زیبایی ها وزشتی های کربلا – جلسه ۱

زیبایی ها وزشتی های کربلا – جلسه ۱

             دسته مناسبتي : محرم و صفر   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   /  اخلاق اسلامی   /  جهاد و دشمن شناسی   /  فرهنگ و اصول اجتماعی اسلامي   / 

             دسته زماني : سال 1396   / 

زیبایی ها وزشتی های کربلا - جلسه 1- با موضوع: غیرت دینی

وقتی که حادثه دلخراش کربلا به پایان رسید عبیدالله بن زیاد دستور داد کاروان اسرا به همراه سرهای بریده را ابتدائاً به سمت کوفه ببرند. حوادثی که در بین راه اتفاق افتاد همه روضه بودند، اما اکنون به آنها اشاره نمی‌کنیم. فقط به این بخش اشاره می‌کنیم که:

راوی گفت: این زیاد در قصر خود نشسته و به همه مردم اذن ورود داد. در این حال سر شریف امام حسین (علیه السلام) را وارد مجلس کردند و او را مقابل ابن زیاد نهادند. بانوان و دختران حرم حسینی را نیز وارد مجلس نمودند.حضرت زینب (سلام الله علیها) دختر بزرگوار امام علی (علیه السلام) به صورت ناشناس در گوشه ای از مجلس نشسته بود، ابن زیاد سؤال کرد: این زن چه کسی است؟ گفتند: این زن، دختر [امام] علی [علیه السلام] است.

ابن زیاد روی به آن مخدره نمود و گفت: شکر خدا که شما را رسوا کرد و دروغ های شما را آشکار ساخت!

حضرت زینب (سلام الله علیها) فرمودند: «فاسق آن کسی است که رسوا شد و دروغگو شخص بدکار است که ما نیستیم!»

ابن زیاد گفت: رفتار خدا را با برادر و خاندانت چگونه دیدی؟

حضرت زینب (سلام الله علیها) فرمودند: جز زیبایی چیز دیگری ندیدم. اینان کسانی بودند که خداوند شهادت را برایشان رقم زده بود، و آنان نیز به سوی خوابگاه و آرامگاه ابدی خود شتافتند و به همین زودی ها، خداوند میان تو و آنان را جمع خواهد کرد و آنان با تو مخاصمه خواهند نمود، در آن دادگاه بنگر که پیروز واقعی چه کسی است؟! مادرت در عزایت گریه کند، ای پسر مرجانه!»

ابن زیاد به حدی به خشم و غضب آمد که کمر به قتل حضرت زینب (سلام الله علیها) بست. عمرو بن حریث، خطاب به آن ملعون گفت: او زن است و کسی زن را به خاطر گفتارش مؤاخذہ وکیفر نمی‌کند![۱]

این جمله ابتدایی حضرت زینب (سلام الله علیها) بسیار مهم است. «ما رایت الا جمیلا» جز زیبایی چیزی ندیدم. در نگاه حضرت زینب تمام اتفاقاتی که در روز عاشورا افتاد برای اباعبدالله و یارانش زیبا بود. روز عاشورا مدرسه بی نظیری بود برای حسینیان اما از آن طرف زشتی‌های هم داشت در مدرسه یزیدیان. ان شاءالله در این چند شبی که در خدمت شما بزرگواران هستیم در رابطه با زیبایی ها و زشتی های کربلا صحبت می‌کنیم. تعدادی از زیبایی های کربلا که توسط حسینیان رقم خورد و تعدادی از زشتی ها و پلیدی ها که توسط یزیدیان رقم خورد.

مرحوم علامه مجلسی (رحمة الله علیه) نقل می‌کند[۲] که شخصی به نام محیی الدین اِربلی می‌گوید: من و پدرم در یک قهوه خانه ای نشسته بودیم، فردی مقابل ما نشسته بود و در حال چرت زدن بود که کلاه از سرش افتاد و یک زخم بزرگ روی سر او ظاهر شد، از او سوال کردیم این زخم کاری روی سر شما جریانش چیست؟ گفت این زخم یادگار جنگ صفین است، ما خنده مان گرفت (از جنگ صفین قرنها می‌گذرد، تو کجا و جنگ صفین کجا) او گفت حق دارید که باور نکنید اما من برای شما تعریف می‌کنم: یک مرتبه به سمت مقصدی حرکت می‌کردم، در راه همسفری پیدا کردم و از هر دری صحبت می‌کردیم، آهسته آهسته متوجه شدم او دشمن حضرت علی (علیه السلام) است! چرا که او گفت اگر من در جنگ صفین بودم شمشیر خود را با خون علی (علیه السلام) و یارانش سیراب می‌کردم! من هم گفتم اگر در جنگ صفین بودم شمشیر خود را به خون معاویه و یاران او سیراب می‌کردم، با همدیگر درگیر شدیم، جنگ و دعوای شدیدی در گرفت شمشیرها را کشیدیم و به جان هم افتادیم تا اینکه ضربه ای به سرم اصابت کرد و بی هوش شدم!

