زیبایی ها و زشتی های کربلا-جلسه۳

زیبایی ها و زشتی های کربلا-جلسه۳

             دسته مناسبتي : محرم و صفر   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   /  اخلاق اسلامی   /  فرهنگ و اصول اجتماعی اسلامي   / 

             دسته زماني : سال 1396   / 

زیبایی ها و زشتی های کربلا-جلسه3-با موضوع:ایثار

فايل صوتي : دانلود صوت

زیبایی ها و زشتی های کربلا-جلسه۳

آیه ای در قرآن معروف به ایثار یک خانواده هست؛ دوتا از فرزندان این خانه مریض شده بودند. پدر و مادر این خانه نذر می‌کنند که اگر این بچه‌ها حالشان خوب شود سه روز روزه بگیرند. وقتی حال بچه‌ها خوب می شود، این ها روزه می گیرند. روز اول مسکین و روز دوم یتیم و روز سوم اسیر می آیند و اینها افطارشان را به این سه شخص می‌دهند. آیه نازل می شود: «وَ يُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلي‏ حُبِّهِ مِسْکيناً وَ يَتيماً وَ أَسيراً»[۱].

با وجودی که طعام را دوست داشتند و به آن نیاز داشتند، اما به این سه گروه دادند. چهار بزرگواری که روزه گرفته بودند، امام حسین (علیه السلام)، به همراه برادرشان امام مجتبی (علیه السلام) و پدر بزرگوارشان امیرالمومنین (علیه السلام) و مادر مظلومه شان حضرت زهرا (سلام الله علیها) بودند.

ایثار در این خانواده نهادینه شده بود. بحث امشب، ایثار و گذشت است.

امام حسین (علیه السلام) که موفق می شود در روز عاشورا آن ایثار را انجام دهد، دلیلش این است که ایشان فرزند یک انسان ایثارگر هست، فرزند کسی است که در نماز انگشترش را انفاق می کند. «اِنِّما وَليُّكُمْ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصلَّوهَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاهَ وَ هُمْ راكِعُونَ»[۲]. ولی شما خداست، ولی و سرپرست شما رسول است، ولی و سرپرست شما مومنینی هستند که نماز می خوانند، زکات می دهند در حالی که در رکوع اند.

اینکه ما در اذان و اقامه «اشهد ان علی ولی الله» می گوییم به خاطر همین آیه قرآن است. خداوند می فرمایند اینها ولی اند، ما که از خودمان چیزی نگفتیم. چه خوب است بزرگواران وقتی که اذان و اقامه می گویند با همین لفظ ولی بگویند. اشکالی ندارد انسان بگوید «اشهد ان علی حجه الله»، ولی آیه قرآن ولی است. خوب است که بگوییم «اشهد ان علی ولی الله».

امام حسین (علیه السلام) فرزند این انسان ایثارگر است،

امام حسین (علیه السلام) فرزند انسانی هست که موقعی که در بستر شهادت قرار می گیرد. وقتی پزشک می گوید برای پدرتان شیر خوب است، یتیمان کوفه با کاسه شیر به در خانه امیرالمومنین (علیه السلام) می روند، حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند بخشی از این شیر را به ابن ملجم بدهید. این اوج ایثار هست.

حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «الإيثار شيمة الأبرار»؛ ایثار خوی نیکان و پاکان است.

امام حسین (علیه السلام) فرزند آن آقایی است که به جای پیامبر (صلی الله علیه و آله) در بستر می خوابد به خاطر اینکه پیامبر زنده بمانند و سالم باشند. «وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ»[۳]. امام حسین (علیه السلام) ایثار را از چنین پدری یاد گرفت ما هم ایثار را از این امام بزرگوار یاد گرفته ایم.

ایثار یکی از خصوصیاتی است که اگر جامعه ای آن ویژگی را داشت جامعه رستگاری می شود اگر ایثار در جامعه ای نبود آن جامعه دیگر هیچ چیزش به درد نمی خورد.

