چشم انتظاری والدین

چشم انتظاری والدین

شخصی به خواب پسرش آمد. گفت که پسرم، کاری برایم بکن. من این‌جا گرفتار شده‌ام. گفت بابا، چه کار کنم؟ گفت همین جوری که راه می‌روی، اگر سنگی وسط راه افتاده باشد، آن را با پایت کنار بزن. ثواب همان را نصیب من کن. در این‌جا، همین هم برایم بس است.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*