تفسیر زیارت عاشورا – «و اتقرب الی الله ثم الیکم بموالاتکم و موالاه ولیکم و بالبرائه من اعدائکم و الناصبین لکم الحرب و بالبرائه من اشیاعهم و اتباعهم» – بخش دوم – جلسه سی و یکم

تفسیر زیارت عاشورا – «و اتقرب الی الله ثم الیکم بموالاتکم و موالاه ولیکم و بالبرائه من اعدائکم و الناصبین لکم الحرب و بالبرائه من اشیاعهم و اتباعهم» – بخش دوم – جلسه سی و یکم

             دسته مناسبتي : محرم و صفر   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   / 

             دسته زماني : 1398   / 

تفسیر زیارت عاشورا - «و اتقرب الی الله ثم الیکم بموالاتکم و موالاه ولیکم و بالبرائه من اعدائکم و الناصبین لکم الحرب و بالبرائه من اشیاعهم و اتباعهم» - بخش دوم - جلسه سی و یکم - سعداء – پایگاه نشر آثار حجت الاسلام راجی

فايل صوتي : دانلود صوت

تفسیر زیارت عاشورا – «و اتقرب الی الله ثم الیکم بموالاتکم و موالاه ولیکم و بالبرائه من اعدائکم و الناصبین لکم الحرب و بالبرائه من اشیاعهم و اتباعهم» – بخش دوم – جلسه سی و یکم

بسم الله الرحمن الرحیم

در جلسه قبل در مورد این فراز بحث کردیم که قسمت دوم آن را در این جلسه تفسیر خواهیم کرد.

«و اتقرب الی الله ثم الیکم بموالاتکم و موالاه ولیکم

و بالبرائه من اعدائکم و الناصبین لکم الحرب و بالبرائه من اشیاعهم و اتباعهم»

فراز اول، تولی (ولایت) بود؛ یعنی دوستی با دوستان خدا بود، فراز دوم، تبری (برائت) بود؛ یعنی دشمنی با دشمنان خدا. در اینجا می گوییم «و اتقرب الی الله» خدایا ما به سوی تو تقرب می جوییم، «ثم الیکم بموالاتکم» به شما به واسطه دوستانتان، « و موالاه ولیکم» و دوستی دوستان شما، « و بالبرائه من اعدائکم» و برائت می جوییم از دشمنان شما، « و الناصبین لکم والحرب» و کسانی که با اهل بیت و اباعبدالله(علیه السلام) جنگیدند، « و بالبرائه من اشیاعهم و اتباعهم» و بیزاریم از یارانشان و پیروانشان.

 

تولّی و تبّری

شیعه ای که تولی و تبری نداشته باشد شیعه نیست! اصول زندگی این است که دوستان و دشمنان را مشخص کنیم، و بر دوستان درود بفرستیم و بر دشمنان لعن بفرستیم. حدیث داریم حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: دوستان تو سه کس هستند: اول دوست تو، دوم دوست دوست تو و سوم دشمن دشمن تو. و دشمنان تو نیز سه کس می باشند: اول دشمن تو، دوم دوست دشمن تو و سوم دشمن دوست تو.

در روایتی از پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه وآله) نقل شده است که ایشان به حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: یاعلی! قسم به خدا که مرا به نبوت فرستاده و مرا بر تمام خلق برگزیده، جبرئیل به من خبر داده، اگر بنده ای هزار سال عبادت پروردگار کند و ولایت تو و ائمه از فرزندانت را نداشته باشد و برائت از دشمنان شما را دارا نباشد خداوند عملش را قبول نمی کند خواه ایمان آورد و خواه کافر باشد.

اهمیت تولی و تبری در اینجاست، ممکن است نماز بخوانیم، روزه بگیریم، اهل خمس و زکات هم باشیم، اما آیا اهل تولی و تبری هستیم؟ آیا دوستان خدا را دوست داریم؟ آیا دشمنان خدا را دشمن داریم؟

 

روایتی در کتاب صحیفه سجادیه – بدین مضمون – نقل شده که: در گفتگوی حضرت موسی با خداوند، خداوند می فرماید: موسی به چه دلخوشی که اگر در برابر من آمدی آن را با خود بیاوری؟ حضرت موسی عرض می کند: خدایا من نماز خواندم. خداوند می فرماید: نماز را که برای خودت خواندی. خدایا روزه گرفتم، خداوند فرمود: روزه هم که سپری در برابر آتش بود. گفت: خدایا کار نیک انجام دادم. خداوند فرمود: در برابر کارهای نیک، بهشت را به تو دادیم. برای من چه کردی؟ حضرت موسی عرضه داشت: خدایا تو به من بگو چه کاری باید انجام دهم که برای تو باشد؟ خداوند فرمود: موسی آیا دوستی از دوستان من را به خاطر من اکرام کردی؟ آیا دشمنی از دشمنان من را به خاطر من دور کردی؟ این کارها برای من است.