نمی دانم چقدر طول کشید اما وقتی به هوش آمدم سرم را بر دامن آقای محترمی دیدم و مشاهده کردم که طرف دعوای من هم به درک واصل شده است، به صورت آن آقا که نگاه کردم، فرمودند: چون تو ما را یاری کردی ما نیز تو را یاری کردیم، چنان که خداوند کسی که او را یاری کند، او را یاری می‌نماید، دیدم آقا دست به زخم های بدنم می‌کشید و زخمها فوری خوب می‌شد و وقتی که دست بر سرم کشید، زخم سرم التیام یافت و دردی احساس نمی‌کردم، ولی جای زخم روی سرم ماند و آن آقا فرمودند: هرگاه کسی از تو درباره جای زخم سئوال کرد بگو : یادگار جنگ صفین است چون تو دوست داشتی در جنگ صفین شرکت کنی ؛ آن آقا وجود نورانی حضرت صاحب الزمان امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه) بودند.[۳]

این غیرت دینی که این شخص نشان داد مورد تأیید امام زمان شد. خداوند متعال در قرآن کریم برای اینکه غیرت دینی مسلمانان را تحریک بکند این آیه را بیان می‌فرماید: «وَمَا لَكُمْ لا تُقَاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ…» شما را چه شده، چرا نمی‌روید از مستضعفین عالم دفاع بکنید چرا نمی‌روید از مردان و زنان و کودکان دفاع کنید.[۴]

دستوری که خداوند متعال می‌دهد غیرت دینی مسلمانان را می‌طلبد. یکی از زیبایی های کربلا غیرت دینی یاران امام حسین (علیه السلام) بود. نتوانستند ببینند که آقا و امامشان تنها مانده است. تا صدای امام را شنیدند لبیک گفتند. و در مقابل بی غیرتی لشکر عمر سعد است. آنها غیرت نداشتند. همه جنگ های پیامبر (صلی الله علیه و آله)، جنگ های امیرالمؤمنین(علیه السلام)، صلح امام حسن (علیه السلام)، جنگ امام حسین (علیه السلام) و تا به امروز، تمام جنگ ها و اتفاقاتی که برای شیعیان رخ داد، آنجایی که شیعه قیام کرد، به خاطر غیرت دینی شیعه بود. مثل چنین روزهایی (۳۱ شهریور ماه) جنگ تحمیلی بر ما تحمیل شد. غیرت دینی شهدا و رزمندگان آنها را به جبهه ها فرستاد. همین امروز هم غیرت دینی جوانان دهه هفتادی و دهه شصتی، تربیت شده های انقلاب، تربیت شده های مدرسه امام، در سوریه و نقاط دیگر جهان نقش آفرینی می‌کنند. غیرت دینی مهم ترین نوع غیرت است. اینکه انسان به خاطر دین و مذهبش غیرت به خرج دهد.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: خداوند متعال دو فرشته را مأمور کرد تا شهری را با اهلش ویران کنند؛ زمانی که به شهر رسیدند فردی را یافتند که در حال دعا و تضرع در برابر خداوند بود؛ یکی از آن دو فرشته به دیگری گفت این فرد عابد را نمی‌بینی [آیا می‌خواهی شهر را با او ویران کنی]؛ آن دیگری گفت می‌بینمش ولی آنچه را که خدا به من دستور داده انجام می‌دهم؛ آن ملک گفت ولی من تا زمانی که از خداوند متعال کسب تکلیف نکنم دست به کاری نمی‌زنم؛ پس به خداوند متعال عرض کرد در آن شهر فردی را دیدم که در حال عبادت و تضرع بود [آیا با وجود آن شهر را ویران سازیم؟]

خداوند فرمودند: «به آن چیزی که دستور دادم عمل کنید. «فَإِنَّ ذَلِکَ رَجُلٌ لَمْ یَتَغَیَّرْ وَجْهُهُ غَضَباً لِی قَطُّ»؛ چون آن فرد به هیچ عنوان به خاطر من [نسبت به هیچ گناه و خطایی] غضبناک و خشمگین نشده است [و هیچ اقدامی در تغییر آن گناهان انجام نداده است].[۵]

یعنی آن شخص غیرت دینی نداشته است؛ هرچقدر هم که عبادت کرده باشد.

