اصول حاکم بر جامعه قرآنی – جلسه ۴۰

اصول حاکم بر جامعه قرآنی – جلسه ۴۰

             دسته مناسبتي :

             دسته موضوعي : ⛓ سلسله جلسات   /  اخلاق اسلامی   /  جهاد و دشمن شناسی   / 

             دسته زماني : سال 1397   / 

اصول حاکم بر جامعه قرآنی – جلسه 40 – با موضوع : جهاد

فايل صوتي : دانلود صوت

اصول حاکم بر جامعه قرآنی – جلسه ۴۰

اصول حاکم بر جامعه قرآنی – جلسه ۴۰ – با موضوع : جهاد

اصول سیاسی

جهاد

یکی از اصول جامعه قرآنی و دینی، جهاد است. جامعه ­ای که خودش را جامعه قرآنی و دینی تلقی می ­کند باید روحیه جهاد داشته باشد.

جهاد از جهد می­ آید یعنی تلاش و کوشش، اما همیشه در قرآن به همراه جهاد کلمه ­ای دیده می ­شود و آن جهاد فی سبیل الله است؛ پس هر کوششی جهاد نیست کوششی را جهاد می­ گوییم که در راه خدا و در مقابله با دشمن باشد. ممکن است صبح تا شب کاری انجام دهیم کوشش و تلاش کنیم و چه‌بسا برای خدا هم باشد اما چون دشمنی در مقابل نبوده آن را جهاد نگوییم.

مقام معظم رهبری می‌فرمایند: شما ‌زمانی در یک جاده آسفالت پشت فرمان نشسته‌اید با سرعت می‌روید تلاش هم می‌کنید اما این را جهاد نمی‌گویند جهاد آن زمانی محقق می‌شود که شما در جاده یک سری موانع سر راهتان اتفاق افتد.

بنابراین یک تفاوتی بین تلاش و کوشش و جهاد است؛ آن چیزی است که در مقابلش دشمن و در حال جنگ با دشمن باشد جهاد است و وقتی هم که درراه خدا باشد جهاد فی سبیل الله می­ شود. اهمیت جهاد آنجایی هست که بیشتر از نماز در قرآن به آن امر شده است در قرآن نهایتاً ۱۵ مرتبه در مورد نماز هست اما برای جهاد حدود ۲۰ مرتبه  امر شده است.

خداوند در قرآن مسلمان‌هایی را که اهل جهاد نیستند با شدیدترین لفظ توبیخ می ­کند؛ «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا مَا لَكُمْ إِذَا قِيلَ لَكُمُ انفِرُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ أَرَضِيتُم بِالْحَيَاةِ الدُّنْيَا»[۱] اى كسانى‌كه ايمان آورده‌ايد! چرا وقتى به شما گفته مى‌شود در راه خدا (و براى جهاد) حركت كنيد، سنگين و زمين‌گير مى‌شويد؟ آيا به جاى آخرت، به زندگى دنيا راضى شده‌ايد؟

حضرت علی علیه‌السلام در رابطه با اهمیت جهاد می‌فرمایند: «إنّ الجِهادَ بابٌ مِن أبْوابِ الجَنّةِ فَتَحَهُ اللّه‏ لِخاصَّةِ أوْليائهِ، وهُو لِباسُ التَّقوى، ودِرْعُ اللّه الحَصينَةُ، وجُنَّتُهُ الوَثيقَةُ»[۲] هـمانا جهاد يكى از درهـاى بهشت است كـه خداوند آن را براى اولياى خاص خود گشوده‏ است. جهاد جامه تقوا و زره استوار خداوند و سپر محكم اوست.

در خطبه فدکیه حضرت زهرا سلام‌الله علیها در مسجد در مقابل گروهی از مسلمان‌ها به بحث جهاد اشاره می‌فرمایند:

«وَ الْجِهَادَ عِزّاً لِلْإِسْلَامِ…»[۳] خدای بزرگ جهاد را مایه عزت اسلام قرار داده است.»

امروزه یکی از برنامه­ های دشمنان این است که روحیه جهاد را از مردم مسلمان بگیرند به این دلیل که عزت اسلام را بگیرند. در مقابل گروه‌هایی با روحیه تروریستی تربیت می‌کنند که در مقابل مسلمانان بجنگند و وقتی مسلمانان به دفاع می­ روند به آن­ها لقب تروریسم و به خودشان لقب آزادی­ خواه می­ دهند. در واقع روحیه مسلمانان را روحیه راحت طلب قرار می­ دهند که اگر داعش و گروه­های تروریستی را تربیت کردند مسلمانان در مقابلشان قرار نگیرند.

