تفسیر زیارت عاشورا – فراز ” السلام علیک یا اباعبدالله” – جلسه دوم

تفسیر زیارت عاشورا – فراز ” السلام علیک یا اباعبدالله” – جلسه دوم

             دسته مناسبتي : محرم و صفر   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   / 

             دسته زماني : سال 1398   / 

تفسیر زیارت عاشورا - جلسه دوم - فراز " السلام علیک یا اباعبدالله" - سعداء – پایگاه نشر آثار حجت الاسلام راجی

فايل صوتي : دانلود صوت

تفسیر زیارت عاشورا – فراز ” السلام علیک یا اباعبدالله” – جلسه دوم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

«السلام علیک یا اباعبدالله»

تفاوت بین ادعیه و زیارات

یکی از فرق ها این است که: عموم زیارات با سلام شروع می شود، اما عموم دعاها با اللهم شروع می شود. در زیارت می خواهیم امام معصوم یا امامزاده ای را زیارت کنیم اما در دعا از خداوند درخواست می کنیم. مثلا در دعای سلامتی امام زمان (عجل الله فرجه الشریف) می گوییم: «اللهم کن لولیک حجه ابن الحسن…»

 

سلام در ادیان و فرهنگ های مختلف

سلام یکی از کلمات تحیتی است که در هر کدام از ادیان و فرهنگ ها متفاوت است.

مثلا یهودی ها وقتی به هم می رسند با انگشت به هم اشاره می کنند، این می شود سلامشان. مسیحیان دست به دهانشان می گذارند یا امروزه اگر کلاه داشته باشند کلاهشان را از سرشان بر می دارند و خانم هایشان دامنشان را کمی باز می کنند و کمی می نشینند. عجم ها و گَبریان قدیم دستشان را روی سینه می گذاشتند و خم می شدند. عرب ها وقتی به هم می رسیدند می گفتند: حَیاکَ الله. یعنی عمرت طولانی باشد.

 

هیچکدام از این ها جای سلام را نمی گیرد:

  1. چون سلام نام خداوند است. «سَلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَیمِنُ».
  2. سلام درخواستی است که این درخواست و دعا، دعای معقول است. سلام یعنی ان شاالله سلامت باشی، ولی حَیاکَ الله یعنی ان اشاالله زنده باشی، عمرت طولانی باشد. این دعا گاهی وقت ها دعای خوبی هم نیست، اینکه به هم برسی بگوییم ان شالله پیر بشی یا ان شالله عمرت طولانی بشه این معلوم نیست دعای خوبی باشد؛ چون خیلی ها بودند عمرشان طولانی شد و جهنمی شدند و شاید اگر عمرشان طولانی نمی شد، بهشتی می شدند.

مثلا در شمر شناسی: شمر کسی است که جانباز رکاب حضرت علی(علیه‌السلام) بود، اما در کربلا بزرگترین جنایت تاریخ را انجام داد. اگر شمر در صفین کشته می شد، یکی از شهدای رکاب حضرت علی(علیه‌السلام) بود. حالا عمر طولانی به چه دردش خورد؟!

گاهی وقتی جوان ما از دنیا می رود دِق می کنیم! اگر الان از دنیا رفته و جایش در بهشت است، اگر خداوند می گفت: من حاضرم ۳۰ سال دیگر به او عمر بدهم ولی جهنمی می شود. کدام را انتخاب می کردیم؟ معلوم است می گویید: الان بمیرد ولی به بهشت برود. دیگه غصه و یا دق کردن ندارد.

 

حجاج بن یوسف ثقفی از جایی رد می شد. به عارفی رسید و از او خواست تا برایش دعایی بکند. عارف گفت: خدایا همین الان حجاج بن یوسف ثقفی را سَقَط کن. حجاج گفت: گفتم دعا کن نه نفرین. عارف گفت: این بهترین دعا در حق توست. چون اگر الان بمیری جایت خیلی بهتر است از اینکه یک ساعت دیگر بمیری. هم جای خودت بهتر است هم مردم از دستت راحت اند.

 

مثلا همین سردمداران عالم هر کدامشان الان بمیرند یک جنگ کمتر می شود. مثلا سردمداران آمریکا، کشوری که بتواند در عرض ۱۰۰ سال ۲۳۶ جنگ را شروع کند هر کدامشان بمیرند یک جنگ کمتر بشود، غنیمت است. یا سردمداران رژیم غاصب صهیونیستی، هر چه زودتر بمیرند برای خودشان بهتر است چون هر ثانیه ای که عمر می کنند جایشان بدتر می شود. پس این دعای عاقبت به خیری، مهمتر از دعای عمر طولانی است. اگر می خواهیم برای کسی دعای عمر طولانی کنیم بهتر است بگوییم عمر طولانی همراه با عزت و عاقبت به خیری.

