نقد پروژه ایران ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد

نقد پروژه ایران ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد

بسمه تعالی پروژه ایران ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد (Stanford University) پروژه ای است که توسط تعدادی از دانشجویان ایرانی این دانشگاه پیرامون آینده پژوهی وضعیت اقتصادی سیاسی علمی و… ایران تا سال ۲۰۴۰ در حال انجام است. اخیرا مقاله ای با عنوان «خروجی علمی ایران» ذیل این پروژه منتشر شده است که در آن استدلال و […]

بسمه تعالی

پروژه ایران ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد (Stanford University) پروژه ای است که توسط تعدادی از دانشجویان ایرانی این دانشگاه پیرامون آینده پژوهی وضعیت اقتصادی سیاسی علمی و… ایران تا سال ۲۰۴۰ در حال انجام است.

اخیرا مقاله ای با عنوان «خروجی علمی ایران» ذیل این پروژه منتشر شده است که در آن استدلال و آمارهایی به جهت مخدوش نشان دادن دستاوردها و پیشرفت علمی ۴۰ ساله ایران اسلامی بیان شده است. در این سند این گونه بیان می‌شود که «جمهوری اسلامی ایران در مباحث علمی فقط از لحاظ کمی پیشرفت داشته، و به لحاظ کیفی چنین رشدی حاصل نشده است». متاسفانه بسیاری از سازمانهای اجرایی کشور نیز این سند را ترجمه کرده و به عنوان دستورالعمل پیش روی خود قرارداده و به بررسی صحت و سقم موارد ادعایی این سند نپرداخته اند. حال آنکه آشنایی با روند منطقی و حساب شده رشد علمی کشور که بر اساس آمار و اسناد بین المللی و مقایسه تطبیقی با فرایند رشد علمی کشورهای پیشرو دنیا در عرصه علم نیز قابل اثبات است عدم صحت ادعای فوق را ثابت می‌کند.

ایران همانند تمامی کشورهای دنیا در حال سپری کردن چهار مرحله پیشرفت علمی-دانشگاهی است.

مرحله اول: آموزش‌محوری، مرحلۀ نخست علمی همۀ دانشگاه‌های دنیاست؛ به این صورت که فقط دانشجو جذب می‌شود و آموزش می‌بیند.

مرحله دوم: پس از مرحله آموزش محوری، مرحله پژوهش محوری آغاز می‌شود. با استفاده از آموزش های فراگرفته شده دانشجویان اقدام به پژوهش کرده و تولید مقاله می‌کنند.

مرحله سوم: در مرحله بعد دانشگاه پژوهش محور تبدیل به دانشگاه فناور می‌شود با این توضیح که کیفیت مقالات در جهت نیازهای کشور قرار می‌گیرد و مقالات از جنبه علمی صِرف به مرحله تولید فناوری ارتقاء می‌یابد.

مرحله چهارم:در این مرحله، فناوری تولید شده در دانشگاه‌ها در اقتصاد اثرگذاری کرده و کارآفرینی می‌کند.

در دوران پهلوی روند علمی دانشگاه‌های ما در مرحله اول متوقف شده بود؛ چرا که با وجود گذشت حدود ۴۰ سال از تاسیس اولین دانشگاه در ایران، سهم کشور از تولید علم در دنیا در اواخر دوره پهلوی متناسب با ظرفیت زیرساخت های دانشگاهی نبود. توضیح آنکه کشوری که یک درصد جمعیت کل دنیا را دارا است به طور منطقی باید یک درصد از مقالات دنیا را تولید کند در حالی که در سال ۱۹۷۹ (۱۳۵۷) سهم ایران از تولید علم دنیا حدود یک دهم درصد بوده است. اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی تا اواسط دهه ۷۰ شمسی توقف در مرحله آموزش محوری به پایان رسید و رستاخیز علمی کشور در پژوهش و تولید علم آغاز شد. به طوری که سهم ایران از تولید علم دنیا از حدود یک دهم درصد در سال ۱۹۹۶ به یک و نود و چهارصدم درصد در سال ۲۰۱۸ رسیده است. یعنی اکنون سهم ما از تولید علم دنیا نزدیک به دو برابر سهم ما نسبت به جمعیت دنیا است.

موتور پیشران حرکت علمی کشور در دو دهه گذشته با محوریت قراردادن پژوهش، با سرعت بالایی به حرکت درآمده است. به گونه ای که به اذعان پایگاه های علمی معتبر بین المللی در سال ۲۰۱۰ رشد علمی ایران بالاتر از همه کشورها و یازده برابر متوسط رشد دنیا بوده است.

پس از سال ۲۰۰۹ که سهم ایران از تولید علم دنیا به سهم منطقی خود از حیث جمعیتی یعنی ۱ درصد رسید، فرایند کیفیت بخشی به مقالات آغاز شده و تشویق عام مقالات در دانشگاه‌ها متوقف گردید و اصطلاح فهرست های سیاه و سفید نشریات در دانشگاه‌ها شکل گرفت. اکنون انتشار مقاله در نشریات فاقد اعتبار (فهرست سیاه) نظر منفی اعضای هیئت ممیزه دانشگاه‌ها را به دنبال دارد و در اعتبارات پژوهشی اعضای هیئت علمی فقط نشریات خاصی که نشان کیفیت خاص داشته باشند، لحاظ می‌شود. همچنین به انتشار مقالات گروه های کاری بین‌المللی بیشتر توجه شده و برای چاپ مقاله در نشریات برتر جهان، امتیازات خاص داده می‌شود. این رویکرد باعث شد که دهه نود شمسی به دهه کیفیت‌گرایی در تولیدات علمی کشور مبدل گردد. در این سال‌ها ارجاعات به مقالات علمی کشور به شدت رشد کرد و دانشگاه‌های کشور یکی پس از دیگری در فهرست‌های رده‌بندی جهانی قرار گرفتند. اکنون حداقل نام بیست دانشگاه کشور را در رتبه‌بندی‌های جهانی مشاهده می‌کنیم.