جهاد نظامی

جهاد اقسام مختلفی دارد؛ که یکی از آنها جهاد نظامی است، از مصادیق جهاد نظامی این است که انسان تیر به دست بگیرد، تیر بخورد، مسلسلی شلیک کند، نارنجکی پرت کند که الگو در این زمینه زیاد داریم از جمله هشت سال دفاع  مقدس، مدافعان حرم، سپاه و ارتش و نیروی انتظامی، گروه­ هایی که با تروریست­ های پژاک و امثال اینها مبارزه کردند. قبلاً هم یاران اباعبداللّه و امیرالمؤمنین و یاران پیامبر مکرم اسلام جهاد نظامی انجام دادند.  در آینده هم الگوی جهاد نظامی جهاد در سپاه امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) است.

جهاد با نفس

جهاد دیگری وجود دارد که از جهاد نظامی بالاتر است و آن جهاد با نفس است؛ گروهی از جنگ برمی‌گشتند پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند: «بَعَثَ سَرِيَّةً فَلَمَّا رَجَعُوا قَالَ مَرْحَباً بِقَوْمٍ قَضَوُا اَلْجِهَادَ اَلْأَصْغَرَ وَ بَقِيَ عَلَيْهِمُ اَلْجِهَادُ اَلْأَكْبَرُ قِيلَ يَا رَسُولَ اَللَّهِ وَ مَا اَلْجِهَادُ اَلْأَكْبَرُ قَالَ جِهَادُ اَلنَّفْسِ»[۴] رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله گروهى را به جهاد با كفّار فرستاد، چون بازگشتند، فرمود: آفرين بر قومى كه جهاد اصغر را انجام دادند و جهاد اكبرشان باقى مانده است. سؤال شد: اى رسول خدا! جهاد اكبر چيست‌؟ فرمود: مبارزه با نفس.

باب جهاد با نفس در وسائل الشیعه

شیخ حر عاملی کتابی به نام وسائل الشیعه دارند که در این کتاب روایات فقهی را جمع کرده اند. یک چاپ آن ۳۰ جلد و چاپ دیگر ۲۰ جلد است. شیخ حر عاملی زمانی که در این کتاب به باب جهاد می‌رسند بعد اینکه روایت‌های جهاد نظامی را ‌می آورند یک بابی باز می‌کنند به نام جهاد با نفس.

آیت‌الله بهجت می‌فرمایند: هرروز یک روایت از کتاب جهاد با نفس وسائل الشیعه را مطالعه کنید بعد از یک سال می‌بینید که عوض‌شده‌اید مثل دارویی که روی انسان ذره‌ذره اثرش را می‌گذارد.

در این کتاب شیخ حر عاملی برای باب جهاد نظامی ۷۲ باب، برای جهاد با نفس ۱۰۱ باب و برای جهاد نظامی ۳۰۰ روایت آورده شده است. ولی برای جهاد با نفس بیش از ۹۰۰ روایت آورده است. این اهمیت جهاد با نفس است اگر کسی در جهاد اصغرکه جهاد نظامی هست موفق شد به ‌واسطه این هست که قبلش جهاد با نفس انجام داده باشد.

در طول تاریخ خیلی افراد داریم که اهل جهاد با نفس بودند همه‌ی علما و شهدا الگوهای جهاد با نفس بودند.

آسایشگاهی روبروی آسایشگاه دختران

یکی از نزدیکان شهید عباس بابایی تعریف می­ کند:

دزفول بودم که زنگ زد و گفت: اگر امکان دارد به تهران بیایید با شما کار دارم. من هم دو سه روزی مرخصی گرفتم و به تهران رفتم.

گفت: آسایشگاهی که من در آن هستم، در طبقه دوم ساختمان است و من می­ خواهم به طبقه اول منتقل شوم. تعجب کردم و گفتم: شما یک سال بیشتر در این آسایشگاه نخواهی ماند؛ پس چه دلیلی دارد که می­ خواهی به آسایشگاه طبقه اول بیایی؟

گفت: این آسایشگاه مشرف به آسایشگاه دختران است و من می ­خواهم نماز بخوانم. خوب نیست که نمازم باطل شود و مرتکب گناهی شده باشم. شما که مسئول خوابگاه را می­ شناسی؛ از او بخواه تا مرا به طبقه اول منتقل کند.