 

سلام در قرآن

سلام از سِلم به معنی امنیت و آرامش گرفته می شود. سلام مخصوص اسلام نیست.

خداوند در قرآن می فرماید: حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) سلام کرد. فرشته ها وقتی به حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) رسیدند، گفتند: قالوا سَلاما. قال سَلامٌ. آنها به حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) سلام کردند حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) هم جواب سلامشان را داد.

 یا خداوند به پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) دستور می دهد به کسانی که ایمان آوردند سلام کن. «وَ إِذَا جَاءَكَ الَّذِینَ یؤْمِنُونَ بِایاتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَیكُمْ». و هنگامی که، کسانی که به آیات ما ایمان دارند نزد تو می آیند به آنها بگو: سلام بر شما. (سوره انعام آیه ۵۴)

بلکه خداوند می فرماید: به همه سلام کن حتی دشمنانت «فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَ قُلْ سَلاَمٌ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ». (اکنون که از هدایتشان نا امید شده ای) پس از آنان روی گردان و بگو: بدرود. در آینده خواهند فهمید (که کیفرشان چیست؟) (سوره زخرف آیه ۸۹)

اما سلامی که ما به دشمنان می کنیم از معنای تحیت خارج می شود و به معنای آرزوی سلامت برای آنها نیست. لفظی است که ما داریم نام خدا را در مقابل کفار می آوریم.

اگر کسی سر سوزنی دوست داشته باشد کافری زنده بماند در گناه او شریک است.

شخصی از یاران امام کاظم(علیه‌السلام) شتربان بود. شترهایش را به هارون الرشید داد تا به مکه برود. نزد امام(علیه‌السلام) آمد. امام فرمود: چرا با دشمنان ما همدست شده ای؟ و شترهایت را به هارون داده ای؟ گفت: من در ازای آنها از او پول می گیرم. امام فرمودند: دوست داری هارون برگردد و بقیه پولت را بدهد؟ گفت بله. امام(علیه‌السلام) فرمودند: همین که دوست داری یک کافر سالم بماند تو در تمام گناه های او شریکی.

مثلا ما دوست داریم یک کافر سالم بماند که خانه ما قیمتش بیشتر بشود. یا بورس و … در گناه آنها شریکیم. به اندازه ثانیه ای نباید راضی باشیم که یک ظالم، یک دشمن اهل بیت(علیه‌السلام) سالم بماند.

 

مومنین هم امر به سلام شده اند. «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَدْخُلُوا بُیوتاً غَیرَ بُیوتِکُمْ حَتَّی تَسْتَأْنِسُوا وَ تُسَلِّمُوا عَلی‏ أَهْلِها». ای کسانی که ایمان آورده اید! در خانه هایی غیر از خانه خود وارد نشوید تا اجازه بگیرید و بر اهل آن خانه سلام کنید. (سوره نور آیه ۲۷)

هیچ دینی به زیبایی لفظ سلام ندارند.

 

شایعه کرده بودند: سلام از موضع ضعف است و درود از موضع قدرت.

من نمی دانم این را از کجا برداشت کرده بودند. درود لفظی است که در آن دعایی یا لفظ خاصی نیست، مثل اینکه ما گاهی به هم می گوییم التماس دعا و طرف هم می گه محتاجیم به دعا، که فقط لفظ است و شاید کسی هم برای کسی دعا نکند.

برخی در جواب سلام می گویند: سلام از ماست. این جواب سلام نیست.

 

کنیه: اباعبدالله

«السلام علیک یا اباعبدالله». سلام بر شما که اباعبدالله هستید. اباعبدالله کنیه امام حسین(علیه‌السلام) است.

نکته: اگر در دعاها اباعبدالله دیدید معمولا امام حسین(علیه‌السلام) است، اما اگر در روایات اباعبدالله دیدید حتما امام صادق(علیه‌السلام) است.

کنیه به معنای کنایه است،  یعنی شما با کنایه لفظی را می گویید که گاهی وقت ها این کنایه به خاطر عظمت فرد است. مثلا به امیرالمومنین(علیه‌السلام) می گوییم ابوتراب. گاهی وقت ها به خاطر تحقیر فرد است. مثل ابن مرجانه.

