تفسیر زیارت عاشورا – «اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری کُم مَعَ امام مَنصور مِن اَهلِ بَیتِ مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد» – جلسه بیست و هشتم

تفسیر زیارت عاشورا – «اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری کُم مَعَ امام مَنصور مِن اَهلِ بَیتِ مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد» – جلسه بیست و هشتم

             دسته مناسبتي : محرم و صفر   / 

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   / 

             دسته زماني : 1398   / 

تفسیر زیارت عاشورا - «اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری کُم مَعَ امام مَنصور مِن اَهلِ بَیتِ مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد» - جلسه بیست و هشتم - سعداء – پایگاه نشر آثار حجت الاسلام راجی

فايل صوتي : دانلود صوت

تفسیر زیارت عاشورا – «اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری کُم مَعَ امام مَنصور مِن اَهلِ بَیتِ مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد» – جلسه بیست و هشتم

بسم الله الرحمن الرحیم

 

تفسیر زیارت عاشورا – «اَن یَرزُقَنی طَلَبَ ثاری کُم مَعَ امام مَنصور مِن اَهلِ بَیتِ مُحَمَّد وَ آل مُحَمَّد»

در ادامــه فراز قبلی: درخواست می کنیم از خدایی که مقام شما را بزرگ قرار داد و ما را نیــز به واسطه شما بزرگ قرار داد [خب حالا چه درخواستی داریم؟] که روزیِ من کنــد خون­خواهی شما را با امام یاری شده از اهل بیت حضرت محمد (صلی‌الله علیه و آله و سلم) که درود خداوند بر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) و آل پیامبر(صلی‌الله علیه و آله و سلم) باد.

 

درخواستی که در این فراز از خداوند داریم، درخواست انتقام از قاتلان اباعبدالله(علیه‌السلام) است. در فرازهای ابتدایی که گفتیم «السلام علیک یا ثارالله و بن ثاره» در رابطه با «ثار» و «ثارالله» و در رابطه با اینکه روزی امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) ظهور خواهند کرد و انتقام خواهند گرفت، عرض کردیم.

اما بعضی از افراد که در کربلا مؤثر بودند به دست مختار به درک واصل شدند اما در حقیقت آن انتقام واقعی نبود. یک انتقام دنیایی ظاهری بود. مگر با یک بار کشتِ قاتل سیدالشهدا علیه السلام مثلا، آیا می شود گفت دیگر تمام؟! زمانی که امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) ظهور کنند رجعت اتفاق می افتد، یعنی خوب ها و بدها می آیند. خوب ها بر می گردند و در رکاب امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) می جنگند و بدها نیز در مقابل امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) قرار می گیرند و قصاص خواهند شد.

 

بعضی از افراد قبل از اینکه جناب مختار آن ها را به درک واصل کند، دست انتقام خدا همان جا انتقام را از آن ها گرفت و به درک واصل شدند. چند تا از این افراد را مورد بحث قرار می دهیم.

  • یکی از آن ها مردی است از قبیله «بنی دارم» که این شخص بین امام(علیه‌السلام) و آب حائل شد. این ملعون حرف خیلی زشتی به امام(علیه‌السلام) زد بدین مضمون که نعوذ بالله اسم چند تا حیوان را آورد و گفت ما اجازه می دهیم که آن ها از این آب بخورند ولی به تو اجازه نمی دهیم. امام(علیه‌السلام) او را نفرین کردند. این شخص به بیماری استسقاء و تشنگی عجیب مبتلا شد. هر چقدر آب می خورد تشنگی اش رفع نمی شد. بعد از مدتی شخصی او را دید و اینطور نقل می کند که: به خدا قسم طولی نکشید که تشنگی بر او چیره شد به نحوی که هرگز سیراب نمی شد. او را دیدم در حالی که کوزه های آب و قدح های پر شیر در پیشش نهاده بود باز می گفت وای بر شما مرا آب دهید تشنگی مرا کشت آنگاه کوزه و قدحی به او می دادند و او می آشامید و باز بعد از مدت کمی می گفت وای بر شما کمی آب به من بدهید تشنگی هلاکم کرد! تا اینکه سرانجام شکمش ترکید!
  • شخص دیگری به نام عمر بن حجاج زبیدی همان شخصی است که در شهادت حضرت ابالفضل عباس(علیه‌السلام) نقش اصلی را دارد و معروفترین نامه را به امام حسین(علیه‌السلام) می نویسد. جزو کسانی بود که از شریعه فرات حفاظت می کرد و اجازه نمی داد کسی به آن نزدیک شود. نام دو شخص به همین نام وجود دارد که یکی از آن ها عَمر بن حجاج و دیگری عُمَر بن حجاج است که ما احتمال می دهیم این دو تا یکی باشند. این شخص زمانی که هلال بن نافع می خواهد از فرات آب بردارد عمر بن حجاج می گوید: تو که هستی؟ می گوید: من هلال بن نافع هستم از قبیله خودتان، قبیله زبیدی. عمر بن حجاج می گوید: هر چه می خواهی آب بخور نوش جانت. هلال بن نافع می گوید: می خواهم آب برای حسین(علیه‌السلام) نیز ببرم. عمر بن حجاج می گوید: اجازه اینکه آب را به سمت خیمه ها ببری نداری.