به شوخی گفتم: برای همین موضوع مرا از دزفول به اینجا کشانده ­ای؟

سپس رفتم و از مسئول آسایشگاه خواستم تا در صورت امکان اتاق او را تغییر دهد. مسئول آسایشگاه در حالی که می­ خندید با لحن خاصی گفت:

آسایشگاه بالا کلی سرقفلی دارد؛ ولی به روی چشم. او را به طبقه اول منتقل می ­کنم.[۵]

داستانی دیگر که اوج جهاد با نفس این شهید والا مقام را نشان می­ دهد؛

دویدن در نیمه شب

در دوران تحصیل در آمریکا، روزی در بولتن خبری پایگاه «ریس» که هر هفته منتشر می­ شد، مطلبی نوشته شده بود که توجه همه را به خود جلب کرد. مطلب این بود:

«دانشجو بابایی ساعت ۲ بعد از نیمه شب می­دود تا شیطان را از خودش دور کند.»

 من و بابایی هم اتاق بودیم. ماجرای خبر بولتن را از او پرسیدم. او گفت: چند شب پیش بی­ خوابی به سرم زده بود. رفتم میدان چمن پایگاه و شروع کردم به دویدن. از قضا «کلنل باکستر» فرمانده پایگاه با همسرش از میهمانی شبانه برمی­ گشتند. آنها با دیدن من شگفت زده شدند. کلنل ماشین را نگه داشت و مرا صدا زد. نزد او رفتم. او گفت: در این وقت شب برای چه می­ دوی؟ گفتم: خوابم نمی ­آمد خواستم کمی ورزش کنم تا خسته شوم. گویا توضیح من برای کلنل قانع کننده نبود. او اصرار کرد تا واقعیت را برایش بگویم. به او گفتم: مسائلی در اطراف من می­ گذرد که گاهی موجب می­ شود شیطان با وسوسه­ هایش مرا به گناه بکشاند و در دین ما توصیه شده در چنین مواقعی بدویم و یا دوش آب سرد بگیریم. آن دو با شنیدن حرف من، تا دقایقی می­ خندیدند؛ زیرا با ذهنیتی که نسبت به مسائل جنسی داشتند نمی­ توانستند رفتار مرا درک کنند. [۶]

جهاد سیاسی

سومین مصداق جهاد، جهاد کبیر است و به آن جهاد سیاسی هم می گویند؛ در قرآن آمده است: «فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُم بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا»[۷] ای پیامبر! پس از کافران پیروی نکن و به‌وسیله آن با آن‌ها به جهادی بزرگ بپرداز.

هر عملی که انجام دهیم و دشمن عصبانی شود به عنوان عمل صالح نوشته خواهد شد. در آیه­­ ای از قرآن آمده است: «ما کانَ لِاَهْلِ الْمَدینَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الأَعْرابِ أَنْ یَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللّهِ وَ لایَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِکَ بِأَنَّهُمْ لایُصیبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لانَصَبٌ وَ لامَخْمَصَةٌ فی سَبیلِ اللّهِ وَ لایَطَؤُنَ مَوْطِئاً یَغیظُ الْکُفّارَ وَ لایَنالُونَ مِنْ عَدُوّ نَیْلاً إِلاّ کُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللّهَ لایُضیعُ أَجْرَ الْمُحْسِنینَ»[۸] سزاوار نیست که اهل مدینه، و بادیه نشینانى که اطراف آنها هستند، از رسول خدا تخلّف جویند؛ و براى حفظ جان خویش، از جان او چشم بپوشند! این به خاطر آن است که هیچ تشنگى و خستگى و گرسنگى در راه خدا به آنها نمى رسد و هیچ گامى که موجب خشم کافران مى شود برنمى دارند و ضربه اى از دشمن نمى خورند، مگر این که به خاطر آن، عمل صالحى براى آنها نوشته مى شود؛ زیرا خداوند پاداش نیکوکاران را تباه نمى کند!

عمل صالح فقط نماز نیست اینکه دشمن را به خشم بیاوریم عمل صالح محسوب می­شود. منظور از عباد الله الصالحین در سلام آخر نماز «السلام علینا و علی عباد الله الصالحین» چه کسی است «كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صَالِحٌ» یک گروه کسانی هستند که دشمن را به خشم بیاورند. همین راهپیمایی ­ها، شرکت در انتخابات، شرکت در نماز جماعت، دفاع از ولایت فقیه و مراجع و دفاع از حکومت جمهوری اسلامی چون دشمن را به خشم می ­آورد عمل صالح محسوب می­ شوند. مردم ایران در این زمینه بصیرت عجیبی دارند تا دیدند که دشمن کمیته امداد را مورد هدف قرار داده است عرض ۳ روز اینقدر صدقه دادند که اعلام شد در تاریخ کمیته امداد هیچ­ وقت مردم این قدر در صندوق‌های کمیته امداد پول نریخته بودند این بصیرت مردم را نشان می‌دهد که دشمن از کجا خشمگین است.