برای اثبات کیفیت خروجی علمی دانشگاه های ایران، از شاخصی استفاده می‌کنیم که پایگاه اطلاعات علمی Clarivate Analytics (Thomson Reuters یا همان ISI قدیم) از آن به عنوان سهم از یک درصد مقالات برتر دنیا که مشتمل بر مقالات پرارجاع و داغ جهان(Highly Cited & Hot Papers) می‌باشد، یاد می‌کند. این شاخص نشان‌دهنده کیفی‌ترین مقالات دنیا است.

در سال ۲۰۰۷ براساس این شاخص ۵۶ مقاله از کل مقالات برتر دنیا متعلق به ایران بوده است؛ اما در سال ۲۰۱۶ این عدد به ۲۲۳ مقاله رسیده است که یعنی بیش از ۴ برابر شده است.

همچنین رتبه ما در این زمینه در طی پنج سال از ۳۹ به ۲۰ رسیده است که نشان دهنده رشد کیفی مقالات ما در فهرست مقالات پر استناد دنیاست.

در دهه های گذشته که دانشگاه‌های ما پژوهش محور بودند سهم ایران از کل مقالات علمی دنیا بیش از سهم ما از مقالات با کیفیت دنیا بوده است؛ اما در طی ده سال اخیر که روند افزایشی سهم کشور از مقالات با کیفیت دنیا شروع شده است، این نسبت وارونه گردید؛ توضیح آنکه در سال ۲۰۱۶، که سهم مقالات ایران به ۱٫۸ درصد از کل مقالات دنیا رسید، ۲٫۲ درصد از مقالات با کیفیت دنیا به ایران تعلق داشته است.

 

وقتی سهم ایران در مقالات با کیفیت بیشتر از سهم آن از کل مقالات است نشان دهنده ارتقاء کیفیت مقالات کشور است.

از دیگر ادعاهای پروژه ۲۰۴۰ دانشگاه استنفورد برای مخدوش نشان دادن پیشرفت‌های علمی ایران این است که با توجه به افزایش ظرفیت دانشگاه‌ها و پذیرش دانشجو، نسبت استاد به دانشجو کمتر شده و به همین جهت هرچند مقالات تولیدی چندبرابر شده‌اند ولی ناظر علمی و راهنمای خوبی برای این مقالات وجود نداشته است.

این استدلال نیز در کنار تمام استدلال های دیگر این مقاله، نشان دهنده عدم آگاهی نویسندگان آن نسبت به فرایند پیشرفت علمی کشورهای دنیا در طی دهه‌های اخیر است.

نمودار زیر نسبت دانشجو به استاد و روند تغییرات آن را در سالهای مختلف نشان می‌دهد. کشورهای مطرح دنیا از حیث پیشرفت علمی، در مراحل آموزش محوری و پژوهش محوری (مراحل اول و دوم از مراحل چهارگانه یاد شده) اقدام به افزایش تعداد دانشجو و استفاده حداکثری از ظرفیت زیرساخت‌های دانشگاهی کشور می‌کنند که این راهبرد در بازه‌ای منجر به بالا رفتن نسبت دانشجو به استاد در دانشگاه‌ها می‌گردد. به عنوان مثال کشور کره جنوبی که پیشرفت علمی بسیار بالایی را در سال‌های اخیر از خود نشان داده است در سالهای بین ۱۹۷۵ تا ۱۹۸۵ با پذیرش زیاد دانشجو، نسبت دانشجو به استاد را در دانشگاه‌های خود افزایش چشمگیری داده و به عددی حدود ۴۳ رساند. اما در سال‌های بعد که تعداد دانش‌آموختگان و فارغ التحصیلان آن به عدد بالایی رسید اقدام به جذب هیئت علمی از میان جوانان آموزش دیده در سال‌های قبل نمود. بدین ترتیب با افزایش تعداد اساتید جوان، نسبت دانشجو به استاد را کاهش داده و به مقدار منطقی خود یعنی حدود عدد ۱۵رساند. همین روند در کشور چین نیز قابل مشاهده است. کشور آمریکا نیز که فرایند رشد علمی و حرکت آکادمیک خود را از سالیان دورتر آغاز کرده است اکنون در نسبت دانشجو به استاد، عددی نزدیک به ۱۳ را داراست.

ایران در زمان حکومت پهلوی، همانطور که در نمودار زیر مشخص است، به دلیل پایین بودن تعداد دانشجو در کشور، عدد پایینی را در نسبت دانشجو به استاد دارا بوده است که این نسبت پس از افزایش در مراحل اول و دوم فرایند رشد علمی دانشگاهها در جمهوری اسلامی، دوباره روند کاهشی پیدا کرده و به عدد ۱۵ رسیده است. بنابراین نسبت دانشجو به استاد در جمهوری اسلامی، اکنون در سطح کشورهای مهم علمی دنیا همچون کره جنوبی، چین و ایالات متحده آمریکاست. در صورتی که در مقاله دانشگاه استنفورد، این عدد به طور غیر واقعی، بالا نشان داده شده و از آن تعبیر به نبود ناظر علمی در دانشگاه‌ها شده است.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*