دوگانه های سرنوشت ساز – ج ۲

دوگانه های سرنوشت ساز – ج ۲

             دسته مناسبتي : ايام فاطميه   /  دوره های آموزشی   /  سایر   /  محرم و صفر   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   /  اصول اعتقادی و عبادی   /  جهاد و دشمن شناسی   /  فرهنگ و اصول اجتماعی اسلامي   / 

             دسته زماني : 1398   / 

سلسله جلسات دوگانه های سرنوشت ساز : تبیین 10 دوگانه ای که مقام معظم رهبری (حفظه الله) در دیدار اعضای خبرگان رهبری بیان کرده و وظیفه تبیین آن را بر عهده تریبون داران گذاشتند - دوگانه دوم: نگاه امیدوارانه در مقابل نگاه مایوسانه

فايل صوتي : دانلود صوت

دوگانه های سرنوشت ساز – ج ۲

سلسله جلسات دوگانه های سرنوشت ساز :

تبیین ۱۰ دوگانه ای که مقام معظم رهبری (حفظه الله) در دیدار اعضای خبرگان رهبری بیان کرده و وظیفه تبیین آن را بر عهده تریبون داران گذاشتند.

 

دوگانه دوم:  نگاه امیدوارانه در مقابل نگاه مایوسانه

روزي حضرت عيسي (علیه السلام) در محلي نشسته بود. پيرمردی داشت زمين را برای زراعت آماده می‌کرد. حضرت با خود فکر کرد که تا کی این مرد می خواهد کار بکند؟ برود کمی استراحت بکند.

برای همین به خدا گفت: خدايا، آرزو را از دل اين مرد زايل كن.

همان‌ دم پيرمرد بيل خود را به یک‌ طرف انداخت و روی زمين خوابيد.

ساعتی گذشت، حضرت عيسی (علیه السلام) بازگفت: خداوندا، دوباره آرزو و اميد را به او برگردان. ناگاه پيرمرد از جا برخاست و شروع به كار كرد. حضرت از او پرسيد: چه شد بيل را بر زمين گذاشتی و باز بعد از ساعتی، آن را برداشتی و به كار مشغول شدی؟

پيرمرد گفت: در حين كار كردن با خودم گفتم تا كی بايد زحمت بكشی؟ تو پير و از کار افتاده‌ای، شايد اجل همين الآن به سراغت بيايد. با اين انديشه از كار دست كشيدم، اما وقتی روی زمين دراز كشيده بودم، با خود گفتم: حالا كه زنده هستی، بايد كار كنی رزق و روزی و زاد و توشه‌ای فراهم آوری. اين بود كه باز بيل را برداشتم و مشغول به كار شدم. 

ضرب المثلی هست که می گوید انسان به امید زنده است. این ضرب المثل درستی است. کسی که به رحمت خدا امید داشته باشد زندگی شیرینی دارد. اما نگاه مایوسانه زندگی ها را از بین می برد.

دومین دوگانه، نگاه مایوسانه و نگاه امیدوارانه است. باید در خانه مراقب باشیم که حرف های مایوسانه نزنیم؛ ممکن است در مغازه قیمت اجناس زیاد شده باشد یا ارزش پول کم شده باشد یا ممکن است وضع مالی خراب شده باشد یا بیماری آمده باشد، اما قرار نیست این مسائل را سر سفره افطار یا سحر مطرح کنیم. هر وقت کنار خانواده می نشینیم، با نگاه مایوسانه هستیم. خب بچه های ما با این نگاه تربیت می شوند، همیشه نگاهش مایوسانه می شود. آن موقع شما به او بگویید برود درس بخواند، ببینید چه جواب می دهد، می گوید بروم درس بخوانم که چه بشود؟ الان دکترها و لیسانسه ها بیکارند، من درس بخوانم که چه بشود؟

از چه کسی این حرف ها را یاد گرفته است؟ از پدر و مادر.

می گویی برو تمریناتت را انجام بده، می گوید که چه شود، می گویی عزیزم درس بخوان. می گوید درس بخوانم که چه بشود؟ تا شغل خوب پیدا کنی.

حالا شغل پیدا کنم که چه بشود؟ خوب ازدواج کنی. که چه بشود؟ که فرزند دار شوی. که چه بشود؟

این نگاه از پدر و مادر به ارث می رسد. ما آمارش را داریم، در قسمت روانشناسی یکی از دانشگاه های تهران، پایان نامه شان همین بحث بود. ارتباط خودکشی جوانان با نگاه مایوسانه در خانواده. بسیاری از کسانی که خودکشی می کنند افرادی اند که از خانواده شان مایوسند. حالا گاهی وقت ها دست خودشان بوده، گاهی وقت ها دست خودشان نبوده، مثلا بچه طلاق اند، خب مایوسند. اگر می خواهیم فرزاندان سالم و صالحی داشته باشیم، این نگاه امیدوارنه را در خانه و خانواده داشته باشیم.

من نمی دانم کسانی که ماهواره دارند، بحث های اخلاقی اش هیچ، چگونه قرار است بچه هایشان نگاه امیدوارانه به زندگی داشته باشند؟ هر وقت هر شبکه ای را که روشن می کند، دارد می گوید جمهوری اسلامی سرتا پا همه دزدند، همه خوردند، بردند، چاپیدند، الان است که قحطی شود، الان مردم هم را می خورند، الان در یکی از شهر ها مردم دست همسایه شان را خوردند، کم کم مانده که دماغش را هم بخورند، گوشش را هم بخورند، الان سپاه با تانک وارد شده، تمام مردم را دارد می کشد، من ماندم چجوری این ها تا الان خودکشی نکردند!

خب این نگاه مایوسانه در خانواده به خودمان ضربه می زند، به نسل خودمان، این را باید مراقبت داشته باشیم.

کسی که نگاه امیدوارانه دارد، چه گرانی بشود چه ارزانی بشود، چه خودش سرطان داشته باشد چه سالم باشد،  چه بچه اش از دنیا برود چه نرود، می بینید زندگی اش زندگی شیرینی است. اما کسی که نگاه مایوسانه داشته بشد، میلیاردها هم اگر به او بدهند، ثروت هم که داشته باشد، باز هم دارد دق می کند. باز هم احساس می کند که الان است که تمام پول هایش از بین برود.

تعدادی موش را دانشمندان داخل یک استخر آب انداختند.

تمامی موشها فقط ١٧دقیقه توانستند زنده بمانند و در نهایت خفه شدند!!!

دوباره دانشمندان با اینکه می‌دانستند موش بیش از ١٧دقیقه زنده نمی ماند تعداد دیگری موش رو به داخل همان استخر انداختند و این بار موشها را قبل از ١٧ دقیقه از آب خارج کردند و تمامی آنها زنده ماندند!!!!

موشها پس از مدتی تنفس و استراحت  دوباره به آب انداخته شدند…!

حدس می‌زنید این بار چند دقیقه زنده ماندند … ؟؟؟

٢۶ ساعت طول کشید تا آنها مردند.

آنها به این امید که دوباره دستی خواهد آمد و نجات پیدا می‌کنند، ٢۶ ساعت تمام طاقت آوردند!!!

نگاه امیدوارانه عمر انسان را زیاد می کند. لذت و نشاط انسان را بیشتر خواهد کرد. یکی از قدرت های برتر شیعه همین امیدش به ظهور است. شیعیان بیش از هزار سال است که امید دارند، منتظرند، برای همین است که نشاط دارند. برای همین زندگی شان هدف دارد.