آیا ما هنگام رانندگی ایثار داریم؟ آیا ما در برخوردهای اجتماعی با همشهریان خود ایثار داریم؟

آیا اگر شخصی، مسئولیتی گرفت ایثار و گذشت دارد یا نه؟ آیا به فکر جیب خود و خانواده اش و اطرافیانش است یا به فکر مردم؟

آیا زن و شوهر در خانه ایثار دارند یا نه؟

هر وقت صیغه عقد می‌خوانیم، مرسوم است که چند دقیقه‌ای عروس و داماد را نصیحت می‌کنیم. معمولاً یکی از جملاتی که به طور ثابت آن را عرض می‌کنم و بر ذکر آن مقیدم این است که می‌گویم: در همه جا عدالت خوب است؛ اما این عدالت اصطلاحی در زندگی جواب نمی‌دهد. در زندگی ایثار جواب می‌دهد؛ گذشت جواب می دهد. اینکه من بگویم در روز ۱۰ ساعت کار می کنم، خانمم هم باید ۱۰ ساعت کار کند، این زندگی نشد. چون خانمم این کار را نکرده است، من هم نمی کنم. چون خانمم یک بار منزل فامیل ما نیامده، من هم یک بار خانه فامیل او نمی‌روم. این رفتارها فایده ای ندارد. ایثار در زندگی و گذشت در زندگی، یک اصل اساسی در زندگی است.

اما این ایثار به چند شکل و نوع هست:

انواع ایثار:

  1. ایثار مال:

اینکه انسان بتواند مالش را ایثار کند.

حضرت زين العابدين (علیه السلام) انگور را دوست مي داشت (انگور و انار نمونه اي از ميوه هاي بهشتي است). فصل نوبر انگور بود كه هنوز فراوان نشده بود. چند خوشه انگور براي امام آوردند خواست ميل بفرمايد ناگاه سائلي مقابل امام آمد آقا بلافاصله پيش از آن كه دانه اي از انگور بخورد خوشه انگور را به او داد. يكي از اصحاب عرض كرد آقا اين انگور حيف است براي شما آوردند نوبر هست. خودتان ميل بفرمائيد به سائل پول بدهيد. حضرت فرمودند از همين جهت كه مورد رغبت هست در راه خدا مي دهم.

انسان شیء خوب و محبوب را انفاق می کند. «لَنْ تَنَالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ»[۴]. به مقام ابرار نمی رسد مگر آن کسی که محبوب خود را انفاق کند.

گاهی وقت ها در جیب شما دو تا هزار تومانی است. و می‌خواهید به فقیر صدقه بدهید. کدام هزار تومانی را می دهید؟ آنی که نوتر است یا آنی که کهنه تر است؟ درست است که از لحاظ قیمت با هم فرقی ندارند و دو تایش هزار تومان است و برای آن فقیر هم فرقی نمی کند، اما عزیزان، بین این دوتا، ما به کدام بیشتر دل می بندیم؟ به آنی که نوتر است. این مساله جزئی و کوچک مقدمه ساده ای است تا به مباحث مهم برسیم.

 آنجا که آن خانم بزرگوار، ام الأئمه و امام الائمه، سیده نساء العالمین، در شب عروسی خود وقتی با درخواست فقیری روبرو می شوند، نمی گویند آن لباس کهنه مرا بدهید، بلکه حضرت زهرا (سلام الله علیها) لباس نو را از تن در می آورند و آن را به فقیر می دهند و لباس کهنه را خودشان بر تن می کنند. آن چیزی که انسان آن را دوست دارد.

سهمیه

خداوند همه شهدا را رحمت کند. یکی از دوستان شهید رضا شکری پور تعریف می کنند:

سپاه چند تا سهمیه ی حج داده بود. یکی مال او بود. به او گفتم: «رضا! خوش به حالت! من تو خواب هم نمیبینم برم مکه». رضا آمد گفت: «تو بقیع یادم می کنی؟» گفتم: «خاک عالم. بقیع ؟! من؟» گفت: «آره دیگه!» گفتم: «چطوری؟» گفت: «خیلی ساده». رفته بود به جای اسم خودش، اسم مرا نوشته بود. از آن روز به بعد بچه‌ها به او گفتند: «حاج رضا».[۵]

این ایثار و گذشت است… این فداکاری است.

قلاجه بود و سرماي استخوان سوزش. اوركت ها را آورديم و بين بچه ها قسمت كرديم. نگرفت. گفت «…همه بپوشن. اگه موند، من هم مي پوشم».[به همه رسید به جز حاج ابراهیم همت] تا آن جا بوديم، از سرما مي لرزيد.[۶]

این ها ویژگی مومنین است که با وجود نیاز خود ایثار می‌کنند. نمونه این موارد در بین شهدا بسیار زیاد است. از آن جمله می‌توان به شهید باکری اشاره کرد.

