تفسیر زیارت عاشورا – «وَجَلَّت وَ عَظُمَتِ المُصیبَه بِکَ عَلَینَا وَ عَلیَ جَمیعِ اَهلِ الاِسلام وجَلَّت وَ عَظُمَت مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلَی جَمیعِ اَهلِ السَّموات» – جلسه دهم

تفسیر زیارت عاشورا – «وَجَلَّت وَ عَظُمَتِ المُصیبَه بِکَ عَلَینَا وَ عَلیَ جَمیعِ اَهلِ الاِسلام وجَلَّت وَ عَظُمَت مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلَی جَمیعِ اَهلِ السَّموات» – جلسه دهم

             دسته مناسبتي : محرم و صفر   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   / 

             دسته زماني : سال 1398   / 

تفسیر زیارت عاشورا - «وَجَلَّت وَ عَظُمَتِ المُصیبَه بِکَ عَلَینَا وَ عَلیَ جَمیعِ اَهلِ الاِسلام وجَلَّت وَ عَظُمَت مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلَی جَمیعِ اَهلِ السَّموات» - جلسه دهم - سعداء – پایگاه نشر آثار حجت الاسلام راجی

فايل صوتي : دانلود صوت

تفسیر زیارت عاشورا – «وَجَلَّت وَ عَظُمَتِ المُصیبَه بِکَ عَلَینَا وَ عَلیَ جَمیعِ اَهلِ الاِسلام وجَلَّت وَ عَظُمَت مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلَی جَمیعِ اَهلِ السَّموات» – جلسه دهم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

­

تفسیر زیارت عاشورا فراز «وَجَلَّت وَ عَظُمَتِ المُصیبَه بِکَ عَلَینَا وَ عَلیَ جَمیعِ اَهلِ الاِسلام وجَلَّت وَ عَظُمَت مُصیبَتُکَ فِی السَّمواتِ عَلَی جَمیعِ اَهلِ السَّموات»

بحث در ادامه شرحی بر زیارت عاشورا بود. رسیدیم به این فراز « وجلت و عظمت المصیبه بک علینا و علی جمیع اهل الاسلام» و مصیبت شما بر ما و بر جمیع اهل اسلام خیلی بزرگ است.

این فراز همان فرازی است که در جمله قبل بیان شد فقط یک نکته را دقت بفرمایید: “وعلی جمیع اهل الاسلام” یعنی اگر مصیبت اباعبدالله برای کسی سخت نبود، آن شخص اصلا مسلمان نیست و به مسلمان بودنش شک کند! و علی جمیع اهل الاسلام

اما فرازی که امروز می خواهیم بحثش را داشته باشیم: «و جلت و عظمت مصیبتک فی السموات علی جمیع اهل السموات» و مصیبت تو سخت است در آسمان­ها، بر همه اهل آسمان­ها. یعنی نه تنها مصیبت تو بر ما و بر اهل زمین سخت است بلکه مصیبت تو بر اهل آسمان هم سخت است. اهل آسمان شامل گروه­هایی می­شود؛ مانند: فرشته­ها، مانند اجنه…

روایتش را عرض خواهم کرد که مصیبت امام حسین نه تنها بر فرشته ها و اجنه، نه تنها بر انسانها، بلکه بر حیوانات هم سخت است.

 

روایاتی در مورد سخت بودن این مصیبت بر ملائک:

شیخ صدوق در کتاب شریف علل الشرایع از ابو حمزه ثمالی روایت می­کند که:

«خدمت امام باقر (علیه السلام) رفتم و عرض کردم: مگر همه شما قیام کننده نیستید؟ امام فرمودند: بله. گفتم: پس چرا فقط یکی از شما را به نام قائم می­خوانید؟ امام فرمودند: زمانی که جدم حسین (علیه السلام) شهید شد ملائکه به درگاه خداوند نالیدند و به گریه بانگ و فریاد برآوردند، عرض کردند بار الها آیا از کسی که پسر پیغمبر تو را که بهترین خلق تو باشد، کشت، دست باز داشتی؟ خطاب آمد ای فرشتگان آسوده باشید به عزت و جلالم سوگند که از این جماعت، انتقام می­کشم اگر چه از پسِ امروز باشد. آنگاه امامی که از صلب حسین باید بیاید به ملائکه نشان داد و از جمله قیام کننده آنان که امام دوازدهمین باشد را به آنان نمود در حالی که آن حضرت ایستاده بود. پس فرمود: بدین قیام کننده از آنان انتقام خواهم کشید. بدین جهت آن حضرت را به این لقب نامیده­اند. »