ادعیه ما سراسر نگاه امیدوارانه به زندگی را دارد نشان می دهد. در صفات عباد الرحمان، خداوند می فرماید این افراد وقتی دعا می کنند، می گویند: «وَ اجْعَلْنا لِلْمُتَّقِینَ إِماماً»؛ خدایا ما را برای متقین امام قرار بده.

نمی گویند خدا ما آدم های خوبی بشویم، آنها امید دارند که امام متقین بشوند، چقدر امید!

یا در دعاهای دیگر مثل دعای عهد، «فَأَخْرِجْنِي مِنْ قَبْرِي مُؤْتَزِراً كَفَنِي شَاهِراً سَيْفِي مُجَرِّداً قَنَاتِي مُلَبِّياً دَعْوَةَ الدَّاعِي فِي الْحَاضِرِ وَ الْبَادِي»، این امید است، یعنی خدایا اگر ما از دنیا رفتیم از قبر ما را خارج کن تا بیاییم در رکاب حجت بن الحسن شمشیر بزنیم.

یا در زیارت عاشورا، «اَللّهُمَّ اجْعَلْ مَحْیاىَ مَحْیا مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ مَماتى مَماتَ مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ». این نگاه، نگاه امیدوارانه نیست؟ خدایا، زندگی ما زندگی با پیامبر (صلی الله علیه و آله) و آل پیامبر باشد، مرگ مان هم مرگ در رکاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) و بودن با ایشان در آن دنیا باشد.

یا در این دعایی که در ماه رمضان می خوانیم؛ «اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی حَجَّ بَیْتِکَ الْحَرَامِ فِی عَامِی هَذَا وَ فِی کُلِّ عَامٍ». ما یقین داریم که این دعا مستجاب نمی شود، همه مسلمانان دنیا می گویند خدایا حج را روزی ما کن، نه فقط امسال، در همه سال ها. ما که خودمان می دانیم که این دعا برآورده نمی شود، اما چرا این دعا را آموزش داده اند، می خواهند بگویند امید داشته باش، سطح ات رادر دعا ببر بالا، جهانی ببین، در دعاهای ما مملو از این جریانات است.

درختی را اگر آب ندهند، برگهایش می افتد و افسرده می شود، وقتی به آن آب دادند، برگهایش راست می ایستد. انسان ناامید مانند یک درخت پژمرده است، اما وقتی که امیدوار می شود، مانند درختی است که تازه آن را آب داده اند و سرشار از نشاط می شود. فرد وقتی احساس کرد که توان کار و زندگی و برخورد با مشکلات را دارد، جرأت پیدا می کند که به سراغ مشکلات برود. انسان گاهی از شنیدن مشکلات سرش به درد می آید. و گاهی آنچنان مشتاق رویارویی با مشکلات است که دلش می خواهد به او به او بگویند بیا و این مشکل را حل کن.

بعضی ها مثل شخصیتی در فیلم گالیور هستند که دائم می گفت: «من می دانم نمی شود». 

چند شب پیش رفتم لامپ بخرم، مغازه دار خیلی عجله داشت و می خواست برود ماشینش را بنزین بزند. گفتم چرا اینقدر عجله دارید، گفت: گفتند از فردا بنزین گران می شود. گفتم چه کسی گفته؟ گفت: شنیدم.

گفتم که اولا که گران نمی شود، دوما که اگر گران شود چقدر می شود یک باکی که می خواهی بزنی، دائم می گفت من می دانم گران می شود، من می دانم.

با این کار خودتان را از بین می برید؛ خودتان اذیت می شوید. این همه لحظات شیرین در زندگی داریم، این لحظات را نمی بیند، فقط بدی ها را می بیند. باید نگاهش را به زندگی عوض بکند.

لطیفه ای هست شخصی داشت از خیابانی عبور می کرد، ناگهان کلاغ مدفوعی روی صورتش کرد، دست هایش را بلند کرد و گفت خدایا شکرت. گفتند دیگر مدفوع کلاغ که شکر کردن ندارد، گفت اگر گاو پرواز می کرد چه خاکی بر سرم می کردم؟

دونفر داشتند از خیابانی رد می شدند، یکی به آن طرف خیابان نگاه کرد گفت روزی که این برج ها را تقسیم می کردند ما کجا بودیم؟ دوستش به بیمارستان آن طرف خیابان نگاه کرد و گفت روزی که این بیماری ها را تقسیم می کردند کجا بودی؟ انسان خوبی های زندگی را باید ببیند.

این بد است که بعضی ها مثل مگس هستند که از همه جا دنبال کثافت و نجاست هستند. زنبور عسل روی بهترین گل ها می نشیند، روی هر گلی نمی نشیند. البته زنبور عسل های قدیم، حالا که هر کجا می فرستندش تا عسل تولید کند.

زندگی را آدم باید جور دیگری ببیند.

یک کارخانه کفاشی دو بازاریاب فرستاد به منطقه پابرهنه ها. اولی زنگ زد به رئیس گفت ما را کجا فرستاده ای؟ اینجا چند هزار آدم هست، ولی کفش پا نمی کنند . دومی زنگ زد گفت: بهترین جای دنیا مرا فرستادید، چند هزار نفر اند که کفش به پا نمی کنند. می توانم هزار تا کفش به آن ها بفروشم.

این نگاه امیدوارانه و تغییر دید است. «إِنَّهُ لا یَیْأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْکافِرُونَ»؛ تنها گروه کافران، از رحمت خدا مأیوس می شوند. (سوره یوسف، آیه ۸۷)

ما اگر در زندگی امید داشته باشیم زندگی‌هایمان خوب می شود.

رسانه های غربی و دشمنان دارند امید را از ما می گیرند.  خصوصا عملکرد بعضی از مسئولین غرب گرا نیز به این قضیه دامن می زند. بعضی از مسئولین، کشور را اصلا رها کرده اند. این دوران بهترین دوران برای دشمن است که نگاه مایوسانه را بفرستد و مردم را مایوس بکند. دشن از این لحظات استفاده می کند و نقاط قوت نظام را هم  برای ما و در چشم ما بصورت نقطه ضعف نشان می دهد. جایی که ما افتخارمان است، جریان را برعکس می کند.

این جریان ۱۴۰۰ سال پیش هم اتفاق افتاد، زمانی که معاویه به جنگ صفین آمد، منطقه آب را از آن خود کرد چون زودتر آمده بود. آب را بر حضرت علی (علیه السلام) بست، تحریم کرد. موقعی ک سپاه حضرت علی (علیه السلام) آمدند دیگر آب نبود.

حضرت شبانه به مالک اشتر دستور دادند به همراه تعدادی از همراهان رفتند و آب را پس گرفتند. درست است که حضرت علی (علیه السلام) آب را بر معاویه نبست ولی این جریان برای معاویه خیلی سخت بود. نقطه استراتژی جنگ را از دست داده است. نقشه ای کشید و یک نامه مخفیانه فرستاد در لشکر حضرت علی (علیه السلام).

نامه این بود: این نامه ایست از برادر خیرخواه شما. معاویه می خواهد با تغییر مسیر آب همه شما را غرق کند. هر چه سریع تر اطراف آب را ترک کنید. ولوله ای در لشکر علی افتاد. نقل مکان، نقل محافل شد. حضرت رفتند بالای بلندی، گفتند آب دست ماست، معاویه چگونه می خواهد مسیر را عوض بکند؟ گفتند علی تو می خواهی ما را به کشتن بدهی، خیمه ها را جمع کردند رفتند.