دستور به کارگزینی

شهید مهدی باکری؛ شهردار که بود، به کارگزيني گفته بود از حقوقش روي پول کارگرهاي دفتر بگذارند. بي سرو صدا، طوري که خودشان نفهمند.[۷]

کسی که در جامعه مسئول می شود، باید این افراد را الگوی خود قرار دهد. نه اینکه هر زمان از گوشه و کنار خبر برسد فلانی که تا دیروز اینقدر حقوق داشته است، امروز مسئول شده و ۱۰ یا ۲۰ برابر قبل حقوق می گیرد. این مسئله حقوق های نجومی ضربه کمی به جمهوری اسلامی نزد و نمی زند. خواه در اینجا آنها را به هر بهانه ای تبرئه کنند؛ روز قیامت که تبرئه نخواهند شد.

اینجا جمهوری اسلامی است. اینجا قرار نیست یک مسئول ۲۵۰ میلیون تومان در ماه حقوق بگیرد. در این کشور برای این مسئولین کم هزینه نکرده ایم. ما بیش از ۲۰۰ هزار شهید تقدیم این نظام و انقلاب کرده ایم. اگر به تعداد مسئولین مملکتی حساب کنیم، به ازای هر مسئول، ۷۳ شهید داده ایم. یعنی به ازای هر مسئول یک کربلا تقدیم کرده ایم. حال درست است که مسئولی پا روی این خون های مقدس بگذارد؟

مسئول در جمهوری اسلامی، نوکر مردم است. این جمله مقام معظم رهبری (حفظه الله) است. وقتی ایشان که سرور ما هستند، می فرمایند ما نوکر مردمیم و افتخار ما به این است و آبروی ما به این است، دیگر شهردار و استاندار که عددی به حساب نمی آیند! اینها هم که قطعا نوکر مردم به حساب می آیند. حال چه کسی گفته است که نوکر باید اینقدر حقوق داشته باشد؟

مسئولین ایثار را باید از شهدا یاد بگیرند.

روحانی ایثارگر

یکی از روحانیون فداکار (برادر آیت الله مشکینی) در سال های قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، برای تبلیغ به یکی از روستاهای کشور رفت. آن‌جا که آب آشامیدنی سالم و مناسب نداشت و ساکنان ده برای تهیه آب بسیار در زحمت بودند و بودجه‌ای هم برای تأمین آب لوله‌کشی نداشتند، ایشان پس از مراجعت به قم، منزل مسکونی خویش را فروخت و با پولش هزینه لوله کشی آن روستا را تأمین کرد و خود در خانه‌ای اجاره‌ای سکنی گزید و تا وقتی که از دنیا رفت، مستأجر بود. پس از وی فرزندان او نیز تا مدتی مستأجر بودند.[۸]

حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «غايَةُ المَكارِمِ الإِيثارُ»؛ نقطه اوجِ خصلت هاى اخلاقى، ايثار است.[۹]

  1. ایثار جان:

مهمترین و بالاترین نوع ایثار، ایثار جان است. الگو در این زمینه بسیار زیاد است. از یاران پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تا یاران حضرت علی (علیه السلام) و یاران باوفای حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام). از دفاع مقدس گرفته، تا یگان های صابرین و مدافعان حرم. همین عزیزان آتش‌نشان نیز که نهایت ایثار را از خود نشان می دهند و هر بار با جان خود از مردم حفاظت می کنند.

آتش نشان در ایران اسلامی با آتش نشان در فرانسه بسیار متفاوت است. هنوز ۲ ماه از حادثه آتش سوزی برج فرانسه نمی گذرد. هر چقدر مردمی که داخل این برج بودند، التماس می کردند که ما را نجات دهید، اما آتش‌نشان‌های فرانسوی بیرون ایستاده بودند و فقط با همین حرف که چون احتمال ریزش این ساختمان وجود دارد، اقدامی نمی کردند. حال آنها را با آتش نشان های شیعه و عاشق امام حسین (علیه السلام) مقایسه کنید که در حادثه پلاسکو، با وجودی که احتمال زیادی می رفت که ساختمان ریزش کند، اما وارد ساختمان شدند. حتی آن آتش نشانی که روی نردبان آتش نشانی بود و نجات پیدا کرد، می گوید که: «ما حتی صدای آهن های ساختمان را می شنیدیم و متوجه شدیم که ساختمان در حال ریزش است. به یکی از همکارانم که درون ساختمان بود گفتم فلانی بیا بیرون. گفت مردم داخل گیر افتاده اند».