مسلم بن اوسجه نیز به دست همین شخص به شهادت رسید. این شخص زمانی که از دست مختار فرار کرد، به بیابان رفت و در آن بیابان از تشنگی به درک واصل شد. بعضی ها گفته اند در آخرین لحظات زمانی که افتاده بود سپاهیان مختار رسیدند و سر از تن او جدا کردند، ولی ظاهرا این است که خودش از شدت تشنگی به درک واصل شد.

۳- شخص دیگری که به امام حسین(علیه‌السلام) جسارت کرد و حرف بدی زد، امام(علیه‌السلام) نیز فرمودند خدایا او را از تشنگی بکش. فردی می گوید زمانی که بیمار بود به عیادت او رفتم، قسم به خدایی که جز او خدایی نیست او را دیدم که آب می آشامید و سپس استفراغ می کرد و باز آب می آشامید و هرگز سیراب نشد تا از دنیا رفت.

۴- شخص دیگری به نام مالک بن حوزه نیز کسی بود که به امام(علیه‌السلام) جسارت کرد و گفت: ای حسین مژده باد که آتش دنیا قبل از آخرت تو را می سوزاند. (امام حسین(علیه‌السلام) خندقی درست کردند برای اینکه آتش بزنند و دشمن نتواند به سرعت وارد خیمه ها بشود و در آخرین لحظات این آتش را روشن کردند.) زمانی که امام(علیه‌السلام) این آتش را روشن می کردند این ملعون این جمله را گفت. امام(علیه‌السلام) فرمودند: «خدایا او را در آتش بلا و پیش از آخرت در دنیا بسوزان». می گویند در عصر عاشورا که همه به شهادت رسیده بودند اسبش می خواست از روی آتش بپرد این شخص داخل همان آتش افتاد و سوخت و به درک واصل شد.

۵- شخص دیگری از قبیله کِنده بود که ظاهرا مالک بن یسیر کندی یا مالک بن نسیر کِندی است. این شخص کسی بود که عبای امام(علیه‌السلام) را رُبود و به خانه اش برد وقتی می خواست خون را از عبا بشویید و پاک کند همسرش گفت: آیا این را از تن پسر دختر پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) درآوردی و به خانه آوردی؟! آن را از خانه من بیرون ببر. یکی از رفقای این شخص بیان می کند که او به فقر مبتلا شد و فقر دامن گیر او شد.

۶- شخصی دیگر کسی است که پوشش را از پای امام(علیه‌السلام) گرفت و امام(علیه‌السلام) را عریان رها کرد. می گویند همان دستی که این کار را انجام داده بود در زمستان از همان دست خون ترشح می کرد و در تابستان مثل چوب خشک می شد! و همینطور بود تا به درک واصل شد.