پس جهاد سیاسی، یعنی انسان کاری انجام دهد که دشمن را ناامید کند.

نمونه­ ای از جهاد سیاسی شهید عباس بابایی؛

نوشابه ی پپسی

بعضی وقت­ ها عباس همراه با شام نوشابه می­ خورد؛ اما نه نوشابه­ هایی مثل پپسی و… که در آن زمان موجود بود؛ بلکه او همیشه فانتای پرتقالی می­ خرید. چند بار به او گفتم که برای من پپسی بگیرد؛ ولی دوباره می ­دیدم که فانتا خریده است.

یک بار به او اعتراض کردم که چرا پپسی نمی ­خری؟ مگر چه فرقی می­ کند و از نظر قیمت با فانتا تفاوتی ندارد، آرام و متین گفت: حالا نمی­ شود شما فانتا بخورید؟

گفتم: خوب، عباس جان آخر برای چه؟

سرانجام با اصرار من آهسته گفت: کارخانه پپسی متعلق به اسرائیلی­ هاست؛ به همین خاطر مراجع تقلید مصرف آن را تحریم کرده­ اند.

به او خیره شدم و دانستم که او تا چه حد از شعور سیاسی بالایی برخوردار است و در دل به عمق نگرش او به مسائل، آفرین گفتم.[۹]

شهید عباس بابایی چند سال پیش این مسئله را تشخیص داد. این نمونه ­ای از جهاد سیاسی است.

تسبیح مرگ بر آمریکا

یکی از دوستان شهید حاج مهدی باکری تعریف می ­کند:

قرار شد با آقا مهدی باکری برویم شناسایی برای پاکسازی منطقه، بعد از خواندن نماز ظهر راه افتادیم که برویم سمت هلی‌کوپترها، توی مسیر دیدم آقا مهدی یک دور تسبیح مرگ بر آمریکا گفت.

می­ گفت: «آقای مشکینی فرمودند که ثواب گفتن مرگ بر آمریکا کمتر از نماز نیست.»[۱۰]

پس کسانی که مرگ بر آمریکا می­ گویند، در حال جهاد سیاسی هستند. مرگ بر آمریکا متن صریح آیه قرآن است که یکی از ویژگی یاران پیامبر(ص) که در قرآن اشاره شده است: «مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا…»[۱۱] محمّد (ص) فرستاده خداست؛ و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید، و در میان خود مهربانند؛ پیوسته آنها را در حال رکوع و سجود می‌بینی»

یعنی لعن بر دشمنان بر نماز مقدم است.

جهاد اقتصادی

از دیگر مصادیق جهاد، جهاد اقتصادی است. یکی از حربه‌های دائمی و همیشگی دشمن در برخورد با مسلمان‌ها محاصره و تحریم اقتصادی بود. نمونه­ های زیادی در این مورد قابل ذکر است.

نمونه ­ای که در صدر اسلام اتفاق افتاده است؛

جهاد سیاسی در صدر اسلام

در سال هفتم بعثت، وقتی قریش نتوانستند یاران پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را از حبشه بازگردانند و دیدند که اسلام به خارج از حجاز هم نفوذ کرده، با هم مشورت کردند تا راهی برای تسلیم شدن پیامبر (صلی الله علیه و آله) و یارانش پیدا کنند. لذا مقرر شد عهدنامه­ ای امضا کنند که به موجب آن، حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) و یاران و خاندانش را در محاصره قرار دهند، بدین ترتیب که احدی حق نداشته باشد با آنان رفت و آمد کند. قریش این عهدنامه را در صندوقچه ­ای درون کعبه گذاشت.

از آن پس پیامبر (صلی الله علیه و آله) و یارانش، ناگزیر، خارج از مکه و در دره­ای به نام شعب ابی طالب، به سر می­ بردند و زندگی آنان در کمال سختی و ناراحتی می­ گذشت و با این وجود، هر چه دشمن به پیامبر(صلی الله علیه و آله) پیشنهاد می­ داد که از دعوت خود دست بردارد تا او را آزاد کنند، او نمی ­پذیرفت و تسلیم آنان نمی­ شد. آن همه فشارها و سختی ­ها که بر او و امت او گذشت، حتی گرسنگی، محرومیت و خطر دشمنان، او را از پای در نیاورد.‌

فشار و سختگیری­ ها به حدی رسید که ناله ­ی فرزندان بنی هاشم به گوش مشرکان مکه می­ رسید. ولی در دل سنگ آن­ها تأثیر چندانی نمی­ کرد.