مؤمن و شیعه و مسلمان واقعی اهل غیرت است. جایی که ببیند توهینی و بی احترامی شده است، وارد عمل می‌شود.

در پادگان سرباز بودم. یک روز مهدی باکری به من گفت امشب بیا با تو کار دارم. باید کمی بنزین تهیه کنیم و با آن کوکتل مولوتوف درست کنیم. نفهمیدم آنها را برای چه می‌خواهد. مدتی گذشت خبر رسید که تمام مشروب فروشی های شهر یکی پس از دیگری آتش می‌گیرد. آنجا بود که فهمیدند مهدی باکری چه کار می‌خواهد بکند.

این غیرت دینی است که انسان نتواند تحمل بکند مرکز فساد ای در شهر باشد که مردم را به فساد بکشاند.

به آتش کشیدن چادر سیرک

خداوند حاج حسین علم الهدی را رحمت کند. روز شهادت ایشان روز شهدای دانشجو است. دانشجوی دانشگاه فردوسی در رشته تاریخ بودند. ایشان در سن ۱۴ سالگی در سال ۱۳۵۱ در جریان ورود یک سیرک مصری متشکل از رقصنده‌های مصری به اهواز، با کمک دوستانش ظهر هنگام پس از اینکه مطمئن می‌شوند که کسی در اطراف نیست چادر سیرک را به آتش می‌کشند و ساواک نمی‌تواند سرنخی از عاملین بیابد.

این غیرت دینی ایست این که انسان وقتی دید کاری نمی‌تواند بکند جلو فساد را باید بگیرد. در هر دورانی به شیوه خودش. در دوران شاهنشاهی جلوی فساد را آنطور می‌گرفتند الآن هم که باید توسط قانون جلو فساد ها را گرفت.

پزشک یهودی

سلیمان برجيس، يك پزشک يهودى بود كه بهايى شده بود. او در کاشان علاوه بر کار طبابت، داروخانه هم داشت و به مسلمان‏‌هايى كه ضد بهائیت بودند داروى اشتباهى می‌داد و آنان را مى‏‌كشت. به وسيله اين شخص حدود صد نفر از مسلمانان در آن زمان كشته شده بودند. حقیقت كم‏‌كم به گوش عده‏‌اى از مسلمانان با‌غیرت و متعهد كاشان رسيد و چون چاره‌اى نداشتند و از طرف دولت هم نااميد بودند، تصميم به قتل او گرفتند. آن‌ها پى فرصت مى‌گشتند تا تصميم خود را عملى نمایند و هشت نفر هم پيمان شدند اين كار را به انجام رسانند، و سلیمان برجيس را به سزاى اعمالش برسانند. بالاخره موفق شدند و به بهانه طبابت، وی را به منزلی کشانده و او را به قتل رساندند. و سپس خودشان را در اختيار مأموران انتظامى قرار دادند. به مجرد دستگيرى آن‌ها و اطلاع مردم، بازار كاشان بسته شد و مردم از علماى شهر تقاضاى آزادى آن‌ها را نمودند. شهربانى كاشان براى رهايى از دست مردم آن هشت نفر را به تهران منتقل نمود. آيت الله بروجردى و چند تن از علمای دیگر اقداماتى را براى آزادى آن‌ها انجام دادند. بهائی‌ها وكيلى به نام دكتر عبدالله رازى داشتند. وى به دفاع از دكتر برجيس مى‌پرداخت. چند روز جريان محاكمه طول كشيد. روزى كه بنا بود دادگاه رأى خود را صادر نمايد، ناگهان سه نفر از گروه فدائيان اسلام وارد دادگاه شدند. شهید نواب صفوی به متهمان گفت: «مطمئن باشيد تا برادران شما زنده هستند، اين دادگاه هیچ غلطى نمى‏‌تواند بكند». باحضور نواب صفوی جلسه دادگاه به هم ریخت و زد و خورد بین مأموران و هوادان نواب درگرفت. جستجوی مأموران برای دستگیری نواب تا بازار ادامه یافت اما موفق به دستگیری وی نشدند. بالاخره در تاریخ ۲۱ شهریور ۱۳۲۹، دادگاه با شنیدن دفاعیات وکلای طرفین، رأی به تبرئه این مسلمانان با‌غیرت و متعهد داد.[۶]