نقطه استراتژی جنگ که نقطه قوت سپاه امیرالمومنین (علیه السلام) بود، دشمن آن را به نقطه ضعف تبدیل کرد. آخرین نفری که خیمه اش را برداشت، علی (علیه السلام)بود. فرمود پشیمان می شوید. به معاویه اعتماد نکنید. به محض این که آنها رفتند معاویه آمد و کنار آب خیمه زد. این برای همیشه درس است.

ملت شایعه پذیر، ملت ساده، ملت جاهل، بازیچه دست دشمنش می شود، هر چند که رهبرش علی (علیه السلام) و فرمانده اش مالک اشتر باشد. نقطه استراتژی را از دست دادند و خوشحال هم بودند.

الان نقاط استراتژی ما را دارند به نقاط ضعف تبدیل می کنند. می آیند و می گویند چرا شما به حزب الله کمک می کنید؟ این خوبی ماست یا بدی ما؟ اولا حزب الله احتیاجی به پول ما ندارد، دوما یک کتابی چاپ شده است، ما که هر چه گفتیم کسی قبول نمی کرد. سازمان سیا دیگر خودش کتاب را چاپ کرده است.

کتاب مضمونش این است: شیوه ی خدمت رسانی اجتماعی حزب الله لبنان. دارد می گوید که حزب الله لبنان یک لایه پنهان دارد و آن خدمت رسانی اش به مردم است. خیلی کتاب عالی است. دشمن ما نوشته است. بعد آنجا بحث می کند که حزب الله از کجا این پول ها را در می آورد. خودش چهار راه را مطرح می کند. اولین راهش این است که ایران کمکش می کند. بعد خودش این راه را رد می کند. می گوید حزب الله نیازی به کمک ایران ندارد. خب پس این پول از کجا است؟ می گوید حزب الله سرمایه گزاری های گسترده ای در سراسر جهان انجام داده است و اعراب لبنان که شیعه هستند به شدت دارند به حزب الله کمک می کنند.

بعد ما برای یک حمایت لفظی جواب پس بدهیم. برفرض ما کمک مالی هم بکنیم، چقدر کمک مالی کرده ایم؟ خود ترامپ در پیام نوروزی اش به مردم ایران گفت مردم ایران سپاه شما و کشور شما تمام پول های شما را دارد می دهد به حزب الله و کشورهای دیگر. بعد اعلام کرد که از سال ۲۰۱۲ تا الان یعنی ۲۰۱۸ کشور شما ۱۶ میلیارد دلار به کشورهای دیگر کمک کرده است. این که معلوم است دروغ است.اما شما ۱۶ میلیار دلار را در این شش سال مقایسه بکنید با خسارت هشت سال دفاع مقدس ما که از ۵۰۰ میلیارد دلار تا ۱۰۰۰ میلیارد دلار براورد شده است.

خب وقتی ما به حزب الله، یمن، لبنان، به کشورهای محور مقاومت کمک بکنیم، برفرض اگر ۱۶ میلیارد دلار کمک کرده باشیم، مقاسیه کنید با ۵۰۰ میلیارد دلار خسارت جنگ. ما جلوی جنگ را گرفتیم. این خوبی ماست یا بدی ما؟ اگر ۱۶ میلیارد دلار را بین مردم ما تقسیم کنند ماهانه دو دلار می شود. آن هم دلار دو هزار و پانصد تومان. آن موقع پولی در نمی آمد. ما عرض کردیم این ها همه دروغ است. می خواهیم بگوییم که این نقطه قوت ماست.

یا کمک ما به سوریه، حضرت علی(علیه السلام) فرمودند: احمق کسی است که اجازه بدهد جنگ به داخل خانه اش بشود. احمق کسی است که اجازه بدهد جنگ به داخل کشورش بیاید. خب در سوریه که جنگ اتفاق افتاد معلوم بود که جنگ بعدی در ایران است. این افتخار ما بود که رفتیم بیرون مرز جنگیدیم.

بعد نقطه قوت ما به نقطه ضعف تبدیل می شود. بعد تعدای از این سلبریتی های بی سواد و فوتبالیست های بی سوادتر از آن ها، می بینید توییت می زنند. پریروز آن دروازه بان فلان تیم که ما در ورزشگاه کربلا فوتبال بازی می کردیم، ورزشگاهی که خودمان ساختیم، مردم عراق آن تیم دیگر را تشویق می کردند. توقع داشتی تیم شما را تشویق کنند؟ بعد چه کسی گفته ورزشگاه کربلا را ما ساختیم؟ بی سواد، لاقل در همان سایت صهیونیستی ویکی پدیا جستجو می کردی، در ویکی پدیا بزنی آمده این ورزشگاه توسط ترکیه ساخته شده است. شما این مردم را چه فرض کرده اید؟ چقدر تو بی سوادی، من نمی دانم قوه قضاییه تا کی می خواهد با این ها مباشات بکند که هر چه دلشان می خواهد می گویند.

ما رفته بودیم مناطق سیل زده لرستان، مردم تا ما را دیدند شروع کردند به آمدن، می گفتند حاج آقا تو را به خدا بگویید این ها اینقدر به ما بی احترامی نکنند، گفتیم کی به شما بی احترامی کرده؟ گفتند این آذوقه ها که برای ما می آورند در هر آذوقه ای بیست سی تا از این وسایل ویژه بانوان هست، گفتند آخر خجالت دارد، مگر زن های ما چقدر قرار است از این ها استفاده بکنند؟ ماهی یک بسته استفاده می کنند.

بعد ما رفتیم محلی که این ها را می گذاشتند، نصف سوله از این ها بود. من گفتم اینها را چجوری خریدید؟ گفتند این بازیگر سینما اعلام کرده فقط از این ها بفرستید. مردم و هلال احمر همه پول ها را از این ها خریدند و آوردند. تا صد سال دیگر هم آنجا این وسایل هست. خب بله، این خانم می خواست بی حیایی را گسترش بدهد. توییتش را هم همین زد، نوشت چرا خجالت می کشید بگویید؟ زن ها نیاز دارند به چنین چیزی. بعد رفت و آورد و گفت بروید از این ها بخرید بدهید.

خب تا کی قرار است اینجوری باشد؟ تا کی قرار است انسان های بی سواد که مدرک تحصیلی شان دیپلم هم نیست بیایند در همه چیزدخالت بکنند؟ آن موقع می بینید یک مداح مثل آقای میثم مطیعی که دکترای تخصصی دارد وقتی می آید در عید فطر شعری می خواند که یک انتقادی به دولت است، سریع همه می گویند مداح را چه به این کارها، دکترا دارد! او دخالت نکند، این سلبریتی های بی سواد دخالت کنند؟

این مهم است که خوبی های جمهوری اسلامی را دارند بر ضدش تبدیل می کنند. یا می گویند این چه کشوری است، هر رئیس جمهوری که آمد دوره بعد رد صلاحیت شد. این خوبی نظام اسلامی است. این قدرت نظام اسلامی است که رئیس جهمور قبلی اش را رد صلاحیت کرده است.

حضرت آقا (مد ظله العالی) در بیانیه گام دوم فرمودند در علوی ترین حکومت تاریخ که حکومت امام علی (علیه السلام) بود باز هم خواص به فساد کشیده شدند. اینجا هم خواص به فساد کشیده شدند. این که معلوم است، «حُبُّ الدنیا راس کُلِّ خَطیئَهٍ».