این ها ایثار را از امام حسین (علیه السلام) یاد گرفته‌اند؛ نه از مکاتب غربی و شرقی. نه از آموزشی که قرار است با سند ۲۰۳۰ داده شود. الگوی آنها شاگردان مکتب امام حسین (علیه السلام)، همچون حسین فهمیده بودند؛ نه امثال پتروس! عاقبت و انتهای الگوهایی مثل پترس، همین حادثه فرانسه خواهد شد.

روز ۲۵ اردیبهشت سال ۱۳۹۲ ساختمانی آتش گرفت. آتش‌نشان‌ها خود را به صحنه حادثه رساندند. وقتی که وارد محل حادثه می‌شوند و اعلام می کنند که کسی در داخل نیست، امید عباسی، یکی از آتش‌نشان‌های فداکار به داخل رفته و دختربچه‌ای را در آنجا پیدا می‌کند. به خاطر شدت دود، ماسک خود را برداشته و روی صورت آن دختربچه می‌گذارد. اما وقتی از ساختمان خارج می‌شود به دلیل دود گرفتگی شدید به شهادت می‌رسد و ایثار او باقی می‌ماند. شهید امید عباسی اگر این کار را نمی‌کرد، کسی در این دنیا به خاطر کوتاهی او را توبیخ نمی‌کرد. اما نشان داد که ایثار را از مکتب امام حسین (علیه السلام) آموخته‌اند. اینها شیعیان امیرالمومنین (علیه السلام) هستند. ببینید جمهوری اسلامی با مکتب امام حسین (علیه السلام) چه نیروهایی تربیت کرد.

یکی از فرمانده‌هان دفاع مقدس تعریف می کند که در یکی از شبهای عملیات باید از محلی می‌گذشتیم و از طرفی نیروهایی که قرار بود سیم خاردارها را برش بزنند شهید شده بودند و ما هم دیگر چیزی همراهمان نبود. روحانی بزرگواری در جمع ما ترکش خورده بود و روی زمین افتاده بود. این روحانی گفت من که دارم شهید می‌شوم؛ روی سیم خاردارها می‌خوابم شما از روی بدن من رد شوید. روی سیم‌های خاردار خوابید و بعد هم به شهادت رسید.

این ایثار جان است. ایثار جان را حاج مهدی باکری انجام داد؛ وقتی به او گفتند: حاج مهدی، داداشت حمید به شهادت رسیده است. بذار جنازه‌اش را برگردانیم. گفت نه نمی شود. اصرار کردند و گفتند حمید را برگردانید. مهدی باکری گفت اینها همه برادرهای من هستند آنها را می خواهید چه کنید؟ و هیچ وقت جنازه مطهر حاج حمید باکری برنگشت. مثل خود حاج مهدی باکری که جنازه اش هیچ وقت برنگشت.

تعجب است که با این همه الگویی که ما داریم چرا بعضی از جوان‌های ما دنبال الگوهای غربی می گردند. چرا فوتبالیست ها و بازیگران سینما و خواننده ها را الگوی خودشان انتخاب می کنند. این الگوهایی که ما داریم را کجای دنیا دارند؟ این ایثار جان هست.

حضرت علی (علیه السلام) می فرمایند: «الإيثَارُ أَحْسَنُ الإحْسَانِ وَأَعْلَى مَرَاتِبِ الإيمَانِ»؛ بالاترینِ احسان ها، ایثار است و بالاترین مرتبه ایمان هم ایثار است.[۱۰]

اما این ایثار و گذشت و فداکاری چه فوایدی برای انسان دارد. فواید ایثار زیاد است که فقط به چند مورد اشاره می کنیم.

آثار و فواید ایثار

  1. رضایت خداوند:

خدا از انسان راضی می شود. ماجرای انگشتر حضرت علی (علیه السلام) نمونه بارز این ماجرا است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در مسجد بودند که این آیه نازل شد:

«إنَّما وَليُّكُمْ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذينَ آمَنُوا الَّذينَ يُقيمُونَ الصلَّوهَ وَ يُؤتُونَ الزَّكاهَ وَ هُمْ راكِعُونَ»؛ ولیّ شما تنها خدا و رسول او و کسانی که ایمان آورده‌اند؛ همان کسانی که نماز را بر پا می‌دارند و در حال رکوع نماز زکات می‌پردازند، می‎باشند.[۱۱]

پیامبر سوال کردند چه کسی در نماز انفاق کرده است که این آیه نازل شده است؟ فقیری از مسجد بیرون آمد. گفت در مسجد بودم و از مردم کمک خواستم. هیچ کس کمک نکرد. دستانم را بلند کردم و به خدا عرض کردم خدایا شاهد باش به مسجد پیامبرت آمدم و کسی کمکم نکرد. در همین حال دیدم جوانی در رکوع نمازش دست خود را دراز کرد به نشانه این که انگشترم را بگیر. من هم انگشتر را از او گرفتم. پیامبر (صلی الله علیه و آله) گفتند آن جوان که بود؟ دیدند آن شخص حضرت علی (علیه السلام) بود.