شهید نواب صفوی و یارانش غیرت دینی بسیار عجیبی داشتند. شهید نواب پول جمع کرد و اسلحه‌ای خرید تا با آن کسروی -شخصی که به پیامبر اکرم (صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌ آله) و اهل بیت (علیهم‌السلام) توهین کرد- را بکشد. تا کسی نتواند به این راحتی به مقدسات اهانت کند. این نمونه غیرت دینی است.

ماجرای کتاب «کشف الاسرار»

به امام گفتند شخصی کتابی به نام اسرار هزار ساله بر ضد شیعه نوشته است. ایشان درسشان را دو ماه تعطیل کردند و کتاب «کشف الاسرار» را نوشتند.حاج احمد آقا می‌گویند بعد از انقلاب به امام گفتم: آقا در کتاب شما عصبانیت خیلی موج می‌زند. امام سرشان را پایین انداختند و گفتند: احمد نمی‌دانی قبل از انقلاب چه توهینی به پیامبر (صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌ آله) کردند. 

نمی تواند انسان ببیند که به پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و بزرگان توهین می‌شود.

رئیس ساواک به دیدن آیت‌ الله قاضی طباطبایی آمده بود. مسئولین همه نشسته بودند. یکی از آن‌ها گفت: اعلی‌حضرت به روحانیت خیلی علاقه‌مند است، فقط یک سید یاغی‌ای هست که قیام کرده [منظورش امام خمینی رحمت الله علیه بود.] تا آیت‌ الله قاضی این جمله را می‌شنوند، بلند می‌شوند و می‌خواستند صندلی را به سمت او پرت کنند[۷].

این غیرت دینی است که انسان نتواند ببیند و مرجع تقلید و توهین شد.

غیرت دینی گاهی همین مسائل به ظاهر ساده است. احترام به مقدسات به خاطر غیرت دینی است؛ اینکه انسان در خیابان راه می رود می‌بیند روزنامه ای روی زمین افتاده است و اسم مقدسی در آن روزنامه نوشته شده است، سریع آن را بردارد. اینکه روزنامه ای که اسم مقدس در آن وجود دارد را کف خودروی پهن نکند. این احترام به مقدسات است که اگر می‌بیند روی زمین تکه نانی افتاده است آن را بردارد و در کناری بگذارد. این احترام به مقدسات است که اگر می‌بیند روی دیوار محله اش حرف زشت یا جمله بدی نوشته شده است سریع آن را پاک کند. اینها همه غیرت دینی است. دشمن امروز دارد ما را بی تفاوت بار می‌آورد. دارد کاری می‌کند که ما نسبت به دینمان بی تفاوت باشیم؛ شبهه وارد می‌کند؛ شایعه وارد می‌کند. خصوصا در همین شبکه‌های اجتماعی و گوشی‌های تلفن همراه. ولی ساده از کنار آنها می‌گذرند انگار نه انگار که این ها توهین به مقدسات است.

حکم تاریخی امام خمینی رحمت الله علیه

۲۵ بهمن یکی از مهمترین روزهای تاریخ اسلام است، روزی که یک مرجع تقلید به خاطر غیرت دینی بالایی که داشت، حکم ارتداد سلمان رشدی را صادر کرد. معادلات دنیا به هم ریخت؛ دنیا هیچ وقت چنین چیزی را تصور نمی‌کرد که نویسنده کتاب آیات شیطانی نتواند از خانه‌اش بیرون بیاید. فقط در سال یک میلیون پوند باید برای حفاظت از او خرج شود. این نشان دهنده غیرت دینی حضرت امام (رحمه‌ الله‌ علیه) بود. چیزی که همه ما به آن نیاز داریم. چیزی که شیعه را سرپا نگه داشته همین غیرت دینی است.