تا اینکه سه سال از این ماجرا گذشت و پیامبر (صلی الله علیه و آله) از جانب خداوند آگاه شد که موریانه، عهدنامه­ ی قریش را جویده است و جز نام خدا از آن چیزی باقی نمانده است. ابوطالب این مطلب را در جمع قریش اعلام کرد و آنان قول دادند که اگر گفتار پیامبر (صلی الله علیه و آله) راست باشد، دست از محاصره بردارند. سپس به درون کعبه رفتند، دیدند که سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله) درست بوده و عهدنامه از بین رفته است. ناگزیر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و یارانش را آزاد کردند تا به مکه بازگردند.[۱۲]

امروز همان ابوسفیان‌ها، ابوجهل‌ها، ابولهب­ ها و یزید بن­ معاویه‌ها که آب را بر حسین‌ ابن ‌علی علیه السلام تحریم کردند ملت ایران را تحریم می ­کنند. وظیفه ملت ایران مقاومت و صبر، همان‌طور که مسلمان‌ها صبر کردند.

مقام معظم رهبری در رابطه با وظیفه ملت ایران در برابر این حربه ­ها  فرمودند: باید روی پای خودمان بایستیم، باید اقتصاد مقاومتی را عملی کنیم؛ یکی از مهم‌ترین مصادیق اقتصاد مقاومتی این هست که از تولیدات داخلی استفاده کنیم.

 اقتصاد مقاومتی یعنی اینکه تمام وسایل خانه از بزرگ­ترین لوازم گرفته (یخچال، تلویزیون و…) تا کوچک­ترین وسایل (مسواک، شامپو و…) از کالای داخلی استفاده کنیم چرا که چند هزار شغل پایدار درست می­ شود.

مسئولان وزارت تعاون اعلام کردند ایجاد هر شغل پایدار در صنایع کوچک و نیمه کوچک به طور میانگین در حدود ۴۰ میلیون هزینه نیاز دارد یعنی اگر ۴۰ میلیون داشته باشد می‌تواند یک شغل ایجاد کند حال ببینیم در سال این چهل میلیون  کجا صرف می‌شود؛

  • اگر مردم ایران فقط مسواک ایرانی استفاده کنند ۴۵۰۰ شغل ایجاد می­شود.
  • اگر مردم ایران فقط از خودکار ایرانی استفاده کنند بیش از ۵۰۰۰ شغل ایجاد می‌شود.
  • اگر مردم ایران از شامپو ایرانی استفاده کنند که میانگین مصرف ایرانی‌ها ماهانه یک شامپو است ۲۵۰۰ شغل ایجاد می‌شود.
  • اگر از چایی داخلی استفاده کنیم جدا از این‌که در شمال شالیزارها و کسانی که چایی می‌کارند به یک سود سرشاری می‌رسند ۲۰۰۰۰ شغل پایدار درست می‌شود. درصورتی‌که شمال بهترین چایی‌ها را دارد سالانه ۵۷۰ میلیارد تومان واردات چای داریم.
  • اگر کفشی که پا می‌کنیم از تولید داخلی باشد مثلا چرم تبریز که بهترین چرم‌ها است ۳۰۰۰۰ شغل ایجاد می‌شود در صورتی­که در سال ۱۵۰۰ میلیارد تومان فقط قاچاق کفش به داخل کشور است.
  • اگر کسی از لامپ داخلی استفاده کند چند ده هزار شغل ایجاد می ­شود در حالیکه ۶۰ درصد لامپ ­ها از چین وارد می­ شود.

این چند صد شغل­ هایی که حاصل استفاده از کالای داخلی است تنها برای یک نفر نیست؛ چرا که وقتی جوانی سر کار برود می­ تواند یک خانواده و گاهی وقت ها پدر و مادر را نان دهد. پس استفاده از کالای داخلی نوعی جهاد محسوب می­شود.

آن چیزی که امروزه باعث شده است مردم از کالای ایرانی، کمتر استفاده کنند، روحیه خودباختگی که از زمان شاه و زمان قاجار به ارث رسیده است در واقع مسئولین اختلاس‌گر و حقوق نجومی بگیر با این وسایلی که درست کردند آبروی کالای داخلی را بردند و در مردم ایران روحیه خودباختگی ایجاد کردند. عامل دیگر عدم استفاده از کالای داخلی تجملات است.

