من هم همین طور!

من هم همین طور!

چند کودک با یکدیگر مشغول بازی بودند، ناگهان پیر زنی از دور پیدا شد و کودکی را از آن میان صدا کرد و لحظه ای چند با آن کودک نجوا کرد...

چند کودک با یکدیگر مشغول بازی بودند، ناگهان پیر زنی از دور پیدا شد و کودکی را از آن میان صدا کرد و لحظه ای چند با آن کودک نجوا کرد.

پس از آنکه کودک بازگشت هم بازی‌‌های او اصرار کردند که از صحبت او با آن زن مطلع شوند و به دور او حلقه زدند!

کودک از آنها پرسید: آیا شما می‌‌توانید یک راز مهمی را پیش خود نگهدارید؟!

همه با صدای بلند فریاد کردند: آری، آری!

کودک گفت: من هم همینطور!

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*