پس از صدور فرمان قتل سلمان رشدى، مسئولان سياست خارجى كشور خدمت حضرت امام (رحمه‌ الله‌ علیه) رسيدند و عرض كردند: آقا اين فتواى شما با قوانين ديپلماسى و موازين بين ‏المللى سازگار نيست. امام (رحمه‌ الله‌ علیه) فرمودند: «به درَك، آبروى رسول‏ اللَّه (صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌ آله) رفت، هرچه مى ‏خواهد به هم بخورد. اى كاش خودم جوان بودم، مى‏رفتم او را مى‏ كشتم!»[۸].

این غیرت دینی است. بعد از آن هیچ کسی نتوانست اینگونه به شیعه و پیامبر‌ (صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌ آله) و ائمه (علیهم‌ السَّلام) توهین کند. کتاب سلمان رشدی یک رمان بود و تماماً به پیامبر (صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌ آله) توهین کرده بود. مصطفی مازح اولین شهید حکم حکومتی حضرت امام (رحمه‌ الله‌ علیه) شد. جوانی لبنانی که اقدام به ترور سلمان رشدی کرد، اما خودش به شهادت رسید. این غیرت دینی است که انسان توهین به پیامبر (صلی‌ الله‌ علیه‌ و‌ آله) و مقدسات را نتواند تحمل کند. امام(رحمه‌ الله‌ علیه) غیرت عجیبی روی دین داری داشتند.

شجاعت امام(رحمه‌ الله‌ علیه) در جوانی

شخصی به آیت الله بهاءالدینی گفت امام (رحمه‌ الله‌ علیه) در جوانی هم اینطور بود؟ اینقدر شجاع بود؟ ایشان گفت: در زمان رضاشاه، که کسی جرأت حرف زدن نداشت، در مدرسه‌ی فیضیه نشسته بودیم که یکی از مأموران شاه وارد مدرسه شد و شروع به فحّاشی و توهین به مقدسات کرد. همه طلبه‌ها از ترس به حجره‌هایشان رفتند. من شاهد بودم حضرت امام (رحمه‌ الله‌ علیه) که بیست و چند سال بیشتر نداشت، جلو آمد و چنان سیلی بر صورت او نواخت که عینکش چهارتکه شد.

کسی که در اواخر عمر چنان حکمی برای سلمان رشدی می‌دهد و می‌گوید آمریکا هیچ غلطی نمی‌تواند بکند، در جوانی اینگونه بوده است.

امام(رحمه‌ الله‌ علیه) و غیرت نسبت به اهل بیت (علیهم السلام)

در جلسه‌ای امام (رحمه‌ الله‌ علیه) و عده‌ای از روحانیت و طلاب حضور داشتند. امام (رحمه‌ الله‌ علیه) نزدیک سماور نشسته بود. شخصی سخنی را بر زبان راند که در آن توهینی ضمنی به مقام حضرت زهرا (سلام الله علیها) بود. امام (رحمه‌ الله‌ علیه) چنان برآشفت که سماور را برداشت و به طرف گوینده پرتاب کرد.

اگر می‌خواهید ببینید کسی شجاعت دارد ببینید آیا او غیرت دینی دارد یا خیر. مراجع تقلید و علمای شیعه همیشه غیرت دینی بالایی داشتند و هر جا که می‌خواستند توهین به مقدسات کنند مراجع سریع با آن مقابله کردند.

نمونهای اندك از این تلاشهای عظیم

مؤلف كتاب «شیخ الباحثین آقا بزرگ تهرانى» مى‌گوید: «علت تألیف كتاب الذریعه، كار جرجى زیدان، مورخ معروف بود، او بدون غرض یا با غرض در كتاب مشهور خود تاریخ آداب اللغة العربیه، درباره شیعه سخنى بدین مضمون گفته: «شیعه طایفه‌اى بود كوچك و آثار قابل اعتنائى نداشت و اكنون شیعه‌اى در دنیا وجود ندارد». این شد كه آقا بزرگ و دو هم‌ ردیف و دوست علمی‌اش، سید حسن صدر و شیخ محمد حسین كاشف الغطاء، هم پیمان شدند تا هر یك در باب معرفى شیعه و فرهنگ غنى تشیع كارى را بر عهده گیرند و سخن این نویسنده جاهل را به دهن او باز پس بكوبند.

