من از تو حاجتی ندارم

من از تو حاجتی ندارم

نقل است که فرشته مقرب خداوند، آنگاه که ابراهیم خلیل در مسیر پرتاب در آتش بود، از وی طلب حاجتی کرد. پیامبر خدا پاسخی دادند که نشانه اوج توکل ایشان بر خداوند بود.

چون بت پرستان، حضرت ابراهیم خلیل علیه‌‌السَّلام را به جرم شکستن بت‌‌ها، در منجنیق گذاشتند و از راه هوا او را به دریای آتش پرتاب کردند، در میان آسمان و زمین، فرشته مقرب پروردگار در مقابل حضرتش پدیدار شد و پرسید: «یا خلیل الله! چه حاجتی داری که بی درنگ آن را برایت انجام دهم؟» ابراهیم علیه‌‌السَّلام در پاسخ گفت: «من از تو حاجتی ندارم! نیازم تنها به خداوند بی‌‌نیاز است و رازم از او پنهان و پوشیده نیست! او خود می‌‌داند که با بنده حاجت‌‌مند خویش چه کند»، پس به فرمان خدا، آتش سوزان، تبدیل به گل و ریحان و بَرد و سلام شد.[۱]

[۱] . نشان از بی نشان ها، ج ۱، ص ۴۳۴ .

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*