تفسیر زیارت عاشورا – «وَلَعَنَ اللهُ اُمَّهً قَتَلَتکُم وَلَعَنَ اللهُ المُمَهِّدینَ لَهُم بِالتَّمکینِ مِن قِتالِکُم بَرِئتُ اِلَی الله وَ اِلَیکُم مِنهُم وَ مِن اَشیاعِهِم وَ اَتباعِهِم وَ اَولِیائِهِم» – جلسه سیزدهم

تفسیر زیارت عاشورا – «وَلَعَنَ اللهُ اُمَّهً قَتَلَتکُم وَلَعَنَ اللهُ المُمَهِّدینَ لَهُم بِالتَّمکینِ مِن قِتالِکُم بَرِئتُ اِلَی الله وَ اِلَیکُم مِنهُم وَ مِن اَشیاعِهِم وَ اَتباعِهِم وَ اَولِیائِهِم» – جلسه سیزدهم

             دسته مناسبتي : محرم و صفر   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   / 

             دسته زماني : سال 1398   / 

تفسیر زیارت عاشورا - «وَلَعَنَ اللهُ اُمَّهً قَتَلَتکُم وَلَعَنَ اللهُ المُمَهِّدینَ لَهُم بِالتَّمکینِ مِن قِتالِکُم بَرِئتُ اِلَی الله وَ اِلَیکُم مِنهُم وَ مِن اَشیاعِهِم وَ اَتباعِهِم وَ اَولِیائِهِم» - جلسه سیزدهم - سعداء – پایگاه نشر آثار حجت الاسلام راجی

فايل صوتي : دانلود صوت

تفسیر زیارت عاشورا – «وَلَعَنَ اللهُ اُمَّهً قَتَلَتکُم وَلَعَنَ اللهُ المُمَهِّدینَ لَهُم بِالتَّمکینِ مِن قِتالِکُم بَرِئتُ اِلَی الله وَ اِلَیکُم مِنهُم وَ مِن اَشیاعِهِم وَ اَتباعِهِم وَ اَولِیائِهِم» – جلسه سیزدهم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تفسیر زیارت عاشورا فراز «وَلَعَنَ اللهُ اُمَّهً قَتَلَتکُم وَلَعَنَ اللهُ المُمَهِّدینَ لَهُم بِالتَّمکینِ مِن قِتالِکُم بَرِئتُ اِلَی الله وَ اِلَیکُم مِنهُم وَ مِن اَشیاعِهِم وَ اَتباعِهِم وَ اَولِیائِهِم»

بحث در ادامه شرحی بر زیارت عاشورا بود.

رسیدیم به فراز « وَلَعَنَ اللهُ اُمَّهً قَتَلَتکُم وَلَعَنَ اللهُ المُمَهِّدینَ لَهُم بِالتَّمکینِ مِن قِتالِکُم بَرِئتُ اِلَی الله وَ اِلَیکُم مِنهُم وَ مِن اَشیاعِهِم وَ اَتباعِهِم وَ اَولِیائِهِم» در این فراز می­گوییم «ولعن الله امه قتلتکم» خدا لعنت کند گروهی که شما را کشتند.  

سلسله مراتب را دقت فرمودید؟

هم در سلام ها و هم در لعن ها. در سلام ها ابتدا سلام می کنیم به اباعبدالله(علیه السلام) به عنوان بنده خدا و بعد به عنوان پسر رسول خدا(صلی الله علیه وآله) بعد به عنوان پسر امیرالمومنین(علیه السلام) و بعد به عنوان پسر حضرت زهرا(سلام الله علیها)، بعد به خود امام حسین(علیه السلام) این سلسله از خدا به امام حسین می رسد.

در لعن ها هم همینطور ابتدا می گوییم «فلعن الله امه اسست اساس الظلم و الجور» لعنت بر کسانی که پایه ظلم را گذاشتند. یعنی ما الان به قاتلین شما کار نداریم به کسانی کار داریم که پایه قتل شما را گذاشتند. پایه قتل شما روز عاشورا یا در کوفه و یا توسط یزید گذاشته نشد؛ پایه قتل شما از قبل از عاشورا اتفاق افتاده بود!

 

بعد از آن می گوییم «ولعن الله امه دفعتکم عن مقامکم و ازالتکم عن مراتبکم التی رتبکم الله فیها» کسانی که شما را از جایگاه خودتان پایین آوردند، و بعد از آن می گوییم «ولعن الله امه قتلتکم» خدا لعنت کند کسانی که شما را کشتند [درباره قاتلین امام حسین در آینده ان شالله مفصلا بحث خواهیم کرد.]

و همچنین «ولعن الله الممهدین بالتمکین من قتالکم» و خدا لعنت کند کسانی را که برای قتل شما اسباب فراهم کردند؛ خودشان شما را نکشتند اما اسب ها را لجام زدند. کسانی که اسب به قاتلین شما دادند، کسانی که شمشیرهای آنها را تیز کردند، کسانی که برای آنها نیزه ساختند، خدا همه آنها را لعنت کند. کسی که توی جنگ می آید افرادی یا سیاه لشگر بودند یا کمک کار این شخص بودند.

