غربی. (جمهوری اسلامی با تمام دنیا ارتباط دارد؛ به شرط اینکه تمام اصولش حفظ شود). این که ما با رژیم غاصب صهیونیستی ارتباط نداریم به خاطر همان اصلی است که داریم. اینکه الان با آمریکا ارتباط نداریم، به خاطر همان اصل است. این که در بعضی از مصادیق با آمریکا ارتباط داریم، به خاطر همان اصل است (عزت، حکمت، مصلحت). ما روی این اصول حرکت کردیم. چهل سال است که از فلسطین دفاع کرده ایم، چهل سال از محرومان و مظلومان عالم دفاع کرده ایم، چهل سال آینده هم دفاع خواهیم کرد. چهار صد سال آینده هم دفاع خواهیم کرد. (این ها اصول ما بوده وهمان اصولمون بسه). این همان چیزی است که در قانون اساسی هم آمده. در قانون اساسی ما هست که جمهوری اسلامی باید از محرومین و مستضعفین عالم دفاع کنه

(مجددا این فراز بیانیه توسط حاج آقا خوانده می شود): «و به مرز بندی های خود با رقیبان و دشمنان بسیار حساس است.»

دقیقا! چهل سال است که “مرزبندی” جمهوری اسلامی با دشمنان مشخص است. و جمهوری اسلامی هیچ وقت نگذاشته که این مرزبندی ها کمرنگ بشه. یکی از کلید واژهای دائمی عالی ترین مقام کشور در سخنرانی ها و پیام­هایشان بحث “دشمن” است. همانطور که این کلید واژه ۱۴۰۰ سال پیش در قرآن هم آمده است. «اصل دشمن». آن موقع که دشمن در چشم مردم کوچک جلوه کرد، آن روز، روز مرگ ایمان خواهد بود. (ما از بین خواهیم رفت؛ همان کاری که بنی امیه انجام داد). من خواهش می کنم به این روایت امام صادق (ع) یک روایت ویژه ای بفرمایید: «بنی امیه تعلیم ایمان را در بین مردم ممنوع نکردند؛ اما تعلیم شرک را در بین مردم ممنوع کردند؛ یعنی اینکه: ( نگذاشتند که مردم شرک را بشناسند). و گفتند: بروید هر چه دلتان می خواهد درود بدهید، سلام بدهید، اما! هر جا بحث شناسایی شرک بود، آن را ممنوع کردند. و اون موقع که خودشون شرک را در بین مردم رواج دادند، مردم متوجه نشدند که این شرک است. (این دشمن بود!). پنجاه سال از رحلت پیامبر (ص) گذشته و مردم تشخیص نمی دادند که ایمان کدوم طرف است و کفر کدوم طرف است! می دانستند که امام حسین (ع) خوب است؛ و می آمدند امام(ع) را هم نصیحت می کردند که آقا ول کن! چکار داری با یزید در بیفتی؟!»

آقا می فرمایند که: «و با مرز بندی های خود با رقیبان و با دشمنان بسیار حساس است و با خطوط اصلی خود هرگز بی مبالاتی نمی کند. و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند؟!»

برای جمهوری اسلامی فقط این مهم نیست که بمونه! براش مهمه که چرا داره میمونه؟! براش مهمه که چطوری بمونه؟! از هر راهی برای موندن استفاده نمی کنه. (این دقیقا تفاوت تفکر ما با  تفکر تمام دنیا است). ما برامون مهم است که چرا باید بمونیم وچگونه باید بمونیم؟! ما از هر راهی برای موندن استفاده نکردیم. ما از پشت به دشمنمون خنجر نزدیم. (همانطورکه آقا در فراز بعد بهش اشاره می کند؛ ما هیچ وقت اولین شلیک را انجام نداده ایم). ماکاملا جوانمردانه از اصولمون دفاع کردیم و این کشور را نگه داشته ایم. یک بار دیگر این جمله از فراز را می خوانم: با خطوط اصلی خود هرگز بی مبالاتی نمی کند. و برایش مهم است که چرا بماند و چگونه بماند؟! من یک داستان در مورد چگونه بودنش عرض بکنم!!؟ (تفاوت تفکر انقلابی با دیپلماسی). در فرانسه یک شورش شد؛ و یک شلوغی اتفاق افتاد. فرانسه دستور داد ما باید بمانیم. برای همین هم هر طور که توانست؛ قلع و قمع کرد. حتی اگر لازم بود ارتش خودش را به خیابان آورد؛ حتی اگر لازم بود تانک به وسط خیابان آورد؛ اما جمهوری اسلامی مظلوم در سال ۸۸؟!! این داستان را آقای جلیلی (عضو شورا عالی امنیت ملی) تعریف می کند: «درفتنه ی ۸۸ در روز عاشورا بود که تمام فتنه گران با تمام توان و تلاششان به میدان آمدند. ما متوجه شدیم که راس افرادی که برانداز هستند؛ در خیابان اند. دستور دادیم که دو طرف خیابان را ببندند و از یک طرف همه را با هم بگیرند(و به هیچ کس اجازه ندهند که فرار کند) و همین اتفاق افتاد. دو طرف خیابان بسته شد و کسانی که به هیات های عزاداری سنگ پرتاب کرده بودند!!! و سربازی را برهنه کرده بودند!!! و زن چادری را در روز عاشورا لخت مادر زاد کرده بودند!!! (جمهوری اسلامی چکار کرد؟! دو طرف خیابان را بست و همه را با هم گرفت). آقای جلیلی می گوید: من نزد آقا رفتم. و به آقا گفتم که: ۲۲ بهمن نزدیک هست، و قرار است که فتنه ی بزرگی در روز ۲۲ بهمن ماه انجام بدهند، ما همه را گرفتیم؛ اما! یک مشکلی وحود دارد. ما دو طرف خیابان را بستیم و همه را گرفتیم  و می دانیم که بین افرادی که دستگیر کردیم آدم بی گناه هم وجود دارد، اما چاره ای نداشتیم و همه را گرفتیم، حالا چکار کنیم؟! و اینکه هم بخواهیم بازجویی کنیم زمان می برد. آقا فرمودند: اگر احتمال می دهید حتی یک بی گناه در بین آن ها وحود دارد، همه را آزاد کنید و ما هم همه را آزاد کردیم (تفاوت جمهوری اسلامی با تمام حکومت های دنیا در همین است).

