تفسیر زیارت عاشورا – «و علی اصحاب الحسین» – بخش چهارم – جلسه چهل و ششم

تفسیر زیارت عاشورا – «و علی اصحاب الحسین» – بخش چهارم – جلسه چهل و ششم

             دسته مناسبتي : محرم و صفر   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   / 

             دسته زماني : سال 1398   / 

تفسیر زیارت عاشورا - «و علی اصحاب الحسین» - بخش چهارم - جلسه چهل و ششم - سعداء – پایگاه نشر آثار حجت الاسلام راجی

فايل صوتي : دانلود صوت

تفسیر زیارت عاشورا – «و علی اصحاب الحسین» – بخش چهارم – جلسه چهل و ششم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

بحثمان در ادامه ی شرحی بر زیارت شریف عاشورا بود. در مورد یاران اباعبدالله صحبت می کردیم. السلام علیک یا اباعبدالله و علی الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی الیل و النهار و لاجعله الله آخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین

 

بعد از اینکه علی بن الحسین و اولاد امام حسین (علیهم السلام) عرض شد، نوبت به اصحاب باوفای امام حسین علیه السلام رسید. بنده اصحاب امام حسین را تقسیم کردم که در چه نبردهایی به شهادت رسیدند. وقتی در رابطه با سُفَراء صحبت کردیم عرض شد که از اینجا به بعد، شهدا در کربلا شهید شدند.

شهدایی که در کربلا شهید شدند را می گفتیم، گفتیم صبح عاشورا در همان تیرباران اولی که انجام شد یک تعدادی از یاران اباعبدالله به شهادت رسیدند. تا الان ۸ مورد را عرض کردم. سعی می کنم سریع تر بگویم چون فقط می خواهیم یک کلیتی در رابطه با یاران اباعبدالله بدانیم که آنها چطور انسان هایی بودند. انسان های کوچکی نبودند، بلکه انسان های بزرگواری بوده اند که به شهادت رسیدند. خصوصا به انتها که می رسیم این خصوصیت ها خیلی پررنگ تر می شود. مثلا افرادی که در نبرد تن به تن به شهادت رسیدند که افراد خیلی ویژه ای بودند.

 

نهمین مورد یزید بن ثبیط عبدی بصری؛ از شیعیان و اصحاب ابوالاسود دوئلی بود. از یاران حضرت علی علیه السلام و مرد بسیار شریفی بود. در بین اقوامش هم به شجاعت معروف بود. ماریه دختر منقذ عبدی کسی بود که خودش شیعه بود و برای احیاء شیعه بَلخ و امثال اینها کار قرآنی انجام می­داد. خانه ی او محل تجمع شیعیان در بصره بود که در آنجا احادیث پیامبر گفته می شد.

موقعی که زیاد، خواست به سمت کوفه برود، یزید بن ثبیط در خانه ی ماریه جلسه ای گذاشت و اعلام کرد این طور که مشخص است و عبیدالله بن زیاد در حال رفتن به کوفه است. ظاهرا کار حسین بن علی گره خواهد خورد. کسانی که نشسته بودند گفتند چه کنیم؟ گفت نظر من این است که پیش خود امام حسین علیه السلام برویم و تکلیف را از ایشان بگیریم.

خودش به همراه چند نفر که در آن خانه بودند و با هم بیعت کردند، به سمت کوفه راه افتادند. در میانه ی راه به امام حسین علیه السلام رسیدند و جریان هایی که اتفاق افتاد؛ حر بن یزید ریاحی جلوی سپاه امام حسین را گرفت، به سمت کربلا آمدند تا نبرد ابتدایی صبح؛ یکی از افرادی که در آن نبرد ابتدایی صبح به شهادت رسید «یزید بن ثبیط عبدی» بود.

ایشان ۱۰ تا پسر داشت. موقعی که می خواست به سمت امام حرکت کند، به بچه هایش گفت: من به شما کاری ندارم، من قصد دارم بروم. هر کدام که می خواهید با من بیایید. اموال من مال خودتان، و هر کدام هم که می خواهید بمانید من به شما کاری ندارم. دو تا از پسرانش به نام های عبدالله و عبیدالله قبول کردند که با پدر بیایند و در رکاب امام حسین علیه السلام باشند. در آن نبرد ابتدایی ایشان به شهادت رسید و در زیارت ناحیه مقدسه هم امام زمان(عج) به ایشان سلام می کند: السلام علی زید (یا یزید) بن ثبیط ازدی

 

دهمین شخص، عامر بن مسلم عبدی بصری هست؛ ایشان هم از شیعیان بصره بود که به همراه غلامش سالم [یازدهمین شخص] و نیز به همراه همین یزید بن ثبیط عبدی به سمت امام آمدند. در رابطه با اینکه ایشان چه شخصیتی بوده اند در کتب رجال چیزی پیدا نشد. بالاخره ایشان هم از انسان های برگزیده ی بصره بود، ولی بالاخره به اندازه یزید بن ثبیط معروف نبود. ایشان به همراه غلامش سالم، هر دو به شهادت می رسند. در زیارت شهدا هم به هر دو بزرگوار سلام داده شده :

السلام علی عامربن مسلم و السلام علی سالم مولی عامر بن مسلم.