اما مهم برخورد جمهوری اسلامی است. این ها رئیس جمهور بودند، فساد کردند دوره بعد رد صلاحیت شدند. البته این فقط برای کشور ما نیست، سابقه دارد، مثلا کره جنوبی از سال هزارو نهصد و تقریبا شصت یا شصت و پنج، تا الان دوازده تا رئیس جمهور داشته است. به جز یکی که الان هست. نه تا رئیس جمهورش اعدام شدند که دوره بعد نتوانستند بیایند. یا اعدام شدند یا حبس شدند یا در خانه شان اند. اگر ما آن را مثال بزنیم می گویند عدالت است. کره جنوبی با هیچ کس تعارف ندارد.

اما اگر جمهوری اسلامی باشد می گویند ببین همه شان دزد اند. یا در همین جریان سه هزار میلیارد، بله، باید جلوی اختلاس ها گرفته شود. اما من یک سوال دارم، این سه هزار میلیارد را از کجا مردم متوجه شدند؟ موقعی که قوه قضاییه طرف را گرفت مردم متوجه شدند. سه هزار میلیارد به وطن برگشت، هزار و دویست میلیارد هم اضافه برگشت، چون دو نفر ششصد هزار میلیارد جریمه شدند، مه آفرین خسروی را هم که اعدام کردند، جمهوری اسلامی چه کار باید می کرد که نکرد؟ این که جلوی فساد و اختلاس گرفته شود سر جای خودش، اما خب اینجوری دارد برخورد می کند، باز هم می بینید که بر ضدش تبلیغ می شود.

یا در رابطه با حقوق نجومی، می گویند که در هیچ جای دنیا حقوق نجومی نیست، فقط در ایران است. خب راست می گویند. گزارشی که سه سال پیش گاردین داد. گزارشی که بعد از آن استاتیسا داده است، فاصله حقوقی کارگر و کارمند در کشور ها است. طبق قانون اساسی ما، یک مسئول عالی رتبه، نسبت به یک کارمند کف، می تواند حقوقش هفت برابر باشد. قانونی هم به مجلس رفت که هفت برابر کم است، بشود چهارده برابر. این قانون تصویب نشد اما اجرا می شود. برای همین می بینید که یک کارمند حقوقش یک و پانصد است، یک مدیر عالی رتبه می بینید که تا نوزده میلیون تا هجده میلیون دارد حقوق می گیرد. خب این که قطعا بد است. از این بالاتر را می گویند حقوق نجومی. پس در کشور ما می شود چهارده برابر.

گاردین می گوید در آمریکا سیصد و دوازده برابر است. استاتیسا می گوید در آمریکا پنجاه و چهار برابر است. فرانسه هشتاد برابر است. روسیه پنجاه برابر است. ژاپن حدود چهل پنجاه برابر است. همه کشورها همین جوری اند. همه کشور ها اینجوری اند.

ما به واسطه عمل به اسلام اجازه نداریم این کار را انجام بدهیم. ببینید خوبی های جمهوری اسلامی چگونه دارد بر ضدش تمام می شود. یا این که بجای اینکه ما طلبکار باشیم، آن وری ها طلبکار شده اند.

دهه آخر صفر سال گذشته من منبرم که تمام شد از منبر آمدم پایین، دم در یک آدمی آمد به من گفت حاج آقا فکر نکنید ما که پای منبر شما نشستیم شما را قبول داریم، حرف هایتان را، ما بخاطر صله رحم آمدیم وگرنه این حرف هایی که شما می زنید هیچ کدامش درست نیست. گفتم کجایش درست نیست؟ گفت نگاه کنید، چهل سال است نگذاشتید این کشور دست اصلاح طلب ها باشد. یک بار بگذارید، آن وقت ببینید ما چکار می کنیم. همه اش شما بسیجی ها گرفتید، گفتم می شود بگویید که میرحسین موسوی اصلاح طلب بود یا اصول گرا؟ گفت اصلاح طلب. گفتم آقای رفسنجانی اصلاح طلب بود یا اصول گرا؟ گفت اصلاح طلب. گفتم آقای خاتمی اصلاح طلب بود یا اصول گرا؟ گفت اصلاح طلب. گفتم آقای روحانی تفکرش اصلاح طلبی است یا اصول گرا؟ گفت اعتدالی است. گفتم به اصلاح طلب شبیه تر است یا اصول گرا؟ گفت اصلاح طلب، گفتم چهل سال است گند زده اید به کشور، بروید کنار بگذارید خودمان یک کار می کنیم.

یعنی برعکس شده است. بجای اینکه ماها طلبکار باشیم، حالا ما باید جواب بدهیم.

اما نگاه امیدوارانه، حرف ما این بود؛ امید داشته باشیم به این کشور، امیدوار باشیم. ما چهل سال پیش هیچ چیز نداشتیم، بیشترین هزینه ها را دادیم، ما هشت سال دفاع مقدس بیش از هزار گلمان پرپر شد. ما هفده هزار شهید ترور داشتیم، ما در یک روز پانزده وزیر و معاون وزیرمان ترور شد. در یک روز پانزده نماینده مجلسمان ترور شد، ما رئیس جمهورمان ترور شد، ما نخست وزیرمان ترور شد، ما رئیس عالی قضایی مان ترور شد، این همه آدم ترور شد، اما با این وجود کشور پیشرفت های زیادی داشته است.

شما این کتاب «صعود چهل ساله» را مطالعه بفرمایید، یک سال هفتاد تا نخبه حوزه و دانشگاه پای این کتاب صعود چهل ساله بودند. خدا لطف کرد، کتاپ چاپ شد. حالا من یک سال پیش شما نبودم داشتم این کتاب را می نوشتم. این کتاب را بخوانید، نوزده هزار آمار بین المللی را ما آنجا آورده ایم که دارد نشان می دهد که جمهوری اسلامی چه پیشرفت های عجیب و غریبی داشته است. این ها را که نمی گویند.

موقعی که من این پژوهش را به سردار جعفری توضیح دادم، ایشان یک جمله به من گفتند: دیگر لکنت زبان بچه حزب اللهی ها گرفته شد، دیگر راحت می شود از نظام دفاع کرد.

آقای دانشمند دست گذاشت روی شانه من، گفت ستون فقراتم را محکم کردی. آقای نقویان گفت من هماهنگ می کنم این ها را جلوی روحانی هم بگویی، فوق العاده بود. گفتم من اگر بیایم جلوی روحانی این چیزها را دیگر نمی گویم، بدی ها را می گویم. همینطور مسئولان را داریم که در این یک سال چه درباره ی این پژوهش گفته اند. ببینید بزرگواران، جمهوری اسلامی خیلی کار کرده است، نمی گویند اینها.

بزرگواران پیامبران به وعده خدا در سخت ترین لحظات اعتقاد داشتند. حضرت نوح (علیه السلام) در کشتی نجات پیدا کرد، حضرت ابراهیم (علیه السلام) در آتش نجات پید کرد، حضرت عیسی (علیه السلام) موقعی که می خواستند به صلیب بکشند او را، نجات پیدا کرد، حضرت اسماعیل (علیه السلام) از زیر تیغ بران نجات پیدا کرد، حضرت یوسف (علیه السلام) از ته چاه عزیز مصر شد، پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) از داخل غار با تار عنکبوت نجات پیدا کرد، خدای نوح و ابراهیم و موسی و پیامبر اسلام خدای ما هم هست. امید داشته باشیم به وعده های خدا.