قرار شد علامه سید حسن صدر درباره حركت علمى شیعه و نشان دادن سهم آنان در تأسیس و تكمیل علوم اسلامى تحقیق كند، ثمره كار او كتاب «تاسیس الشیعه لفنون الاسلام» شد. این كتاب به سال ۱۳۷۰ هجری قمری در ۴۴۵ صفحه چاپ شد، شیخ آقا بزرگ در چاپ آن نیز دخالت داشت، اما علامه شیخ محمد حسین كاشف الغطاء، قرار شد كتاب «تاریخ آداب اللغة» جرجى زیدان را نقد كند و اشتباهات وى را باز گوید و این كار را كرد و نقدى جامع و علمى بر هر چهار جلد آن كتاب نوشت و مطالب مشتبه را به اصول اصلى آن‌ها باز گردانید و مولف را به اشتباهات و خطایش حتى خطابه‌هاى املایى متوجه كرد، البته پس از آن به دستور این آیه قرآن «وَلَا تَبْخَسُوا النَّاسَ أَشْيَاءَهُمْ»[۹] كوشش مولف را در تالیف آن كتاب ستود. اما شیخ آقا بزرگ از میان این سه یار علمى متعهد شد، فهرستى براى تألیفات شیعه بنویسد و كتاب «الذریعة الى تصانیف الشیعه» را فراهم آورد.[۱۰]

الغدیر، حاصل غیرت دینی

گفتند حدیث غدیری که شیعیان می‌گویند سند ندارد. علامه امینی در مدت ۴۰ سال از ۳۶۰ عالم اهل سنت سند غدیر را آورده است. ایشان می‌فرمایند: «برای نوشتن این کتاب، ۱۰ هزار کتاب را از باء بسم الله تا تا تمت خوانده ام. و به بیش از صدهزار کتاب مراجعه مکرر کرده ام». این تلاش شامل ۲۰ جلد کتاب الغدیر است که ۱۱ مورد آن چاپ شده است. هزاران نفر در همان زمان با خواندن این کتاب شیعه شده اند. کتابی که تا قیامت کسی نتواند غدیر را رد کند.

در تهران در دوران کشف حجاب، مدارس را مختلط کردند، زنان و دختران را مجبور کردند کشف حجاب کند و روحانیون را مجبور می‌کردند که در این چنین مجالس شرکت کنند خصوصا با همسرانشان. حضرت امام (رحمة الله علیه) تعریف می‌کنند که شخصی نزد آیت الله کاشانی آمد و گفت: گفته‌اند که اگر می‌شود شما در یکی از این جلسات با همسر خود شرکت کنید. آیت الله کاشانی فرمود فلان خورده‌اند که چنین چیزی گفته‌اند. آن شخص با تعجب گفت این را اعلی حضرت گفته‌اند! ایشان هم گفت من هم به اعلی حضرت گفتم که خورده! اینها همه غیرت دینی است.

به هنگام برگزاری جشن هنر شیراز در سال ۱۳۵۶ نمایش های  بسیار شرم آوری انجام شد. بعدها آنتونی پارسونز سفیر وقت انگلیس در ایران نقلی کرده بود: «من به خاطر دارم این موضوع را با شاه در میان گذاشتم و به او گفتم: اگر چنین نمایشی به طور مثال در شهر منچستر انگلستان اجرا می‌شد، کارگردانان و هنرپیشگان جان سالم به در نمیبردند.» شاه فقط خندیده بود![۱۱]

عکس العمل در برابر توهین به حضرت زهرا سلاماللهعلیها

احتمالا زمستان سال ۶۸ بود که در تالار اندیشه فیلمی را نمایش دادند که اجازه اکران از وزارت ارشاد نگرفته بود. سالن پر بود از هنرمندان، فیلمسازان، نویسندگان و… . در جایی از فیلم آگاهانه یا ناآگاهانه، داشت به حضرت زهرا (سلام‌ الله‌ علیها) بی‌ادبی می‌شد. من این را فهمیدم. لابد دیگران هم همین طور، ولی همه لال شدیم و دم بر نیاوردیم. با جهان بینی روشنفکری خودمان قضیه را حل کردیم. طرف هنرمند بزرگی است و حتماً منظوری دارد و انتقادی بر فرهنگ مردم است. اما یک نفر نتوانست ساکت بنشیند و داد زد: «خدا لعنتت کند! چرا داری توهین می‌کنی؟!» همه سرها به سویش برگشت. در ردیف‌های وسط آقایی چهل و چند ساله با سیمایی بسیار جذاب و نورانی بود. کلاهی مشکی بر سرش و اورکتی سبز بر تنش بود. از بغل دستی‌ام (سعید رنجبر) پرسیدم: «آقا را می‌شناسی؟» گفت : «سید مرتضی آوینی است».[۱۲]

 به حضرت زهرا (سلام الله علیها) توهین شده بود! به شخصی توهین شد که خلقت تمام انسان ها به واسطه خلقت او است چرا غیرت دینی در برخی کم شده است چرا اینقدر شبهات شنیدیم که که دیگر آن قداستی که معصومین (علیهم السلام) برای ما داشته اند کمرنگ شده است. نباید این اتفاق می‌افتاد. این برای انسان بسیار خطرناک است.