پاسخ به یک شبهه: می گویند حضرت علی (علیه السلام) که در نماز تیر از پایشان می کشند و متوجه نمی شوند، در نماز اینقدر توجهشان به اطراف پرت می شود؟

اولا ماجرای کشیدن تیر از پای حضرت را شیعیان نقل نکرده اند. هر کس آن را نقل کرده است خود می داند. آن مسأله را اهل سنت گفته اند.

ثانیا اینها با هم منافاتی ندارد. اینکه حضرت در نماز انفاق کردند، امری مورد رضایت خداوند بود یا خیر؟ چه ایرادی دارد که انسان در نماز یک کار خدایی دیگر هم انجام دهد؟ با حضور قلب منافاتی ندارد. شما در نماز جماعت حضور قلب دارید و از طرفی می دانید امام جماعت الان در کدام رکعت است. خداوند در قرآن کریم می فرماید من هستم که توبه را از بندگانم قبول می کنم و من هستم که صدقات را می پذیرم. «أَنَّ اللّهَ هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبَادِهِ وَيَأْخُذُ الصَّدَقَاتِ».[۱۲]

چه بسا حضرت در مسجد فقیری ندید؛ بلکه دست خدا بود که به سمت حضرت دراز شده بود. در یک کار عبادی، انسان یک کار عبادی دیگر را هم انجام می دهد. پس رضایت الهی در ایثار است.

  1. برکت در زندگی:

اگر به فکر برکت در زندگی هستیم اهل ایثار باشیم. برکت با میزان حقوق و میزان پول فرق می کند. درست است که میزان حقوق این ماه با ماه قبل ممکن است یکسان باشد؛ چه صدقه داده باشیم و نداده باشیم. اما برکت متفاوت است. شاید قرار بوده در این ماه بیمار شویم اما خدا بیماری را برداشته است. قرار بوده تصادف یا حادثه ای برای ما پیش بیاید اما خدا آن را برطرف کرده است. خدا به دارایی و زندگی ما برکت می دهد بدون اینکه ما قادر به محاسبه مادی آن باشیم.

مثال ساده این مسأله در طبیعت و در بین سایر موجودات طبیعی این است که شما می بینید یک سگ در هر بار زایمان چندین توله به دنیا می آورد ولی گوسفند یک یا دو بره به دنیا می آورد. این همه گوسفند هم هر روز ذبح می کنند. اما شما می بینید خداوند به گوسفند برکت داده است. در دشت و صحرا که نگاه می کنید می بینید به ازای تعداد بسیار زیاد گوسفند، فقط یک سگ وجود دارد.

برکت اینگونه است که به حساب نمی آید. مال دارد  اما برکت ندارد. برخی هم حقوق پایینی دارند اما همان تا انتهای ماه برایش می ماند.

برکت هم فقط به مادیات نیست. اینکه انسان فرزند خوبی داشته باشد، باقیات الصالحات خوبی داشته باشد، اینکه انسان بتواند در روضه اباعبدالله (علیه السلام) بنشیند و اشک بریزد برکت است.

ایثارگری سید باقر شفتی

مرحوم سید باقر شفتی، معروف به «حجت الاسلام»، عبادت او زیاد بوده و مناجات خمسه عشر را با گریه می خواند و گاهی از گرسنگی غش می کرد. بعد از مدتی فقر، به ثروت رسید. زمانی جگری تهیه کرده بود و برای خانواده خود می‌برد. در بین راه به سگی رسید که از فرط گرسنگی بی حال شده بود و شیر نداشت تا به بچه‌هایش شیر بدهد. ایشان به حال حیوان ترحم کرده و جگر را به آن حیوان می‌دهد. سید باقر گوید: بعد از ترحم به آن حیوان وضع مالی او بسیار خوب شد. به حدی که افراد زیادی تحت تکفل ایشان بودند و دارای املاک فراوانی بود که در سال ۱۷ هزار تومان به پول آن زمان مالیات می داد. فتحعلی شاه گفت از مالیات شما صرف نظر کنیم. ایشان فرمود این مبلغ را واقعاً نمی گیرید، یا از دیگران زیادی می گیرید؟ فتحعلی شاه گفت: آنچه از شما گرفته نمیشود نسبت به مالیات دیگران سرشکن می شود و جبران می‌گردد. ایشان راضی نشد و فرمود: من مالیات خود را می دهم.[۱۳]