مصداق بارز استفاده از کالای داخلی اتسوکو هوشینو (فاطمه) بانوی ژاپنی شیعه شده است؛

جهیزیه ایرانی یک مسلمان ژاپنی

وی که تمام جهیزیه و وسایل منزلش از تولیدات ایرانی است در پاسخ به این سوال که با وجود برتری کالای ژاپنی چرا از کالاهای ایرانی استفاده می ­کند نکته ­ایی را متذکر شد که تمام حاضران در جلسه را به تفکر واداشت.

فاطمه اذعان کرد: تنها جهازم چند کارتون کتاب و یک لباس کیمینو ژاپنی بود که مادرم به من هدیه داد و با خود به ایران آوردم. تمام وسایل منزلم را در ایران خریداری کردم و افتخار می­ کنم از کالاهایی استفاده می­ کنم که توسط مسلمانان تولید شده است. باید از رزق و روزی که خداوند به ما عطا کرده از تولیدات مسلمانان خریداری کنیم تا به اقتصادمان کمک کنیم.

 فاطمه هوشینو اقتصاد مقاومتی که دغدغه رهبر معظم انقلاب است را در زندگی خود عینیت بخشیده و در این رابطه گفت: اگر به تولیدات داخلی کمک نکنیم امکان پیشرفت اقتصاد کشور فراهم نمی­ شود و باید دستور مقام معظم رهبری در تحقق اقتصاد مقاومتی را در زندگی عملا عینیت بخشیم.[۱۳]

 خرید کالای غیر ایرانی در واقع نوعی نفع رساندن به دشمن است که بسیار مذمت شده است.

نمونه ­ای از عقوبت نفع رساندن به دشمن

 داستان صفوان جمّال، داستان مردی بود كه- به اصطلاح امروز- یك بنگاه كرایه­ ی وسائل حمل و نقل داشت كه آن زمان بیشتر شتر بود. گاهی دستگاه خلافت، او را برای حمل و نقل بارها می­ خواست. روزی هارون برای یك سفری كه می­­ خواست به مكه برود، لوازم حمل و نقل را از او خواست. برای كرایه ­ی لوازم قراردادی با او بست. ولی صفوان، شیعه و از اصحاب امام كاظم علیه‌السلام بود. روزی آمد خدمت امام و اظهار كرد كه من چنین كاری كرده ام. حضرت فرمود: چرا شترهایت را به این مرد ظالم ستمگر كرایه دادی؟ گفت: من كه به او كرایه دادم، برای سفر معصیت نبود. چون سفر، سفر حج و سفر طاعت بود كرایه دادم و الاّ كرایه نمی­ دادم.

فرمود: پول هایت را گرفته ­ای یا نه؟ یا كرایه­ هایت مانده یا نه؟ بله، مانده. فرمود: به دل خودت یك مراجعه­ ای بكن، الآن كه شترهایت را به او كرایه داده­ ای، آیا ته دلت علاقه مند است كه لااقل هارون این قدر در دنیا زنده بماند كه برگردد و كرایه­ ی تو را بدهد؟ گفت: بله. فرمود: تو همین مقدار راضی به بقای ظالم هستی و همین گناه است.[۱۴]

در زیارت عاشورا می­ گوییم «وَ شَایَعَتْ وَ بَایَعَتْ وَ تَابَعَتْ عَلَی قَتْلِهِ» یا در فرازی دیگر آمده است «وَ أَلْجَمَتْ وَ تَنَقَّبَتْ لِقِتَالِکَ» بعضی از این­ها کاری نکرده بودند، فقط پیاده نظام بودند. حتی یک سنگ پرتاب نکردند؛ یک شمشیر نزدند؛ حتی برای امام حسین علیه‌السلام گریه هم کردند، اما خدا در زیارت عاشورا آن­ها را لعنت می­کند، زیرا اگر چه پیاده نظام بودند ولی به کار دشمن راضی بودند.

جهاد فکری و تبیینی

پنجمین مورد جهاد فکری و تبیینی است، جهاد فکری ریشه تمام جهادهاست. اگر جهاد فکری نباشد، بقیه­ی جهاد­ها به نتیجه نمی­ رسد.

مقام معظم رهبری در شهریور سال ۱۳۹۴، با جانبازان دیداری داشتند. یکی از جانبازان به ایشان عرض کرد: شما اگر حکم جهاد بدهید ما مثل همان موقع باز هم جهاد می­ کنیم و می­ جنگیم. حضرت آقا فرمودند: «من که حکم جهاد دادم. منتهی نه جهاد نظامی بلکه جهاد فکری»[۱۵]

اینکه انسان برای تبیین معارف تفکر کند و شبهات وارد شده در دین اسلام را برطرف کند جهاد است.