امام صادق (علیه السلام) می‌فرمایند: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى غَيُورٌ يُحِبُّ كُلَّ غَيُورٍ»؛ خدا غیرتمند است و همه انسان های غیرتمند را دوست دارد.[۱۳] این که یک مردی نسبت به ناموس خود غیرت داشته باشد این ارزشمند است اینکه انسان نسبت به ناموس شیعه غیرت داشته باشد ارزشمند است.حضرت علی (علیه السلام) می‌فرمایند اگر برای آن حادثه که خلخال از پای یک دختر یهودی کشیده اند مسلمانان جان بدهند روا است؛ این غیرت است. «غَيرَةُ المُؤمِنِ بِاللّه سُبحانَهُ»؛ غیرت مومن به خاطر خداست.[۱۴] کسی که غیرت ندارد از خدا فاصله گرفته است.

 

غیرت دینی و تقیّد به ضوابط شرعی

پدر شهید بروجردی تعریف می‌کند که روزهای شروع فعالیت محمّد بود که یک روز او را دیدم. مغازه آمد، در حالی که پیراهن سفیدش خونی بود. علت را پرسیدم. گفت: «داشتم با موتور از خیابان نظام آباد رد می‌شدم که یکی را دیدم به دنبال یک دختر راه افتاده و مزاحم او شده و قصد آزارش را دارد. خونم به جوش آمد. آن لکه‌های خونی که می‌بینی، نتیجه‌ی درگیری با اوست».[۱۵]

نسبت به ناموس مردم اینگونه غیرت داشتند. همین شهید بزرگوار، شهید خلیلی که دید دختری را به زور سوار خودرو می‌کنند. ضاربش که گفته مشروب خورده بوده و مست بوده است. این شهید بزرگوار وقتی مانع می‌شود، او را با چاقو می‌زنند و به شهادت می‌رسد. غیرت دینی این شخص اجازه نمی‌دهد که چند انسان از خدا بی‌خبر بخواهند به ناموس دیگران تجاوز کنند، هر چند آن خانم از لحاظ حجابی هم وضعیت خوبی نداشته است. تاوان این بی‌حجابی‌ها را این شهدای مظلوم پرداخت می‌کنند. با آن وضع بیرون می‌آیند، کسانی می‌خواهند به آن‌ها تعرض کنند و از این جوانان مذهبی‌ کمک می‌خواهند.

همین‌هایی که بی‌حجاب‌ها به آن‌ها می‌گویند: لباس شخصی و تندرو! همین‌ها باید از این مردم دفاع کنند. جنگ که می‌شود، همین‌ها به دفاع از مردم بر‌می‌خیزند، در مجلس بمب گذاری می‌کنند، همین‌ها باید دفاع کنند. در سوریه و عراق که جنگ می‌شود، همین ها به دفاع از اسلام و مرزهای کشور می‌روند. هرچه می‌شود همین افراد باید دفاع کنند ولی همیشه سنگ زیر آسیاب و گوشت قربانی همین سپاهی‌ها و لباس شخصی‌های مظلوم هستند.

مادر من حضرت زهراست…

آخرین بار در حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) دیدمش. اسلحه ای به کمر داشت. می‌گفت: «حسین علاء برای قراردادی در راه بغداد است. قرار است او را در تهران ترور کنیم. اگر نشد. من کارش را در اهواز تمام می‌کنم.» ولی او را در اهواز دستگیر کردند و سوء قصد به علاء هم نافرجام ماند. وقتی از اهواز به تهران منتقل اش کردند، بختیار رئیس ساواک به مادرش توهین کرد، او هم گفته بود: «به من فحشی نده، من سیدم و مادرم فاطمه زهر (سلام الله علیها) است.» ولی دوباره فحش می‌شنود. به سمت بختیار حمله می‌کند. صدای گلوله بلند می‌شود.