 

در روایت دیگری، در کتاب شریف و معتبر کامل الزیارات از امام صادق (علیه السلام) روایت شده که بعد از شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام)، لشگر عمر سعد شخصی را دیدند که زیاد ناله می­کرد. از آن شخص پرسیدند چرا ناله می­کند؟ گفت: چگونه ناله و فریاد نزنم و حال آنکه رسول خدا (صلی الله علیه وآله) را می­نگرم که ایستاده به سوی زمین (ایستاده و به سمت زمین نگاه می کند) نگران می­شوم و من می­ترسم که خدا را بخواند و نفرین کند و همه اهل زمین هلاک شوند. لشگریان به همدیگر نگاه کردند. یکی گمان کرد او دیوانه است. دیگری گفت: بد کردیم که آن حضرت را شهید کردیم.

راوی می­گوید از امام صادق (علیه السلام) سوال کردم آن شخص چه کسی بود که چنین جمله­ای گفت؟ حضرت فرمود: او جبرئیل بود. و اگر از طرف خدا اذن داشت صیحه­ای بر ایشان می­زد و همه آنان هلاک می­شدند.

 

در جای دیگری در همین کتاب کامل الزیارات یک حدیث آمده است که بسیار مفصل و طولانی است و چندین باب پیرامون همین جریان بیان کرده است که فرشته­ها گِرد قبر امام حسین (علیه السلام) عزاداری می­کنند.

مثلا روایت است: اولین ملکی که خبر شهادت امام حسین (علیه السلام) را برای رسالت آورد، جبرئیل بود که با بال­های گشوده گریه­کنان و صیحه­زنان آمد و این خبر را داد و قَدری از تربت حسینی حمل کرده بود که بوی مُشک از او بر می­خواست و فضا را معطر کرده بود.

 

اما در رابطه با گریه حیوانات بر اباعبدالله علیه السلام

در همین کتاب کامل الزیارات از حارث اعور روایت شده که امیر المومنین (علیه السلام) فرمودند پدر و مادرم فدای حسین (علیه السلام) باد که در بیرون شهر کوفه کشته خواهد شد به خدا قسم گویا می بینم که جانوران بیابان از انواع وحوش، بر سر قبر او گردن کشیده و بر او می­گریند و از شب تا صبح برای او مرثیه می­خوانند.

 

همچنین در کتاب علل الشرایع و امالی صدوق از میثم تمار نقل شده است که می­فرماید: به خدا قسم این امت پسر پیغمبر خود را در دهم ماه محرم می­کُشند و دشمنان خدا آن روز را روز مبارکی می­دانند و این کار شدنی است و در علم خدا سبقت گرفته و این موضوع را من از عهدی که مولایم علی (علیه السلام) با من کرده می­دانم و آن حضرت به من خبر داد که بر حسینم می­گریند، همه چیز حتی وحوش در صحراها، و ماهیان در دریاها، و مرغان در میان زمین و آسمان، و آفتاب و ماه و ستارگان، و زمین و مومنین انس و جن و تمام ملائکه در آسمان و زمین و رضوان و حاملان عرش الهی.

 

داستانی شگفت انگیز در ارتباط با عزاداری حیوانات بر امام حسین علیه السلام

محدث نوری در کتاب شریف دارالسلام روایت می­کند و ایشان این داستان را از زبان آخوند ملا زین العابدین سَلماسی که از شاگردان بسیار خوب مرحوم سید بحرالعلوم بودند، شنیدند. سید بحرالعلوم بین مراجع، ظاهرا از کسانی بود که بیشترین تشرفات را خدمت امام زمان (علیه السلام) داشته اند. 

ایشان نقل می­کند که یک سال از کربلا به سمت مشهد می­آمدند، به اسدآبادِ همدان رسیدم دیدم یک منطقه خوش آب و هوایی است، با خود گفتم مقداری در اینجا بمانم و استراحتی کنم. شب شد برای نماز شب قیام کردم، نماز شبم که تمام شد ناگهان دیدم یک شخصی با عجله از جلوی من رد شد، از او پرسیدم با این عجله کجا می­روی؟ گفت من مأموریت دارم باید بروم، هنگامی که برگشتم توضیح می­دهم.