(ادامه ی فراز بیانیه توسط حاج آقا) : «برای جمهوری اسلامی مهم است که چرا بماند و چگونه بماند؟! بی شک فاصله ی میان باید ها و واقعیت ها، همواره وجدان های آرمان خواه را عذاب داده و می دهد.»

(نکات حاج آقا درمورد این بخش فراز): بله؛ ما بچه حزب اللهی ها آرمان خواهیم. ما قله را می بینیم. می بینیم که چهل سال است که به قله نرسیدیم. از طرفی! ما داریم اختلاس را می بینیم و آن طرفی ها دارند می خورند. ما حقوق نجومی را می بینیم که آن طرفی ها دارند می خورند!!! ما میبینم کسانی را که ذره ای به آرمان های این نظام و انقلاب ایمان نداشتند و حالا مسئولین این کشورند!!! ما می بینیم که در فتنه ی سال ۸۸ مهم ترین برگ برنده­ی جمهوری اسلامی را به ضدش تبدیل کردند و الان وزیر این مملکت هستند!!! ما می بینیم که جاسوس در این کشور وجود دارد!!! ما این ها را داریم میبینیم. این ها وجدان های “آرمان خواه” را خیلی دارد عذاب می دهد.

( ادامه ی فراز بیانیه توسط حاج آقا): اما! در چهل سال گذشته در مواردی بارها طی شده است و بی شک در آینده با حضور نسل جوان، مومن، دانا و پرانگیزه با قدرت بیشتر طی خواهد شد…

(نکات حاج آقا در مورد این بخش فراز): انشاالله طی خواهد شد. انشالله که این جریان ها طی خواهد شد با روی کار آمدن مسئولین جوان، مومن، حزب اللهی، این جریان تمام خواهد شد. اما! وجدان های آرمان خواه همیشه عذاب می کشند. این بچه حزب اللهی ها آخر دق می کنند. چرا؟! چون فساد را که بچه حزب اللهی ها می بینند، مثل اونوری ها که نیستند!!! این ها دارند می بینند که نزدیک به ۳۰۰ هزار شهید داده اند که در این کشور اختلاس نباشد؛ در این کشور حقوق نجومی نباشد؛ در این کشور، مسئولینش در کاخ زندگی نکنند؛ ماها بودیم که خون دادیم! ماها شهید دادیم! ماها کتک خورده ایم! ماها هزینه داده ایم! ماها از ادارات اخراج شده ایم! ماها از منبر پایین کشیده شده ایم! ماها سختی ها را کشیده ایم! اما! (آن طرفی ها….) همیشه اگر ثروتی بود، آن طرف بود؛ اگر اختلاسی بود آن طرف بود؛ اگر فساد جایی بود، آن طرف بود؛ اگر طلبکار بود، آن طرف بود؛ اگر مسئولیت بود، آن طرف بود.

(ادامه ی فراز بیانیه توسط حاج آقا): «بی شک فاصله ی بین باید ها و واقعیت ها، همواره وجدان های آرمان خواه را عذاب داده و می دهد. اما؛ این فاصله ای طی شدنیست

طی خواهیم کرد، همانطور که در دوره ی امیر المونین (ع) هم، همینطور بود. مالک اشتر بیشتر از همه حرص می خورد، از همه بیشتر فحش می خورد، از همه بیشتر سختی می کشید، از همه بیشتر شمشیر می زد، اما! ثروت را چه کسی می برد؟! طلعه و زبیر و معاویه و عمرو عاص و….. (ثروت دست این ها بود). عماریاسر بیشتر از همه حرص می خورد، میثم تمار بیشتر از همه هزینه داد، اما! ثروت کدام طرف بود؟! مسئولیت کدام طرف بود؟! مشهوریت کدام طرف بود؟! (همان طرف بود).  پس این فرازی بود که حضرت آقا فرمودند.

من یک بار دیگر قسمت آخر این فراز را می خوانم: «بی شک فاصله ی بین باید ها و واقعیت ها، همواره وجدان های آرمان خواه را عذاب داده و می دهد. اما! این فاصله ای طی  شدنیست… و در چهل سال گذشته، در مواردی بارها طی شده است و بی شک در آینده با حضور نسل جوان، مومن، دانا و پر انگیزه، با قدرت بیشتر طی خواهد شد.»

 از خدا می خواهیم که چشمان ناقابل و گنه کارمان را به جمال مولایمان، مقتدایمان، حجه الابن الحسن (عح) روشن و منور بگرداند (اللهی آمین). این نسل مومن، جوان، انقلابی و با انگیزه را همه ی مشکلاتشان را حل بفرما (اللهی آمین) چشمان گنه کار ما، تمام آرزومندان را، در این شب جمعه که فردا جمعه ای باشه و چشمانمان به جمال مولامون حجه الابن الحسن (عج) روشن و منور بشود، محقق بگردان(اللهی آمین) تمام کسانی را که دارند به این کشور، به این نظام، به این اسلام خیانت می کنند… اگر قابل هدایت نیستند، نابود و ریشه کن بگردان (اللهی آمین).

« سُبْحَانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ وَسَلَامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ»

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*