جواب دفاع عبدالحسین واحدی -یار نزدیک نواب- از عقیده و شرفش ۵ تیر بود.[۱۶]

واحدی شهید شد ولی از دین خود دفاع کرد آن چیزی که کربلا را زیبا کرد، عاشورا را زیبا کرد و جلوه جمال آن بود و حضرت زینب (سلام الله علیها) فرمودند که جز زیبایی ندیدم یکی از آن جلوه‌ها همین غیرت دینی است. هر جایی که کسی خواست به امام حسین (علیه السلام) توهین کند یاران اباعبدالله سینه سپر کردند. بنی هاشم در تمام طول مسیر از مدینه تا مکه و از مکه تا کربلا به خاطر غیرتی که داشتند از حرم اهل بیت دفاع می‌کردند که نکند کسی چشمش به ناموس خدا بیفتد. امام حسین (علیه السلام) خودشان غیرت الله اند. تا در آخرین لحظات دغدغه امام همان غیرت ایشان است؛ زمانی که هنوز امام زنده بود و از طرفی به سمت خیمه ها حمله کردند امام حسین (علیه السلام) فرمودند فرزندان ابوسفیان اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید؛ من که هنوز زنده‌ام … .

[۱] . لهوف سید بن طاووس.

[۲] . بحارالانوار، ج ۱۳، ص ۸۲ از کتاب کشف الغمه.

[۳] . داستان هایی از امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، ص ۲۷۲٫

[۴] . سوره نسا، آیه ۷۵٫

[۵] . إِنَّ اللَّهَ بَعَثَ مَلَکَیْنِ إِلَى أَهْلِ مَدِینَهٍ لِیَقْلِبَاهَا عَلَى أَهْلِهَا فَلَمَّا انْتَهَیَا إِلَى الْمَدِینَهِ وَجَدَا رَجُلًا یَدْعُو اللَّهَ وَ یَتَضَرَّعُ إِلَیْهِ فَقَالَ أَحَدُهُمَا لِلْآخَرِ أَ مَا تَرَى هَذَا الدَّاعِیَ فَقَالَ قَدْ رَأَیْتُهُ وَ لَکِنْ أَمْضِی لِمَا أَمَرَنِی بِهِ رَبِّی فَقَالَ وَ لَکِنِّی لَا أُحْدِثُ شَیْئاً حَتَّى أَرْجِعَ إِلَى رَبِّی فَعَادَ إِلَى اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى فَقَالَ یَا رَبِّ إِنِّی انْتَهَیْتُ إِلَى الْمَدِینَهِ فَوَجَدْتُ عَبْدَکَ فُلَاناً یَدْعُوکَ وَ یَتَضَرَّعُ إِلَیْکَ فَقَالَ امْضِ لِمَا أَمَرْتُکَ فَإِنَّ ذَلِکَ رَجُلٌ لَمْ یَتَغَیَّرْ وَجْهُهُ غَضَباً لِی قَطُّ. بحارالأنوار، ج ۹۷، ص ۸۶ ،ح ۶۰.

[۶] . غيرتمندى و آسيب ها، محمود اکبری، ص۱۲۱ .

[۷]. سايه طوبا؛ نگاهي به زندگي شهيد مهراب آيت الله قاضي طباطبايي، سعيد لواساني، ص ۵۰٫

[۸] . خاطرات حجت الاسلام قرائتى، ج‏ ۲، ص ۱۰۱ .

[۹] . سوره هود، آیه ۸۵٫

[۱۰] . محمد رضا حكیمى، شیخ آقا برزگ طهرانى ،تهران، انتشارات مشعل آزادى،  ص ۲۴ .

[۱۱] . خاطرات آیت الله طاهری خرم آبادی، ص ۱۰۶.

[۱۲] . افلاکیان زمین، ص ۱۲٫

[۱۳] . كافى(ط-الاسلامیه) ج ۵، ص ۵۳۵-۵۳۶ ، ح۱٫

[۱۴] . تصنیف غررالحکم و دررالکلم ص ۹۱ ، ح ۱۵۶۳٫

[۱۵] . رسم خوبان ۱۹ ،غیرت دینی و تقیّد به ضوابط شرعی، ص ۴۱، چون کوه با شکوه، ص ۶۱ .

[۱۶]. خاطرات حجت الاسلام شجونی، تدوين علیرضا اسماعیلی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۱، ص ۴۸۸٫

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*