جهاد فرهنگی و تبلیغی

ششمین مورد جهاد فرهنگی و تبلیغی است. اینکه انسان در مسجد بنشیند، با دو نفر صحبت کند و نیروسازی کند و یا به چند نوجوان مسئله ­ای یاد بدهد که باعث رستگاری آنان بشود. جهاد فرهنگی است. بسیاری از شهدا در این مسیرها بودند. ازجمله شهید صدرزاده به مناطق پایین شهر می ­رفت و کار تبلیغی انجام می داد.

جهاد هنری

هفتمین جهاد، جهاد هنری است. خط خوب، صدای خوب داشتن و فیلم سازی اگر در جهت درست استفاده شوند جهاد محسوب می­ شوند. همین کارگردان‌ها بعضی‌هایشان جهاد انجام می‌دهند کسی که می‌تواند فیلم مختار نامه را بسازد قطعاً جهاد هنری انجام داده است.

 پیش‌قراول و پیش‌گام جهاد هنری سید شهیدان اهل‌قلم، شهید سید مرتضی آوینی بود. یا همین جوان‌هایی که امروز جشنواره عمار را پیاده می‌کنند، فیلم می‌سازند جهاد هنری انجام می‌دهند.

جهاد علمی

هشتمین مورد، جهاد علمی است. پیش‌قراول جهاد علمی چمران‌ها و شهریاری‌ها و کاظمی آشتیانی‌ها و.. هستند.

جهاد علمی شهید شهریاری

شهید شهریاری کسی بود که توانست کشور ایران را به فناوری سوخت ۲۰ درصد برساند.

ایشان از لحاظ علمی کم­ نظیر بودند. یکی از شاگردان ایشان می­ گوید: در یکی از درس ­های مرجع، سؤال سختی برایم به وجود آمد که به سراغ بسیاری از اساتید آن درس رفتم اما کسی نتوانست پاسخ بدهد؛ یعنی یک نفر گفت سؤال غلط است؛ استاد دیگر گفت ایمیل بزن به نویسنده از خودش بپرس.

یک روز دنبال دکتر شهریاری گشتم تا سراغ او بروم و جواب سؤالم را از او بگیرم. البته دکتر شهریاری نه این درس را در دوره­ ی کارشناسی گذرانده بود و نه هیچ­ وقت در دوره­ ی تدریسش آن را درس داده بود. به هر حال با خودم گفتم ضرر که ندارد، من از ایشان هم سؤال می­ کنم. دیدم دکتر دارد وضو می­ گیرد. سؤال را برایش گفتم. او سؤال را گوش کرد و در حین وضو گرفتن وقتی صورتش را شست، یک قسمت از سؤال را جواب داد. دست راستش را شست یک قسمت دیگر و دست چپش را شست یک قسمت دیگرش را … تا اینکه مسح پای چپش را کشید و سؤال مرا به طور کامل جواب داد.[۱۶]

جهاد اجتماعی

نهمین مورد جهاد، جهاد اجتماعی است. نقل‌شده از امام کاظم علیه‌السلام که می‌فرمایند: «إنَّ لِلّهِ عِبادا فِي الأرضِ يَسعَونَ في حَوائجِ النّاسِ هُمُ الآمِنونَ يَومَ القِيامَةِ»[۱۷] خداوند در زمین بندگانی دارد که برای برآوردن نیازهای مردم می کوشند؛ اینان ایمنی یافتگان روز قیامت ­اند.

یکی از مهم ترین مصادیق جهاد اجتماعی، خدمت­ رسانی به مردم است. خیرینی که به مستضعفین کمک می­ کنند در کشور زیاد هستند که این­ها خار چشم دشمن می ­شوند و این نوعی جهاد اجتماعی است. این­ها جزء کسانی هستند که در قیامت صدها برابر از خداوند پاداش خواهند گرفت.