یعنی فرض بفرمایید به زمان امروز بخواهیم صحبت کنیم. ما رفتیم زیر پرچم شخصی سینه زدیم. به شخصی که میدانستیم خائن است رای بدهیم. هر فسادی که انجام دهد ما هم دخیل هستیم و یا کسانی که رای نمی دهند اگر کسی رای بیاورد که اصلح نباشد نیز همینطور، خدا روز قیامت می گوید یکی از علت های این همه فساد رای تو، یا رای ندادن تو به فرد اصلح بود! خیلی ها گفتند ما با امام حسین نیستیم اما با آن طرف هم نیستیم، در زیارت عاشورا آنها را داریم لعن می کنیم. کسی که متن و پیامی در فضاهای مجازی می گذارد، ما آن را لایک کردیم [لاک نه که به ناخن می زنند، لایک و تایید کردن آن مطلب را می گویم] بابت هر کاری باید آن دنیا پاسخگو باشیم، خوب باشد ثواب می بریم، درست نباشد عقوبت خواهیم شد. باید دقت کنیم که کوچکترین کار ما که تایید دشمن باشد حتی یک جمله، آخرت باید جوابگو باشیم.

 

داستان:

شخصی از یاران امام کاظم(علیه السلام) آمدند پیش امام(علیه السلام)، حضرت راه ندادند. اصرار کرد و آمد پیش امام و گفت: آقا من از شیعیان شما هستم، هر وقت شما امر کردید در رکاب شما بودم. چه خطایی از ما سر زده؟ حضرت فرمودند: شما در گروه دشمنان ما هستید. گفت پناه بر خدا مگر چه کاری انجام دادم؟ فرمودند: شترهایت کجا هستند؟ گفت: آقا هارون الرشید میخواست به مکه برود شتر لازم داشت. آنها را از من کرایه کرد. حضرت فرمودند: چرا شتر ها را به دشمن ما کرایه دادی؟ گفت: آقا کرایه دادم برای رفتن به حج. فرمودند: آیا دوست داری هارون الرشید سالم برگردد و کرایه ات را بدهد؟ گفت: بله، امام فرمودند: همین که دوست داری دشمن ما سالم برگردد از گروه دشمنان ما محسوب می شوی.

 

«ولعن الله الممهدین بالتمکین من قتالکم» در این فراز لعنت می کنیم کسانی را که به هر طریقی کمک کردند به قاتلان امام حسین(علیه السلام) حتی کسی که باری را از روی زمین بردارد و روی اسبی گذاشت که صاحبش قاتل امام حسین(علیه السلام) بود. «برئت الی الله» ما از همه آنها بیزاریم، «والیکم منهم» و به سوی شما از آنها بیزاری می جوییم، «و من اشیاعهم و اتباعهم و اولیائهم» از پیروانشان از کسانی که دنباله رو آنها بودند و از دوستانشان از همه آنها بیزاریم.

 

نکته ای که باید روی آن تامل شود. روایت زیر است:

خداوند به یکی از پیامبرانش می فرماید:«لا تَلبِسُوا لباس اَعدائی لا تَطعِموا طَعام اعدائی لا تَسلِکوا مسالک اعدائی فان اعدائی کما هُم اعدائی» لباس دشمن من را نپوشید، غذای دشمن من را نخورید، سبک زندگیتان، معماری تان، سلوکتان شبیه دشمن من نباشد، خانه سازی تان شبیه دشمن ما نباشد، اگر مثل آنان باشید از دشمنان من حساب می شوید.

 

یک جوان اگر مدل مویش، مدل اختراعی خودش است که حرفی نیست اما اگر چون فلان خواننده لوس آنجلسی این مدل مو را میزند او هم همین کار را بکند مانند دشمنان خدا عمل کرده است. لباس دشمن را هم نپوشیم. در مغازه هم همینطور است، ما لباس دشمن اهل بیت را بفروشیم، بعد خانه خودمان روضه امام حسین(علیه السلام) بگیریم! لباسی که روی آن مارک و تصویر دشمن اهل بیت دارد را نمی توانیم بفروشیم! کسانی که به شمر و یزید لباس فروختند نتیجه اش چی شد؟! از طرف دیگر ما اگر نمی توانیم مومن باشیم لااقل ظاهر مومن را داشته باشیم. نه به عنوان نفاق که مردم ببینن و به به و چه چه کنن، نه، بلکه بگوییم خدایا فعلا همین قدر از دست ما بر می آید.

مثلا خانم چادر سرش گذاشته هر کس او را ببیند می گوید این چادر یادگار حضرت زهرا(سلام الله علیها) است. لباس ما باید لباس دوستان اهل بیت باشد. نوع چهره ما باید طوری باشد که مردم وقتی دیدند بفهمند که ما شیعه ایم.