اباعبدالله یعنی پدرِ عبدالله. آیا امام حسین(علیه‌السلام) فرزندی به نام عبدالله داشتند؟ بعضی می گویند: اسم حضرت علی اصغر(علیه‌السلام) عبدالله بوده است. اما این عبدالله ربطی به اباعبدالله ندارد چون کنیه اباعبدالله را هنگامی که امام حسین(علیه‌السلام) به دنیا می آیند پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) به امام حسین(علیه‌السلام) می دهند.

 

در کتاب امالی طوسی صفحه ۳۶۷ حدیث ۷۸۱ این داستان مطرح می شود.

بعد از آنکه آقا و مولایمان حضرت أباعبدالله الحسین(علیه‌السلام) به دنیا آمدند و عالم وجود را با قدوم مبارکشان منوّر و نورانی فرمودند، رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله و سلم) در خانۀ أمیرالمؤمنین(علیه‌السلام) بودند، به أسماء بنت عمیس فرمودند: بیاور فرزند مرا. أسماء آن نازدانه را در پارچه ای سفید پیچید و به خدمت رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله و سلم) آورد . پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) او را در دامن خود گذاشتند و در گوش راست او اذان و در گوش چپش اقامه گفتند.  این هنگام، امین وحی الهی جبرئیل فرود آمد و عرض کرد: حق تعالی سلام می رساند و می فرماید: چون علی(علیه‌السلام) نسبت به تو به منزلۀ هارون نسبت به موسی است، پس او را به اسم پسر کوچک هارون «شُبَیر» که در عربی «حسین» گفته می شود، نامگذاری کن. به این ترتیب نام پرعظمت «حسین» از جانب پروردگار برای دومین فرزند صدّیقۀ طاهره زهرای مرضیّه(علیهاالسلام) انتخاب شد.

پس از آن رسول خدا(صلی‌الله علیه و آله و سلم) او را بوسید و اشک از چشمان مبارکشان جاری شد و فرمودند: تو را مصیبتی بزرگ در پیش است، خداوندا! لعنت کن کشندۀ او را، سپس خطاب به أسماء کرده و فرمودند: ای أسماء! این خبر را به فاطمه(علیهاالسلام) مگو. چون روز هفتم شد، رسول گرامی اسلام (صلی‌الله علیه و آله و سلم) دو گوسفند که هر دو سیاه و سفید بودند عقیقه کردند و یک رانش را به قابله دادند. سپس موهای سرآن نور دیده را تراشیدند و به وزن آن نقره صدقه دادند. پس از آن دوباره شروع به گریستن نمودند و خبر از شهادت و مصائبی که در پیش دارد دادند. سپس پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) فرمودند: ای اباعبدالله تو شهید خواهی شد، به خاطر این امت.

 

پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) اولین نفری بودند که از لفظ اباعبدالله برای امام حسین(علیه‌السلام) استفاده کردند.

 

روزی امام حسین(علیه‌السلام) بر برادرش امام حسن(علیه‌السلام) وارد شد و تا ایشان را دید، اشك از چشمانش جاری شد. امام حسن(علیه‌السلام) سبب را پرسید و ایشان در جواب به ماجرای شهادت مظلومانه امام حسن(علیه‌السلام) به وسیله سم اشاره كرد و امام حسن(علیه‌السلام) در جواب به ایشان فرمود: «لا یوم كیومك یا اباعبدالله». هیچ روزی مثل روز تو نیست ای اباعبدالله.

 

چرا برای امام حسین(علیه‌السلام) اباعبدالله استفاده می شود؟

مثل اینکه می گوییم جابر بن حیان پدر علم شیمی است، یا دکتر حسابی پدر علم فیزیک است، آیا این یعنی این شخص یک بچه ای دارد به نام علم فیزیک؟! نه،  یعنی این شخص به گردن علم شیمی یا فیزیک حق پدری دارد. وقتی ما می گوییم اباعبدالله یعنی امام حسین(علیه‌السلام) به گردن بندگی خدا، حکم پدری دارد. روایت داریم که هم شیعه نقل می کنه و هم اهل سنت که: اگر امام حسین(علیه‌السلام) نبود بعد از ایشان کسی خدا را عبادت نمی کرد. پس اباعبدالله یعنی امام حسین(علیه‌السلام) بر بندگی خدا حکم پدری دارد.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*