یاران نواب و غسل شهادت

یاران نواب و غسل شهادت

در لحظاتی قبل از اعدام، سرهنگ از او  پرسید: «اگر خواسته ای دارید بگویید؟»او تقاضای آب برای غسل شهادت نمود. آب سرد بود, نواب خمشگین بر سر سرهنگ بختیار فریاد زد...

در لحظاتی قبل از اعدام، سرهنگ از او  پرسید: «اگر خواسته ای دارید بگویید؟»

و او تقاضای آب برای غسل شهادت نمود. آب سرد بود, نواب خمشگین بر سر سرهنگ بختیار فریاد زد: «اگر آب گرم نباشد, رنگ ما می پرد و تو و امثال تو فکر میکنند که ترسیده ایم. اما مهم نیست. خدا آگاه است که لحظه به لحظه اشتیاق ما به شهادت بیشتر می شود».

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*