 

دوازدهمین شخص سیف بن مالک عبدی بصری هست. او هم از شیعیان بصره بود. ایشان نیز همراه یزید بن ثبیط در خانه ی ماریه با هم قرار گذاشتند، با هم آمدند و ایشان هم در کربلا به شهادت رسید و در زیارت شهدا به ایشان هم سلام داده شده:

السلام علی سیف بن مالک

 

شخصیت بعدی حباب بن عامر بن کعب بن تیمی هست. او اهل کوفه بود. در ابتدا با مسلم بیعت کرد، بعد که دید کار بر مسلم سخت شده از کوفه بیرون آمد که به امام حسین علیه السلام ملحق شود، در میانه ی راه به امام ملحق شد و در کربلا شهید شد.

 

شخصیت بعدی نعمان بن عمرو راسبی هست. او اهل کوفه بود و از یاران امام علی علیه السلام، اما در لشکر عمربن سعد بود. ایشان با لشکر عمر بن سعد از کوفه به کربلا آمد. وقتى دید امام حسین علیه السلام صحبت کردند و عمرسعد شروط امام حسین را نپذیرفت، شب عاشورا – شبانه – به امام حسین علیه السلام ملحق شد و صبح عاشورا در همان ابتدا کار به شهادت رسید. شروط امام، خیلی شروط روشنی بود. شروط امام این بود: “فرمودند شما می گویید ما به سمت کوفه نرویم، پس به ما کاری نداشته باشید و بگذارید ما به سمت دیگری برویم. او گفت: نه، شما باید بیعت کنید. امام فرمودند من با یزید بیعت نمی کنم. آنها گفتند دستور داده شده یا از شما بیعت بگیریم یا سرتان را ببریم. امام فرمودند هیهات من الذله. هیهات که من زیر بار ذلت بروم.”

 

آن افرادی که از کربلا درس مذاکره گرفتند، از اینجا می خواستند درس مذاکره بگیرند! ولی خب هیچ جور درس مذاکره گرفته نمی شود! تا حالا در تاریخ، کسی از کربلا درس مذاکره نگرفته بود! چون امام حسین به اندازه سر سوزنی از موضع خودشان پایین نیامدند. امام فرمودند: کوفیان من را دعوت کردند تا به سمت کوفه بیایم، خب حالا زیر عهدشان زده اند. من به سمت دیگری می روم و با یزید بیعت نخواهم کرد. به هرحال نعمان بن عمرو راسبی در رکاب امام آمد و به شهادت رسید.

 

برادر ایشان هم همینطور بود. حلاس بن عمرو ازدی راسبی برادر نعمان بود. او هم از یاران امام علی علیه السلام بود. ببینید تبلیغات معاویه و یزید به چه حد رسیده بود که یاران حضرت علی علیه السلام می خواستند مقابل امام حسین علیه السلام بایستند! ایشان از مأموران ویژه ی حضرت علی علیه السلام هم بود. ظاهراً یکی از مأمورین اصلی انتظامی حضرت علی علیه السلام در کوفه بود؛ یعنی آنهایی که امنیت داخلی کوفه را برقرار می کردند، یکی از مسئولینش همین حلاس بن عمرو راسبی بود. او هم با لشکر عمرسعد سعد بود و شب عاشورا به همراه برادرش به امام حسین ملحق شد. این بزرگواران زودتر از حرّ به امام حسین ملحق شدند.

شخصیت شانزدهم عمار بن ابی سلامه دالانی هست که از اهالی همدان بود. او سن زیادی داشت، پیامبر را درک کرده بود. در هر سه جنگ حضرت علی علیه السلام هم شرکت کرده بود و در کربلا هم در همان ابتدا به شهادت رسید. در زیارت شهدا به ایشان هم سلام داده می شود: السلام علی عمار بن ابی سلامه همدانی

 

هفدهمین مورد جابر بن حجاج، غلام عامر هست. ایشان هم مرد شجاع و رزم آوری بود که در کربلا به شهادت رسید.

 

این هفده موردی بود که عرض کردم. چند نفر دیگر هم هستند از یاران اباعبدالله که در همان نبرد ابتدایی تیرباران شدند. ان شالله که خدا همه ی آنها را با امام حسین علیه محشور کند.

 

از خدا می خواهیم ظهور آقا امام زمان موجل بگرداند. قلب نازنین بقیه الله را از همه ما راضی و خشنود بگرداند. شهدای عزیزمان، امام شهدا را با اولیاء پاکشان محشور بگرداند. خدمتگزاران به نظام در راس شان مقام معظم رهبری مؤید و مظفر و منصور بگرداند. عاقبت همه ی ما را ختم به خیر و ختم به شهادت قرار بدهد.

سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَ سَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلينَ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمين‏

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*