ایثار این است که انسان دیگران را بر خود مقدم بداند. حتی اگر طرف مقابل یکی از حیوانات و مخلوقات خدا باشد.

  1. عزت:

یکی دیگر از فواید و آثار ایثار، رسیدن به عزت است. «وَ لِلَّهِ الْعِزَّةُ وَ لِرَسُولِهِ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ» عزت برای خدا و رسولش و برای مؤمنین است.[۱۴] اگر عزت می خواهیم باید اهل ایثار باشیم. عزتی که شهدا در دنیا و آخرت کسب کردند به خاطر ایثار و فداکاری آنها بود. اگر اهل ایثار نبودند که به جبهه نمی رفتند. این شهدای عزیز مدافع حرم مصداق بارز ایثار اند. اگر اینان به مبارزه با دشمنان نروند که کسی آنها را توبیخ نمی کند. از طرفی با وجود این که داعشی های وطنی، آنها را به شدت تحقیر می کنند، اما این عزیزان این ایثار را می کنند و می بینید یک شهید دهه هفتادی، شهید بزرگوار محسن حججی اینگونه دنیا را متحول می کند.

شهید بزرگوار املاکی، از شهدای استان گیلان، زمانی که در عملیات، با حمله شیمیایی روبرو می شوند، ماسک خود را به صورت رزمنده ای که کنارش بوده می زند و خود شیمیایی می شود و بعدها از آثار شیمیایی به شهادت می رسد. یا شهید عزیز، حسین فهمیده، یک نوجوان ۱۳ ساله اینچنین فداکاری از خود نشان می دهد. اوج ایثار و فداکاری ها به کربلا برمی گردد. شب عاشورا حضرت اباعبدالله الحسین (علیه السلام) رو به اصحاب کردند و فرمودند من بهتر از یاران خود کسی را نمی شناسم. و بیعت خود را از ایشان برداشتند و فرمودند از تاریکی شب استفاده کنید و بروید. اما ایثار یاران اباعبدالله نمونه ندارد… . مادران و پدران و خانواده شهدا ایثار را از ایشان یادگرفته اند.

لحظات وداع شهدای مدافع حرم با خانواده و فرزندان خردسالشان بسیار دردناک است. شهیدی است از استان فارس و اهل کازرون، به نام شهید علی جوکار. وداع جانسوز ایشان با دختر ۳ ساله و پسر ۲ ساله اش بسیار جانسوز است.

دختر شهید صدرزاده که دلتنگی پدر خواب شب را از او گرفته بود، با مادر خود درد دل می کند و آرزو می کند که ای کاش پدر را در خواب می دید. اما ای کاش آن دختر ۳ ساله کربلا، شب در خرابه خواب پدر را نمی دید… .

 

[۱]. سوره انسان، آیه ۸٫

[۲]. سوره مائده، آیه ۵۵٫

[۳]. سوره بقره، آیه ۲۰۷٫

[۴] . هرگز به نیکی دست نیابید مگر آنکه از آنچه دوست دارید [و عزیز می‌شمارید] ببخشید… . سوره آل عمران، آیه ۹۲٫

[۵] . ققنوس و آتش، ص ۲۸٫

[۶] . يادگاران، ج ۲ كتاب شهيد محمد ابراهيم همت، ص ۶۴٫

[۷] . يادگاران کتاب مهدي باکري-طه فروتن ص ۱۲

[۸]. هزار و یک نکته اخلاقی از دانشمندان، اکبر دهقان، ص ۳۰۰٫

[۹] . غرر الحكم : ۶۳۶۱٫

[۱۰] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۳۹۶ ، ح ۹۱۶۲٫

[۱۱] . سوره مائده، آیه ۵۵٫

[۱۲] . سوره تتوبه، آیه ۱۰۵٫

[۱۳] . هزار و یک نکته اخلاقی از دانشمندان، ص ۲۹۶٫

[۱۳] . سوره منافقون، آیه ۸٫

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*