 

ثواب ذکر تولی بالاتر است یا تبری؟

یک خانم علویه ای دو تا پیراهن و ژاکت برای امام صادق(علیه السلام) می بافد. نزد امام(علیه السلام) می آید و می گوید من این دو ژاکت را بافتم و می خواهم یک از آن ها را تقدیم شما کنم. ژاکت اولی را که می بافتم، به ازای هر دانه ای که بافتم یک درود بر شما و اهل بیت شما گفتم، برای دومی به ازای هر دانه که می بافتم بر دشمنان شما لعنت می فرستادم. هر کدام که شما فکر می کنید بهتر است را بردارید. امام(علیه السلام) ژاکت دوم را برداشتند. (کتاب شریف مصباح الهدی)

بنابراین اگر که صلوات می فرستیم، قسمت دوم آن را هم بگوییم؛ اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و لعن اعدائهم اجمعین.

 

داستانی از کتاب روزنه هایی از عالم غیب

شخص موثقی تعریف می کرد: یکی از رفقای من خیلی انسان خوب و وارسته ای بود، سال ۶۶ به مکه رفتیم. در جریان برائت از مشرکین که آل سعود خبیث، به فتوای مفتی های وهابی شان دستور دادند کسانی که برائت از مشرکین دارند را به تیر ببندید. دوست من از ناحیه سر به شدت مجروح شد در حد مرگ! تعریف می کرد و  می گفت: زمانی که به زمین افتادم یک لحظه به ذهنم خطور کرد گفتم یا حجه ابن الحسن ما هر سال به حج می آییم که شما را در عرفات ببینیم حالا که افتادیم دیگر عرفاتی هم در کار نیست، شما را هم که ندیدیم… می گوید دیدم سید بزرگواری آمد جلو و من را از زیر دست و پا کشید  بیرون و دستی بر سرم کشید و فرمود: کسانی که در تظاهرات شرکت می کنند مورد توجه ما هستند و کسانی که مجروح می شوند پیش ما جایزه دارند. بعد دستم را گرفت چند قدمی حرکت کردیم یک دفعه دیدم داخل بیمارستان هستم. به من فرمود: برو خودت را نشان بده. می گوید من پیش پزشکان رفتم من را دیدند و گفتند تو چیزیت نشده، هیچ مشکلی نیست. هیچ اثری نبود! در صورتی که تمام سر، صورت و لباس هایم پر از خون بود.

 

بله، یعنی شما گمان کردید کسانی که در راهپیمایی ۲۲ شرکت می کنند مورد تایید حجة بن الحسن نیستند؟! آنهایی که فقط دعای ندبه می خوانند و یابن الحسنی هم می گویند و بعد سفره های میلیونی پهن می کنند و کاری هم به سیاست ندارند اینها مورد تایید امام زمان می شن؟!  آیه قرآن است که: هر کاری که شما انجام دهید که باعث خشم دشمن شود برای شما ثواب نوشته می شود. (سوره توبه) دعای ندبه ای که هیچی سیاست نداشته باشد کجا دشمن ناراحت می شود؟! دشمن دعای ندبه ی زرکوب هم چاپ می کند و برای ما می فرستد! مسجدی که تولی و تبری نباشد که آنجا ترامپ هم میاد نماز می خواند! آیه قرآن می گوید کار دسته جمعی ای انجام دهید که دشمن را ناخوش کند.

 

جهاد کبیر این است که انسان کاری انجام دهد که دشمن به خشم آید. اصل تبری این است که کاری کنیم که دشمن خدا و اهل بیت(علیهم السلام) به خشم آید. این ها ارزشمند است.

 

دو نکته مهم!

۱- لعن دشمنان اهل بیت بسیار خوب است اما لعن باید لعن مخفی باشد. لعن آشکارا معنی ندارد.

بله، یک زمانی لعن آشکارا باعث تقویت شیعه می شود مثلا مرگ بر آمریکا می گویی، اما گاهی لعن مخفی باعث تقویت شیعه می شود. ما به دنبال این هستیم که کجا قلب حضرت زهرا (سلام الله علیها) خوشحال شود؟ مهم نیست که قلب ما خوشحال بشود یا نه؛ خب وقتی که ما می دانیم اگر علنی به مقدسات اهل سنت توهین کنیم باعث می شود که کسی شیعه نشود! بنابراین در این صورت لعن علنی معنی ندارد. شیعه با محور عقل پیش می رود، نه با محور احساس!