خدایی که در صدر اسلام مسلمان ها را پیروز کرد، در جنگ های هشت ساله دفاع مقدس پیروز شدیم، در جنگ سی و سی روزه پیروز شدیم، در جنگ بیست و دو روزه پیروز شدیم. آن خدا خدای ما هم هست. در بحران ها و سختی ها خدا نجات می دهد. آیه‌ی «نصرت الهی» بیشترین تکرار را در بیانات منتشرشده در دوران سی ساله رهبریِ مقام معظم رهبری (مد ظله العالی) داشته است:

«… وَ لَیَنصرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِىُّ عَزِیزٌ» ؛ «… و بى‌تردید خدا هر که او را یارى ‌کند یارى خواهد کرد، همانا خداوند نیرومند و شکست‌ناپذیر است.»

به وعده خدا اعتقاد داشته باشید، رهبری و امام در دوران ما به وعده خدا اعتقاد داشتد، شما پیش بینی های امام و رهبری را نگاه بکنید، همه اش محقق شده است. این به واسطه ایمان به خداوند است.

پیش بینی های محقق شده امام راحل (رحمت الله علیه):

  1. امام راحل (رحمت الله علیه) در سال ۴۲ : سربازان من در گهواره ها هستند!

به گواهي تاريخ خيل عظيم جوانان و نوجوانان نقش بسيار مهمي در به ثمر رسيدن و پيروزي انقلاب اسلامي داشته و چند سال بعد در ۸ سال دفاع مقدس نيز نقشي بي نظير در حراست و پاسداري از انقلاب اسلامي ايفا نمودند، در حالي كه امام عزيز اين مسئله و اين نسل انقلابي را از سال ۴۳ پيش بيني كرده و آمدنشان را انتظار مي كشيدند و اينگونه بود كه وقتی در سال ۱۳۴۲ امام خمینی به سوی تبعیدگاه برده می شدند، یک مامور ساواک از ایشان پرسید : پس یاران شما کجا هستند؟ که امام خمینی (رحمت الله علیه) در جوابش این جمله تاریخی را فرمودند که «یاران من در گهواره های مادرانشان هستند».

  1. پيش بيني در مورد عاقبت رژيم پهلوي و فرار شاه :

نيم قرن پيش و در حالي كه خوش بين ترين افراد هم نمي توانستند در مخيله خود نابودي و فروپاشي حكومت مستبد و فرعوني شاه را تصور كنند ، امام راحل (رحمت الله علیه) با پيش بيني سقوط و نابودي اين رژيم شيطاني حركت بزرگ خويش را آغاز كرد :

«ملت عزيز و پيرو حق امام عليه السلام (امام حسين علیه السلام)، با خون خود، سلسله ابليس پهلوي را در قبرستان تاريخ دفن مي نمايند و پرچم اسلام را در پهنه كشور بلكه كشورها، به اهتزاز درمي آورد».

( صحيفة نور، جلد ۴، صفحة ۹)

در حالي كه برخي از متدينين و روحانيون هم عصر امام با هشدار به او در مورد نادرست بودن حركتش، حكومت شاه را قدرتمند و جاوداني نشان مي دادند ، گذشت زمان و ايثار و جهاد امام عزيز و پيروان راستينش كه منجر به نابودي حكومت طاغوت شد، نشان داد كه اين تحليل و پيش بيني امام راحل (رحمت الله علیه) تا چه اندازه صحيح و قرين به واقعيت بود.

همانگونه كه بيان شد در طي حركت اسلامي امام (رحمت الله علیه) شايد هيچ كس حتي تصور نمي كرد كه بتوان روزي شاه را سرنگون كرد و اين ديو خونخوار روزي مجبور به فرار از كشور شود، خاطره زير به خوبي حال و هواي آن روزها و عجيب بودن پيش بيني امام (رحمت الله علیه) را به خوبي نشان مي دهد:

مرحوم حجت الاسلام سيد محمد كوثري (رحمت الله علیه) -روضه خوان مراسم هاي امام خميني (رحمت الله علیه)- نقل مي كند: يك روز من در منزل آقاي آيت الله فاضل لنكراني، از استادان حوزه علميه قم بودم و يكي از فضلاي مشهد آنجا بودند. ايشان به نقل از يكي از دوستانشان نقل كردند كه در نجف اشرف در خدمت امام بوديم و صحبت از ايران به ميان آمد. من گفتم اين چه فرمايشهايي است كه در مورد بيرون كردن شاه از ايران مي فرماييد؟ يك مستأجر را نمي شود از خانه بيرون كرد، آن وقت شما مي خواهيد شاه را از مملكت بيرون كنيد؟ امام سكوت كردند. من فكر كردم شايد عرض مرا نشنيده اند. سخنم را تكرار كردم.

امام فرمودند: فلاني چه مي گويي؟ مگر حضرت بقيةالله صلوات الله عليه به من (نستجيربالله) خلاف مي فرمايد؟! شاه بايد برود. (فصلنامه انتظار ، ش۱۴، ص۵)

  1. پيش بيني در مورد عاقبت آيت الله منتظری :

امام عزيز در اواخر عمر شريف خود با درايت و تيزبيني بالايي كه داشتند خطر انحراف در شخصيت و اطرافيان منتظري را تشخيص داده و با دست زدن به يك جراحي بزرگ، آينده انقلاب را بيمه كردند. در آخرين نامه اي كه ايشان به منتظري مي نويسند با پيش بيني دو خطر، به وي در مورد آنها هشدار مي دهد:

الف. حضرت امام (رحمت الله علیه) با بيان ساده لوح بودن منتظري وي را از تحريك شدن توسط اطرافيانش برحذر مي دارد: «از آنجا كه ساده‌لوح هستيد و سريعاً تحريك مي‌شويد در هيچ كار سياسي دخالت نكنيد».

شاهد بوديم در سال ۷۶ چگونه اين مسئله به حقيقت پيوست و با تحريك اطرافيان مبني بر تغيير فضا و ايجاد فرصت، منتظري سخنراني موهني را ايراد كرد كه البته با واكنش امت حزب الله روبرو شد.

ب. امام عزيز پيش بيني مي كند كه ايشان در آينده مشغول به نوشتن مطالبي مي شود كه براي آخرت و عاقبت وي مضر است :

شما مشغول به نوشتن چيزهايي مي‌شويد كه آخرتتان را خراب‌ترمی کند.

(http://www.irdc.ir/fa/content/7114/default.aspx)

و شاهد بوديم كه منتظري در اواخر عمر خود با تحريك دستهاي پنهان، كتابهايي را در باب فدك و نقد ولايت فقيه نوشت كه بسياري از زحمات گذشته او را بر باد داد و اين همان پيش بيني امام راحل (رحمت الله علیه) بود كه با بينش الهي خود از سالها قبل چنين واقعيتي را مشاهده كرده و به وي هشدار داده بودند.

  1. پيش بيني در مورد رهبري حضرت آيت الله خامنه ای (مدظله العالی):

امام راحل (رحمت الله علیه) در مناسبتهاي مختلفي نظر خود را در مورد رهبري مقام معظم رهبري (مدظله العالی) بيان داشته اند و از تحقق اين حقيقت در آينده خبر داده اند، ايشان بعد از حادثه مسجد ابوذر در سال ۶۰ ، كه منجر به جراحت شديد مقام معظم رهبري (مدظله العالی) شد ، بيان فرمودند كه: خداوند ذخيره انقلاب را حفظ كرد.