 

داستانی از کتاب انوار النعمانیه جلد ۳ صفحه ۳۱۰

حضرت موسی(علیه السلام) زمانی که آمدند پیش فرعون دم در ایستادند. سربازان اجازه ندادند حضرت موسی و هارون داخل بروند. [فرعون دلقکی داشت که هر روز یک ساعتی می آمد و دلقک بازی در می آورد و فرعون هم می خندید] در این لحظه این دلقک آمد. حضرت موسی را دید گفت چه لباس جالبی دارد، رفت و مانند آن لباس را به تن خودش کرد و پیش فرعون آمد و شروع کرد به دلقک بازی.

فرعون خیلی خندید و گفت این لباس چیست که پوشیدی؟ گفت دو نفر دم در ایستاده بودند شبیه آنها لباس پوشیدم. فرعون گفت: آنها چه کسی بودند؟ گفت: سوال کردم گفتند: پیامبر خدا هستند. [خب حالا اینجا فرعون ترسید و اجازه داد… کار نداریم] جریان تمام شد. زمانی که فرعون غرق شد دلقکش غرق نشد! از تنها کسانی بود از سپاهیان فرعون که غرق نشد. آدم مومنی هم نبود. حضرت موسی(علیه السلام) به خدا عرض کرد: پروردگارا چرا این آدم زنده ماند؟ خداوند فرمود: همان که او لباسش مثل لباس پیامبر من بود فعلا نجات پیدا کرد.

 

لباس تاثیر دارد.

 

در تفسیر نهج البلاغه هم عرض شد، در ۱۱۰ صفتی که امام علی(علیه السلام) برای متقین بیان می کنند: دومین صفت درباره «لباس» است؛ مَنطِقُهُمُ الثّواب ملبسهُمُ الاقتصاد؛ لباسشان میانه است. پس باید به این موضوع دقت کنیم. لباس توی شخصیت انسان تاثیر دارد، همان گونه که نامگذاری خیلی تاثیر دارد. حضرت علی(علیه السلام) می فرمایند: هر کس لباسش نازک شد دینش نیز نازک می شود.

مثلا شما دو ماه محرم و صفر، لباس سیاه می پوشید یا احترام می گذارید به خاطر این ماه لباس های رنگ شاد نمی پوشید. فکر کردین اینها تعظیم شعائر نیست؟! اینها ثواب ندارد؟! «فَمَن یُعَظِّم شَعائر الله فَانه مِن تَقوَی القُلُوب» تعظیم شعائر باعث تقوای قلب می شود. همانطور که می بینید دشمن هم از طریق لباس و مُد وارد شده است.

دراین فراز آمده «اشیائهم و اتباعهم» یعنی خدا لعنت کند حتی کسانی را که دشمنان شما را یاری کردند حتی کسانی را که سیاهی لشکر بودند خدا لعنت کند.

 

داستانی دیگر از مَدینه المعاجز جلد ۴ صفحه ۸۶:

شخصی می گفت شخصی را در کوفه دیدم قبل از کربلا چشمانش سالم بود وقتی از کربلا برگشت نابینا شده بود. به او گفتم: من رد شمشیری در چشمان تو نمی بینم. چه اتفاقی افتاده؟! گفت: شب یازدهم عاشورا بود خوابیدم در عالم خواب فرشته ای را دیدم گفت بیا پیامبر با تو کار دارد. گفتم من نمیام [چون میدانستم جریان چیست.] یقه من را گرفت و روی خاک کشاند و برد پیش پیامبر. ده نفر شدیم جلوی پیامبر نشست بودیم. پیامبر خاک آلود و غبار الود و غمگین بودند. یک تشتی هم پر از خون جلو ایشان بود.

رو کردند به ما و فرمودند: چرا حسین من را کشتیدید؟ به هر شخصی که پیامبر این جمله را می فرمودند: فرشته ای می آمد و سر آن شخص را جدا می کرد و آتش از سرش زبانه می کشید. تا رسید به من، گفتم: آقا به خدا قسم من حتی یک سنگ هم پرتاب نکردم. پیامبر فرمودند: آیا نگاه کردی یا نه؟ گفتم آقا من آن عقب ها ایستاده بودم و نگاه می کردم. فرمودند: شماها بودید که در لشگر عمر سعد سیاه لشگر شدید، حسین(علیه السلام) من کشته شد. اگر شما نبودید این اتفاق نمی افتاد. بعد به من فرمودند: بیا جلو. دست در تشت خونی که در مقابلشان بود – از خون اباعبدالله(علیه السلام) – بردند و به چشمان من مالیدند. از خواب بیدار شدم نابینا شده بودم.

 

مثلا روز استکبار ستیزی است و شما به عنوان سیاهی لشگر در راهپیمایی شرکت نمودید به همان اندازه ثواب می برید، خلافش هم اگر سیاه لشکری کنیم به هان اندازه عقوبت خواهیم شد.

 

خدایا ما را به اندازه سر سوزنی در لشکر کفر و شرک و دشمنان اهل بیت قرار مده.

 

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*