۷- شخص دیگر همان ساروان امام(علیه‌السلام) است. همان شخصی که امام سجاد(علیه‌السلام) او را کنار خانه کعبه دیدند که می گفت خدایا من را ببخش در صورتی که می دانم تو مرا نمی بخشی. امام سجاد(علیه‌السلام) فرمودند: این چه حرفی است که میزنی؟ او را نگاه کردند دیدند نصف تنش سیاه و فلج است. امام(علیه‌السلام) فرمودند: مگر چه کردی که چنین چیزی را می گویی؟ شخص می گوید: من ساروان شما بودم، زمانی که به کربلا رسیدیم می دانستم که پدر شما یک کمربند قیمتی دارند که مادرتان شهربانو آن را به ایشان داده بود. صبر کردم زمانی که پدر شما به شهادت رسید، شب در گودی قتلگاه امام(علیه‌السلام) را پیدا کردم و آمدم آن کمربند را جدا کنم (که امام برهنه می شدند) دست امام(علیه‌السلام) آمد و دست مرا گرفت. من خیلی ترسیدم شمشیری برداشتم، آن دست را قطع کردم. باز دست دیگر آمد آن را نیز قطع کردم. در همان هنگام دید ۴ نفر آمدند متوجه شدم که پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم)، حضرت علی(علیه‌السلام)، حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) و امام مجتبی(علیه‌السلام) هستند که بسیار ناراحت بودند و در آن هنگام پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) یک نگاه غضب آلود به من کردند و فرمودند: «خداوند قبل از قیامت صورتت را در همین دنیا سیاه کند». این شخص می گوید در همان هنگام نصف بدنم فلج و صورتم نیز سیاه شد!  [هر چند که این خانواده، خانواده ی کرم است، امام سجاد علیه السلام به او فرمودند: این ناامیدی گناهی بدتر از آن قبلی است، تو توبه کن ان شالله خدا می بخشد…]

 

اینها شخصیت هایی بودند که قبل از قیام مختار بدین صورت عذاب شدند و به درک واصل شدند. ما در این فراز می گوییم، می خواهیم انتقام بگیریم در رکاب مهدی صاحب زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف)، شهادت در رکاب امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) بالاترین اجر شهادت و بزرگترین سعادت است.

 

چرا زمانی که نام امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) می آید، بلند می شویم؟

ما زمانی که نام امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) را می شنویم و قیام می کنیم چند دلیل دارد. یکی از دلایل این است که لفظی که برای امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) به کار می بریم قیام کننده است. برای همین خودمان نیز به احترام امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) بلند می شویم. دلیل روایی این هم شِعری است که دِعبل برای امام رضا(علیه‌السلام) خواند. هنگامی که به نام امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) با این لفظ رسید، امام رضا(علیه‌السلام) از جای خود بلند شدند و دست راست خود را روی سرشان گذاشتند و مقداری سر مبارکشان را پایین گرفتند. کاری که ما انجام می دهیم عین کاری است که امام رضا(علیه‌السلام) انجام دادند. اما اگر نام امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) برده شد و ما بلند نشدیم فعل حرامی انجام نداده ایم، ولی چقدر خوب است که انسان این آداب را رعایت کند.

 

از امام باقر(علیه‌السلام) سوال شد که چرا امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) را با این نام خطاب می کنند؟ امام(علیه‌السلام) فرمودند: «چون جدم حسین(علیه‌السلام) را شهید کردند ملائکه آسمان ها به خروش آمدند، عرض کردند خدایا انتقام این مظلوم را از ظالمان بگیر. خطاب رسید: «اُنظروا الی ضحضاح العرش».به پشت پرده عرش نگاه کنید. چون نگاه کردند پرده های نور برداشته شد و امامانی که از ذریه امام حسین(علیه‌السلام) بودند را دیدند. همگی در حال نشسته نماز می خواندند یکی از آنها ایستاده بود به نماز. فرشته ها سوال کردند: ایشان کیست؟ خداوند فرمود: «بذلک اِنتَقِم مِنهم» به وسیله او انتقام می گیرم».

 

روایت است که یاران امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) به اندازه یاران پیامبر (صلی‌الله علیه و آله و سلم) در جنگ احد هستند. آنها ۳۱۳ نفر بودند. اما این تعداد فرماندهان سپاه امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) هستند زیر نظر هر کدام از آنها هزاران نفر هستند یعنی همه شیعیان در آن دوران در رکاب امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) هستند ان شالله. می گویند برخی اهل سنت و مسیحیان نیز در رکاب امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) هستند.

 

کسانی که الان دشمنان امام زمان (عجل‌الله تعالی فرجه الشریف) را تشخیص نمی دهند در آن زمان نیز تشخیص نخواهند داد.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*