 (http://www.jahannews.com/vdcfcjdyvw6d0ea.igiw.html)

  1. پيش بيني نابودي كمونيسم و سقوط شوروي:

حضرت امام (رحمت الله علیه) دوسال قبل از فروپاشي شوروي سابق و در زماني كه هيچ كس انتظار اين واقعه مهم را نداشت، در نامه اي به گورباچف با پيش بيني سقوط قريب الوقوع اين ابرقدرت، سران شوروي سابق را به راه حق دعوت فرمودند :

«جناب آقاي گورباچف، براي همه روشن است كه صدای خرد شدن استخوان های کمونیسم به گوش می رسد و از اين پس كمونيسم را بايد در موزه‌هاي تاريخ سياسي جهان جستجو كرد». – (نامه تاريخي امام راحل رحمت الله علیه به گورباچف)

هنوز مدت زمان كوتاهي از نامه تاريخي امام راحل (رحمت الله علیه) نگذشته بود كه در ميان بهت و حيرت جهانيان، رژيم شوروي فروپاشيد!

  1. پيش بيني حمله عراق به كويت:

پيشگويي ديگري از حضرت امام (رحمت الله علیه) كه در زمان حياتشان به حقيقت پيوست، حمله عراق به كويت بود. امام (رحمت الله علیه) به سران كويت كه حمايت مالي گسترده اي را از رژيم صدام مي كردند خطاب فرمودند :

«از اينكار بپرهيزيد كه روزي آتش اين فتنه دامن خودتان را مي گيرد… نه تنها صدام از خلق و خوي سبعيت و درندگي ذره اي عدول ننموده است كه متاسفانه با حمايت جهانخواران و با سكوت سازمان ها و مراكز بين المللي به گرگ زخم برداشته اي بدل شده است و مي رود تا شعله هاي آتش و جنگ را در كشورهاي منطقه و خصوصا خليج فارس برانگيزد.

(صحيفه امام موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني جلد۲۰ ص ۳۲۸ و ۳۲۹)

و همانگونه نيز شد … عراق كه از حمله به ايران مايوس شده و خسارت زيادي ديده بود به كويت حمله كرد و اين كشور ثروتمند را در ۲۴ ساعت غارت نمود.

و بدين سان در برابر چشم هاي متحير جهانيان بار ديگر پيش بيني بزرگ ديگري از امام راحل (رحمت الله علیه) به وقوع پيوست تا همگان بدانند كه اين پير روشن ضمير با چه ديد حكيمانه و روشني جهان و تحولاتش را مي بيند.

  1. پيش بيني عاقبت ذلت بار براي سران مزدور:

زماني كه در دوران ۸ سال دفاع مقدس اكثر سران مزدور كشورهاي منطقه به دستور استكبار بر عليه انقلاب متحد شده و خوش خدمتي مي كردند ، امام راحل (رحمت الله علیه)، اين پير روشن ضمير با پيش بيني عاقبت ننگين اين خودفروختگان، آنها را از سقوط بيشتر در دام ابرقدرتها برحذر مي دارد و عاقبت تاسف بار آنها را گوشزد مي كند، اما افسوس كه اين دنياپرستان تشنه قدرت از درك و هشدار اين مرد الهي عاجز بوده و به سرنوشتي شوم دچار شدند.

سرنوشت تاسف بار صدام حسين، حسني نامبارك، علي عبدالله صالح، قذافي و… نمونه اي از اين عبرتهاست، كساني كه بعد از اتمام دوران مصرفشان، همچون دستمالي بي ارزش توسط اربابان خود به دور انداخته شدند.

«ابرقدرت ها آن لحظه اي كه منافعشان اقتضا كند شما و قديمي ترين وفاداران و دوستان خود را قرباني مي كنند و پيش آنان دوستي و دشمني و نوكري و صداقت ارزش و مفهومي ندارد. آنان منافع خود را ملاك قرار داده اند». (صحيفه امام- جلد۲۰، ص ۳۲۸ و ۳۲۹)

  1. پيش بيني حركت مردم مصر و عاقبت حسني مبارك:

حضرت امام (رحمت الله علیه) با شناخت عميق از ملت مصر و پيشنيه تاريخي و عمق دلبستگي اين ملت نجيب به اسلام و روحيه ضداستكباري و ضد استبدادي اين مردم، پيش بيني مي كنند كه اين مردم غيور با حركت شجاعانه خود ، مزدوران استكبار را به زباله دان تاريخ خواهند فرستاد.

ملت مصر به خيابان ها بيايند و اين تفاله هاي آمريكا را بيرون بريزند…!

اين رئيس جمهور تحميلي ثاني [حسني مبارك] كه خيال دارد در مصر مثل آن [انور سادات] حكومت كند، دربست خودش را در اختيار آمريكا گذاشته است، قبل از اينكه به رياست برسد اعلام همبستگي خودش را با اسرائيل و آمريكا كرده است. نديده است كه‌‌ همان طوري كه سلف طالحش به واسطه خشم ملت به جهنم واصل شد، همين عمل را با او هم خواهند كرد. (صحيفه امام، جلد ۱۵، صفحه ۲۸۵)

اينك گذشت زمان نشان داد كه پيش بيني امام راحل (رحمت الله علیه) از تحولات مصر و حركت مردم انقلابي اين كشور تا چه اندازه قرين به واقعيت بوده و آن مرد الهي چگونه از سالها پيش در انتظار حوادث كنوني مصر و حركت قهرمانانه اين ملت بزرگ بودند.

پیش بینی های امام خامنه ای (مد ظله العالی)

۱- پيش بيني مرگ حافظ اسد و تغيير قدرت در سوريه به نفع حزب الله:

نقل قول زير توسط بزرگ سردار جبهه حق، سيدحسن نصرالله كه شرايط سخت زمان بيماري حافظ اسد و نگراني حزب الله را از وقايع آن دوران تشريح مي كند، به خوبي پرده از عمق نگاه الهي امام خامنه اي (مد ظله العالی) و پيش بيني هاي الهي معظم له برمي دارد:

مساله سوریه بود. به خاطر سیستم امنیتی بسیار بسته کسی نمی دانست در داخل سوریه چه می‌گذرد و ما نيز نمی‌دانستیم که بعد از مرگ حافظ اسد چه می‌شود. لذا همیشه نگران بودیم که یک مخالف سر کار بیاید. یک بار که حافظ اسد مریض شد، خدمت آقا رسیدیم و گفتیم برایش دعا کنید، فرمودند دعا می‌کنم. بعد از مدتی خوب شد. گذشت تا این که بار دیگر حافظ مریض شد. دوباره خدمت آقا رسیدیم که دعا کنید، فرمودند: «البته من دعا می کنم ولی ناراحت نباشید. چون کسی که بعد از او می‌آید برای شما خیلی بهتر خواهد بود.»

وزارت خارجه و اطلاعات که هیچ ، CIA هم نمی دانست چه می‌شود. به هر حال حافظ فوت کرد و بشار آمد. و جداً وضع ما بعد از فوت حافظ اسد خیلی بهتر شد. به طوری که اسرائیلی‌ها می گویند، نمی‌دانیم کدام از یک از اینها از دیگری اطاعت می‌کنند؟ صمیمیت ما با سوریه، اکنون به صورتی است که هر زمان بخواهم با بشار دیدار و تبادل نظر می کنم.