خداوند در قرآن در رابطه با این افراد فرموده: «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَيُضَاعِفَهُ لَهُ وَلَهُ أَجْرٌ كَرِيمٌ»[۱۸] آن کیست که به خدا قرض نیکو دهد (یعنی قرض الحسنه و صدقه دهد و احسان به فقیران کند) تا خدا بر او چندین برابر برگرداند و او را پاداشی با لطف و کرامت باشد؟

مدیر جهادی در راه آبادانی بشاگرد

حاج عبداللّه والی، معروف به مدیر جهادی بود که سال­ها در منطقه بشاگرد هرمزگان، که منطقه ­ای بسیار مستضعف و محروم بود کار جهادی انجام داد. در آن منطقه ی بی­آب و علف و فقیر که از یک طرف سمت سیستان و از یک طرف سمت کرمان بود بر اثر ۱۲ بار ابتلا به بیماری مالاریا ( که به دلیل وضع نامناسب بهداشتی منطقه در آنجا شیوع داشت) سلامتی خود را نیز در این راه از دست داد و تا پایان عمر از عوارض ناشی این بیماری رنج می ­برد. اما آن منطقه را آباد کرد.[۱۹]

امروز هم جوان‌های بسیجی و حزب‌اللهی با تشکیل اردوهای جهادی همین راه را ادامه می ­دهند. در عید و تابستان بدون هیچ چشم داشتی و عکس یادگاری و سر و صدایی به مستضعفین و محرومین خدمت می­ کنند. در اینجاست که فضای هشت سال دفاع مقدس بین بچه­ های بسیجی تداعی می ­شود و روحیه جهادی پیدا کرده و هر جا که روحیه جهادی حاکم باشد آنجا آباد می ­شود. این­ها جهاد اجتماعی هستند.

تا میتوانی کار مردم را انجام بده

آقای قالیباف زمانی که فرمانده نیرو انتظامی بود می‌گوید:

 روزی خدمت آیت اللّه العظمی فاضل لنکرانی (ره) شرفیاب شدم. ایشان فرمودند:

«من ۵۰ سال است دارم اسلام می­ خوانم. بگذار خلاصه ­اش را برایت بگویم. واجباتت را انجام بده، به­ جای مستحبات تا می توانی کار مردم را انجام بده.»

بعد هم گفتند: «اگر قیامت کسی از شما سؤال کرد، بگو فاضل گفته بود.»[۲۰]

پس جهاد اجتماعی و سازندگی از انجام مستحبات بالاتر است.

جهاد خانوادگی

آخرین جهاد، جهاد خانوادگی است. صبر بر بد اخلاقی همسر، تربیت فرزند و فرزند آوری، زنی که بر فقر شوهرش صبر کند، فرزندی که از والدین خود پرستاری کند و… جهاد خانوادگی محسوب می­ شوند.

 

[۱]. سوره توبه، آیه ۳۸٫

[۲] . نهج البلاغه، سید رضی، خطبه ۲۷

[۳] . بحارالانوار، ج۲۹، ص ۲۲۳٫

[۴] . مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ج ۱، ص ۲۴۵٫

[۵] . پرواز تا بی­نهایت، علی اکبر، سید حکمت قاضی میرسعید، محمد طاهری آذر، رحمت‌الله سلمان ماهینی، ص ۳۵؛ به نقل از ستوان محمد سعیدنیا.

[۶] . پرواز تا بی­ نهایت، علی اکبر، سید حکمت قاضی میرسعید، محمد طاهری آذر، رحمت‌الله سلمان ماهینی، ص ۳۶؛ به نقل از خلبان آزاده تیمسار اکبر صیاد بورانی.

[۷] . سوره  فرقان، آیه ۵۲٫

[۸] . سوره توبه، آیه ۱۲۰٫

[۹] . پرواز تا بی نهایت، علی اکبر، سید حکمت قاضی میرسعید، محمد طاهری آذر، رحمت‌الله سلمان ماهینی، ص ۳۷؛ با اندکی تلخیص؛ به نقل از خلبان آزاده تیمسار اکبر صیاد بورانی.

[۱۰] . به مجنون گفتم زنده بمان، فرهاد خضری، ج ۲، ص ۸۰٫

[۱۱] . سوره  فتح، آیه ۲۹٫

[۱۲] . منظومه جهاد، سید محمد حسین راجی، ص ۴۸-۴۷٫

[۱۳] . خبر گزاری شبستان، شناسه خبر: ۵۷۸۲۸۹٫

[۱۴] . سیری در سیره­ی ائمه اطهار علیهم السّلام، مجموعه آثار شهید مطهری، ج ۱۸، ص ۱۰۸٫

  1. منظومه جهاد، سید محمد حسین راجی، ص ۶۹٫

[۱۶] . منظومه جهاد، سید محمد حسین راجی، ص ۹۷-۹۶٫

[۱۷] . کافی، ج ۲، ص ۱۹۷٫

[۱۸] . سوره  حدید، آیه ۱۱٫

[۱۹] . منظومه جهاد، سید محمد حسین راجی، ص ۱۰۳٫

[۲۰] . منظومه جهاد، سید محمد حسین راجی، ص ۱۱۰٫

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*