۲- ملاک چیست؟ باید ببینیم دشمن چگونه و از چه چیزی ناراحت می شود؟ باور بفرمایید دشمن برای نماز خالی ما ناراحت و خشمگین نمی شود، ما اگر تکبیر بعد از نماز را نداشت باشیم دشمن به خشم نمی آید.

در زمان حکومت عثمانی سفیر بریتانیا به ممالک عثمانی آمد، دید از بالای مناره دارند اذان می گویند. به مترجم خود گفت این ها چه می گویند؟ گفت: اذان می گویند. سفیر گفت: آیا این برای حکومت ما ضرری دارد؟ مترجم گفت: نه. او هم گفت: پس بگذار بگویند.

 

فرق نماز ما با نماز آل سعود

نمازی که ما می خوانیم دشمنی ما را با آمریکا بیشتر می کند اما  نمازی که آن ها می خوانند پول نفتشان را می گذارد در جیب آمریکا! خب این نماز حتما مورد تایید آمریکا می باشد. پس دینداری فردی، به تنهایی کافی نیست؛ دینداری اجتماعی نیز لازم است. وقتی که ما یک دهه محرم پای منبر می نشینیم دشمنی ما با آمریکا بیشتر شده است یا نه؟

 

دشمن امروزت را بشناس

در حکمت ۶۱ نقل شده که شخصی در دورانی که حضرت علی(علیه السلام) خلیفه شدند، نزد ایشان آمد و گفت: چه شد که حق شما را غصب کردند؟ چه شد که حضرت زهرا (سلام الله علیها) را به شهادت رساندند؟ [جا داشت حضرت برود بر بالای منبر و شروع کند شرح سالها غصب را بازگو کردن، قدرت الآن دست او بود، اما] حضرت فرمودند: تو شخصی هستی که موقعیت زمانت را تشخیص نمی دهی، تو انسان پریشان گویی هستی. بگذار در رابطه با معاویه برایت صحبت کنم. الآن هم همینطوری است، بگذار در رابطه با آمریکا برایت صحبت کنم، بگذار در رابطه با اسرائیل برایت صحبت کنم، بگذار در رابطه با انگلیس برایت صحبت کنم…

 

شیعه در تمام دوران تولی و تبری را داشته است و علمای شیعه همیشه در خط مقدم هستند و همیشه این دو اصل را داشتند: اشداء علی الکفار رحماء بینهم. هر دورانی شکل دشمن، یک جور است. زمانی قابیل است زمانی فرعون، یک دورانی نمرود است، دورانی دیگر ابوسفیان و … یک دورانی یزید است، دورانی معاویه، دورانی قاجار است، دورانی پهلوی… در هر دورانی انسان دشمن خود را تشخیص می دهد. اگر بخواهیم شیعه را در زمان ۱۴۰۰ سال پیش نگه داریم و دشمنان را نیز در ۱۴۰۰ سال پیش نگه داریم، این فاجعه برانگیز است! امام زمان(علیه السلامجل الله فرجه الشریف) که تشریف بیاورند چه کسی می خواهد با امام زمان بجنگد؟! یزید می خواهد از قبر بیرون بیاید و بجنگد یا آمریکا می خواهد بجنگد؟! اسرائیل می خواهد بجنگد؟! لعن بر دشمنانِ قبلی سر جای خود بماند، اما دشمنان فعلی را باید بشناسیم.

 

چگونه علما در مقابل شمر زمان خود می ایستادند؟

روزی ناصر الدین شاه یا یکی از پادشاهان قاجار به میرزای قمی گفت: اگر صلاح می دانید من می خواهم دخترم را به عقد پسر شما در بیاورم. میرزای قمی هر چه بهانه می آورد پادشاه قبول نمی کند. میرزای قمی به خانه می آید و دستش را بلند می کند و می گوید خدایا! یا این ازدواج صورت نگیرد یا اگر قرار است این ازدواج صورت بگیرد پسرم بمیرد! من نمی توانم تحمل کنم که پسرم دامادِ حاکم ظالم باشد. چند روز بعد پسرش می افتد در حوض می میرد. آیا کسی باورش می شود علما گاهی به خاطر صلاح و مصلحتی اینگونه با دشمن مبارزه و مقابله کرده اند؟! مشکل امروز دشمن با تشیع در همین قسمت است، که تشیع زیر بار حرف زور نمی رود.

دشمن از شیعه و تفکر شیعه می ترسد، زیرا می داند که تفکر شیعه سازشکار نیست و تن به ذلت نمی دهد؛ خاک می خورد اما خاک نمی دهد! شیعه با دشمن خدا سر یک میز نمی نشیند.

این بخش نیز، تفسیر فرازِ برائت بود.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*