  1. پيش بيني عقب نشيني اسرایيل و پيروزي مقاومت در سال ۲۰۰۰:

برگ زرين ديگري از پيش بيني هاي الهي امام خامنه اي (مد ظله العالی) در بيان رهبر اسطوره اي حزب الله لبنان :

 

اواخر سال ۱۹۹۹ انتخابات نخست وزیری در رژیم صهیونیستی برگزار شد و دیدیم که باراک چگونه با شکست دادن نتانیاهو در انتخابات به نخست وزیری این رژیم رسید و تصمیم گرفت در ژوئیه از لبنان عقب نشینی کند. فضای حاکم بر لبنان و سوریه به گونه ای بود که کسی تصور نمی کرد، این گفته باراک حقیقت داشته باشد، بعد از مدتی دیدیم که باراک تلاش کرد، در برابر عقب نشینی از لبنان بر امتیازات یا ضمانت هایی امنیتی از دولت لبنان یا سوریه دست یابد. باور همه ما در این خصوص بر این بود که اگر این ضمانت ها به رژیم صهیونیستی داده نشود، این رژیم از جنوب لبنان عقب نشینی نخواهد کرد و مقاومت باید در اندیشه راهبردهای دیگر باشد، اما در دیداری که با آیت الله خامنه ای داشتیم و دیدگاه های خود را به ایشان عرضه کردیم، ایشان نظر دیگری داشتند و به ما تاکید کردند که پیروزی شما در لبنان بسیار نزدیک است آنقدر نزدیک که خودتان هم تصورش را نمی توانید بکنید. این سخنان آیت الله خامنه ای بر خلاف تمام تحلیل ها و اطلاعات ارائه شده از فضای حاکم بر جنوب لبنان بود و هیچ نشانه ای دال بر عقب نشینی رژیم صهیونیستی یا آمادگی این رژیم برای این عقب نشینی وجود نداشت؛ اما ایشان به برادران حزب الله تاکید کردند که خود را برای موفقیتی بزرگ آماده کنند و بهتر است موضع گیری و سخنرانی ها و اظهار نظرهای سیاسی تان این گونه و آن گونه باشد، پس از آن عقب نشینی رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان روی داد و این برای ما غافلگیر کننده نبود، چون خود را برای چنین عقب نشینی و پیروزی آماده کرده بودیم.

  1. پيش بيني شكست مذاكرات صلح خاورميانه در اوج توافقات بين المللي:

از زمان پيدايش رژيم منحوس صهيونيستي ، همواره استكبار در پی اين نقشه ي شوم بوده است كه با انعقاد پيمان صلح ، خطر مبارزه بر عليه رژيم غاصب را از بين ببرد ، اين نقشه هاي شوم گاها به مرحله تحقق بسيار نزديك شده و همچون كنفرانس مادريد اجماعي جهاني را محقق كرده است اما …

( سيد حسن نصرالله و بيان برگ درخشان ديگري از پيش بيني هاي امام خامنه اي(مد ظله العالی) :

یک روز بعد از جنگ دوم خلیج فارس در کنفرانس مادرید، عرب ها و اسرائیلی ها را جمع کردند برای صلح خاورمیانه که آقا هم یک پیام مهم علیه آن داد. همه رفته بودند، رئیس جمهور سوریه، لبنان و … پشتیبان بین‌المللی هم داشتند، مثل آمریکا و شوروی. صلح به نظر ما و همة صاحب‌نظران قطعی بود. رسیدیم خدمت آقا و گفتیم که ما تنها ماندیم. فرمودند: «درست است که همه دنیا جمع شده‌اند ولی من به شما می‌گویم صلح نخواهد شد و کنفرانس موفق نخواهد بود.» در شرایطی بود که تحلیل‌گران می‌گفتند کار تمام شد. حتی بعضی آقایان در ایران هم این نظر را داشتند. اسحاق رابین و حافظ اسد با واسطه مذاکره می‌کردند و نزدیک به توافق بودند. بعد از حدود یک ماه انتفاضة اول آغاز شد و در کمال ناباوری همگان روند صلح شکست خورد.

  1. پيش بيني افول آمريكا بعد از ۱۱ سپتامبر و گرفتاري در باتلاق عراق:

امپراطوري غرب كه براي ادامه حيات خود چاره اي جز هجوم دگرباره بر خاورميانه و جهان نداشت ، با سناريوي ۱۱ سپتامبر بازي خطرناكي را آغاز كرد و در حالي كه جهان در انفعال و شوك عميقي بود با اتحادي بزرگ لشگركشي عظيمي با رهبري آمريكا به خاورميانه آغاز شد ، اكثريت قريب به اتفاق كارشناسان و تحليل گران ، آغاز دوره اي سياه و تاريك را براي خاورميانه پيش بيني كردند كه در آن با چپاول منابع طبيعي ملتها ، آمريكا مقتدرتر و قدرتمندتر مي شد ، اما امام خامنه اي (مد ظله العالی) نگاه ديگري داشت و سير تحولات را به گونه اي ديگر پيش بيني مي كرد :

سيد حسن نصرالله و نقل پيش بيني ديگري از امام خامنه اي(مد ظله العالی):

آمریکا به گونه ای به خاورميانه لشکر کشید که همه بر این باور بودند که منطقه وارد عصر آمریکایی خود شده است و از این پس، ملتهای منطقه باید شاهد سیطره و حاکمیت آمریکا بر خاورمیانه باشند و خود را برای یکصد یا دویست سال حاکمیت آمریکا در منطقه و جنگ های جدیدش که آن را به جنگ های صلیبی تشبیه کرده بودند، آماده می کردند.

در آن زمان من سفری به ایران داشتم و طی این سفر به دیدار آیت الله خامنه ای رفتم و نظر ایشان را درباره حوادث منطقه ای و ورود آمریکا به آن جویا شدم، در آن زمان اوضاع به قدری بحرانی بود که برخی از مسئولان و مقامات ایرانی نزد آن حضرت می آمدند و با ایشان درباره برقراری رابطه با آمریکا مشورت می کردند و می گفتند، باید به دنبال سازش و آشتی با آمریکا باشیم؛ در حالی که ایشان با توجه به دیدگاه استراتژیک شان این خواسته ها را رد و تاکید می کردند، اوضاع آنگونه که ملاحظه می کنید بر وفق مراد آمریکایی ها نیست؛ نگران نباشید آمریکا هم اکنون به اوج خود رسیده و از هم اکنون به بعد باید در انتظار فرود و افول این کشور و بویژه ناکامی طرح هایش در منطقه باشیم و باید بر این پایه و دیدگاه با موضع گیری ها و سیاست های آمریکا در منطقه برخورد کنید و تعامل داشته باشید.

امام خامنه ای (مد ظله العالی) تاکید کردند که این سخنانشان بر پایه داده های صحیح و درست است و بدانید آمریکا پس از این که نتوانست از منافع خود در منطقه حمایت کند، اقدام به اشغال عراق و افغانستان خواهد کرد و با تمام نیروی نظامی خود به منطقه لشگر کشی خواهد کرد که این دلیل بر ضعف و ناتوانی این کشور است نه اقتدار و توانمندیش و نتیجه گیری های این گونه ای که صورت می گیرد، ناشی از جهل و نادانی ملل منطقه از یک سو و حاکمان آنها از سوی دیگر است.