زمانی که برگشت به او گفتم تو چه کسی هستی؟ گفت من اهل همدان هستم،  در عالم خواب امام علی (علیه السلام) را دیدم به من فرمودند: برو از فلانی کمی جُو بگیر، ببر برای فلان عابدی که در جایی مشغول عبادت است. من هم این کار را انجام دادم. ایشان می­گوید: من با خودم گفتم این عابدی که حضرت علی نان شبش را می فرستد چه کسی است؟ گفت: فلانی است که آنجا در غاری در حال عبادت است.

رفتم پیش آن عابد، دیدم در حال عبادت است از او پرسیدم: اینجا چه می­کنید؟ گفت من عمری میان مردم زندگی کردم، دیگر کار خاصی هم در شهر از دستم بر نمی آید، این سال­های آخر می­خواهم عبادت کنم. تمام مالم را بین ورثه تقسیم کردم آمدم اینجا.به او گفتم: تو اینجا در بیابان، احتمالا چیزهای عجیب تا حالا دیده ای، آیا مساله ی خاصی در زهنت هست برایم بگویی؟ پیرمرد گفت: اتفاقات عجیب زیادی دیدم که یکی از آن­ها را تعریف می­کنم.

گفت: اولین سالی که من آمدم اینجا، چون از مردم فاصله گرفته بودم، تاریخ شمسی و قمری از دستم خارج شده بود، مثلا نمی دانستم چه روزی است؟ یک شبی که مشغول عبادت بودم صدای غرش عجیب شیری از پایه کوه شنیدم، خیلی ترسیدم. – بعد با دست، مکان خاصی را نشان داد و گفت – آن شیر آمد آنجا و شروع کرد به غُرش! در همین هنگام دیدم یک گرگ هم آمد، یک پلنگ هم آمد، و حیواناتی که با هم مختلف النوع بودند، متضاد الطبع بودند، اینها همه آمدند. همه آنها به شکل عجیبی ناله می­کردند. برایم سئوال پیش آمد که چرا اینها اینگونه دارند ناله می کنند؟! با خودم فکر کردم، محاسبه کردم فهمیدم امشب شب عاشوراست! این حیوانات تا صبح ناله می­کردند.

 

روایتی از کتاب شریف دارالسلام صفحه ۷۵۵:

وقتی امام حسین (علیه السلام) به شهادت رسیدند جریان شهادت ایشان بر حیوانات نیز سخت بود.

ذوالجناح نیز حیوان بود. دو تا نقل آمده: یکی که قطعی است این است که ذوالجناح از کربلا بر نگشت نقل است که پشت خیمه امام حسین آنقدر سر خود را بر زمین زد تا از دنیا رفت.

نقل دیگری هم است که می­گویند خودش را در آب فرات انداخت.

شتری که امام سجاد (علیه السلام) بر آن سوار می­شدند، می گویند زمانی که امام سجاد (علیه السلام) به شهادت رسیدند این شتر آمد کنار قبر امام (علیه السلام) اینقدر ناله کرد تا اینکه از دنیا رفت.

 

گریه جنّیان بر امام حسین علیه السلام

روایت دیگری در کتاب کامل الزیارات آمده از ابوبصیر از امام باقر (علیه السلام) در مورد گریه جنیان بر امام حسین (علیه السلام) نقل شده که: آدمیان و جنیان و وحوش و مرغان بر حسین (علیه السلام) گریستند به طوری که اشک از چشمان آنان فرو ریخت.

در روایت محفوظ بن مَنظَر که گفت مردی از بنی هاشم در رابیه که اسم مَحملی است، به من خبر داد و گفت: از پدرم شنیدم که می­گفت ما کشته شدن حسین (علیه السلام) را ندانستیم تا شب یازدهم محرم با چند نفری نشسته بودیم صدایی شنیدیم که کسی اشعاری می­خواند و راجع به کشتن حسین (علیه السلام) در کربلا می­گفت و گریه می­کرد ولی او را نمی­دیدیم! به او گفتم خدا تو را رحمت کند، تو کیستی؟ گفت: من از جن­های نَصیبین هستم، از حج مراجعت کردم و برای یاری کردن آن حضرت به کربلا رفتم ولی وقتی رسیدم، آن حضرت را شهید کرده بودند.

پس در این فراز بیان شده که: هم وحوش، هم اهل زمین، هم جنیان و هم فرشتگان آسمان، بر امام حسین (علیه السلام) گریه می­کنند و عزاداری می­کنند. «و جلت و عظمت مصیبتک فی السموات علی جمیع اهل السموات»

ان شالله خداوند ما را از سربازان امام زمان قرار بدهد…

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*