  1. پيش بيني جنگ ۳۳ روزه توسط امام خامنه اي (مد ظله العالی) و پيروزي مقاومت در آن:

جنگ ۳۳ روزه حزب الله لبنان كه آن را به حق مي توان از معجزات الهي در عصر حاضر به شمار آورد نيز انواري از پيش بيني هاي درخشان امام خامنه اي (مد ظله العالی) در خود دارد ، سخنان دلنشين سيدحسن نصرالله چه زيبا از نگاه ملكوتي ولي امر مسلمين پرده برداي مي كند :

در جنگ تموز (جنگ سي و سه روزه)، تحليلها حاکي از يک جنگ محدود بود. فکر مي کردند چند تا ساختمان را مي زنند، حملات محدودي براي آزادي اسرا انجام مي دهند و تمام مي شود، لکن از روز دوم تهاجم وسيعي را آغاز کردند و تقريبا همه جا را زدند. در اتاق عمليات بوديم و مقابله مي کرديم. وضعيتمان خوب بود، ولي چند نفر از دوستان از نظر روحي و عاطفي ناراحت بودند. آيا اسير گرفتن امل باعث اين تهاجم و جنگ شده است؟ اين سؤال ذهنمان را آزار مي داد و بچه ها را در فشار روحي قرار مي داد. هرچند اين مسئله در اصل اداره جنگ و مقاومت تأثيري نداشت. در اين شرايط حساس بود که پيام الهام بخش آقا، رسيد: «اين حمله از قبل تدارک ديده شده است. مي خواستند در غفلت حزب الله تهاجم وسيع داشته باشند. همه جا را بزنند و بعد حمله زميني بکنند و مسلط بشوند و شروط خود را تحميل کنند. اينهايي که رفتند اسير گرفتند، لطف خدا بود، اين جنگ احزاب است «ستبلغ القلوب الحناجر» اگر به خدا توکل کنند و مقاومت کنند پيروزند به آقاي سيد حسن نصرا… بگوييد پيروزيد و اگر در اين جنگ پيروز شويد قدرتي مي شويد که هيچ قدرتي در مقابلتان نمي ايستد. اين را هم بگوييد که آنها مي خواستند حمله کنند. اسير گرفتيم جنگ را جلو انداختند و آخرين سفارششان هم اين بود که به امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) توسل کنيد.

آقا در جلسه‌اي گفتند كه به احتمال زياد رژيم صهيونيستي در اين تابستان يك عملياتي براي اشغال نظامي قسمتهايي از لبنان و حذف حزب‌الله كليد بزند و شما بايد آمادگي آن را داشته باشيد. اين در حالي بود كه بررسي‌هاي نظامي و اطلاعاتي ما چنين چيزي را نشان نمي‌داد بعد از چند روزي ما دقت خود را افزايش داديم تا اينكه دو افسر صهيونيستي دستگير شدند و بعد از بررسي‌هاي متعدد توطئه آنها كشف شد و رژيم صهيونيستي براي اينكه طرحش زياد لو نرود عمليات خود را جلو كشيد و زودتر از موقع اوليه به لبنان حمله كرد و به اين طریق خيلي از طرح‌هاي نيمه تمام آنها شناسايي و اطلاعات آنها ناقص ماند و ما به پيروزي بزرگي رسيديم.

در سخنرانيها هم گفتيم که دشمن از قبل برنامه ريزي براي حمله داشته و مي خواستند در پاييز حمله کنند و لکن بعد از حادثه اسيرگيري حمله را به تابستان آوردند، وقتي ما اين حرف را زديم، خيلي از تحليلگران سياسي جهان عرب آمدند آن را تأييد کردند. آقاي حسين هيکل در حمايت از اين حرف مصاحبه کرد و گفت من هم اطلاع داشتم و در تحليل به آن رسيده بودم. روزنامه هاي معروف جهان عرب هم اين تحليل را واقع بينانه معرفي کردند. از سياسيون لبنان افرادي مثل ميشل عون هم آن را تأييد کردند. اما يک چيز براي خود من سؤال بود که آقا، اين حرف را از کجا مي دانسته و با چه دليلي گفته است؟ بعد از جنگ، از طريق يکي از دوستان آن را از آقا پرسيدم. آيت الله خامنه اي (مد ظله العالی) فرموده بودند اطلاعات خاصي در اين باره نداشتم. به ذهنم خطور کرد.

در این شرایط یکی از دوستان پیامی شفاهی از آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) برای من آورد که ایشان در آن گفته بودند، جنگ شما با رژیم صهیونیستی بی شباهت به جنگ احزاب نیست که طی آن تمام قبایل علیه پیامبر (صل الله علیه و آله) به جنگ برخاسته بودند اما سرانجامشان ناکامی و شکست بود، شما نیز بر خدا توکل کنید و بدانید بی شک شما پیروز این میدان خواهید بود و پس از این پیروزی بزرگی و قدرت بسیار خواهید یافت و هیچ کس در آن زمان باور نمی کرد، این گفته آیت الله خامنه ای (مد ظله العالی) به حقیقت بپیوندد، اما دیدیم که چگونه حزب الله در این جنگ پیروز شد.

  1. پيش بيني گسترش بيداري ملتهاي خاورميانه به قلب اروپا:

در حالي كه چند ماهي از آغاز بيداري اسلامي در خاورميانه نمي گذشت و كشورهاي استكباري تمام تلاش خود را بر انحراف اين انقلابها و آغاز دوره سلطه تاريك درگيري به كار بسته و رايزنيهاي ديپلماتيك و غيردپلماتيك بسياري در حال انجام بود، ولي امر مسلمين در ارديبهشت سال جاري پيش بيني كردند كه اين بيداري اسلامي تا قلب اروپا پيش خواهد رفت، معظم له اين بشارت بزرگ را حتمي و قطعي عنوان فرمودند :

«من به شما عرض بکنم؛ فقط این نیست که در کشورهاى شمال آفریقا و منطقه‌ى غرب آسیا که امروز ما در آنجا قرار داریم، حرکات بیدارى‌اى به وجود آمده باشد؛ این حرکت بیدارى تا قلب اروپا خواهد رفت . آن روزى پیش خواهد آمد که همین ملتهاى اروپائى علیه سیاستمداران و زمامداران و قدرتمندانى که آنها را یکسره تسلیم سیاستهاى فرهنگى و اقتصادى آمریکا و صهیونیسم کردند، قیام خواهند کرد. این بیدارى، حتمى است. حرکت ملت ایران، امتداد و عمقش اینهاست؛ حرکت عظیمى است».

این پیشبینی تا به آنجا محقق شد که تحلیلگران پیش بینی می کنند تا ۲۰ سال آینده بزرگترین دین دنیا اسلام باشد.

اکنون تمام تحلیلگران گفته اند که تا پانزده سال آینده دین اغلب دنیا اسلام خواهد شد، به حدی که رئیس جمهور فرانسه و نخست وزیر انگلیس مجبورا مسلمان باید انتخاب شوند. نشانه هایش را هم دیدید، شعله هایی از این اشتیاق را می توان در نامگذاری فرزندان پسر در انگلیس مشاهده کرد که سالهاست محبوبترین نام پسر محمد است.

اسلام به زودی زود دنیا را فرا خواهد گرفت، این امید است به وعده ی خدا. خدا ثابت کرده است که وعده می دهد در وعده اش تخلف نمی شود. امید داشته باشیم، روز به روز وضعیت بهتر خواهد شد. اگر چه سختی هایی داشته ایم، همین طور که در جنگ نظامی داشتیم. در جنگ امنیتی پیروز شدیم، در جنگ منطقه ای پیروز شدیم، مطمئن باشید در جنگ اقتصادی و فرهنگی هم پیروز می شویم. سختی هایی دارد اما روز های روشن نزدیک است ان شاالله.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*