مثل خاکستر

مثل خاکستر

پدر از دنیا رفت و فرزندانش تصمیم گرفتند راه پدر را ادامه ندهند. اما صبحگاه که از خواب برخاستند «فَأَصْبَحَتْ کالصَّرِیمِ»...

شخصی بود که خیلی انفاق می‌کرد. وقتی که باغش به ثمر می‌نشست، مستضعفین را صدا می‌زد و می‌گفت: «بیایید. هر چه می‌خواهید، بردارید». او از دنیا رفت. فرزندانش آمدند و گفتند: «بیاییم زودتر باغ را خالی بکنیم و محصولاتش را برداریم که مبادا این مستضعفین بیایند».

آن‌ها شب چنین نقشه‌ای کشیدند که صبح زود بروند و قبل از این‌ که مستضعفین بیایند، تمام محصولات باغ را بردارند. آن‌ها صبح از خواب بیدار شدند و به سراغ باغ رفتند، اما «فَأَصْبَحَتْ کالصَّرِیمِ»[۱]دیدند که باغ مثل خاکستر شده است! باغ آتش‌گرفته بود و صبح، خاکستر شده بود. همه‌ی ثروتشان از بین رفت. یکی از آن‌ها گفت: «ما اشتباه کردیم. کاش، برای محرومین جایگاهی را در نظر گرفته بودیم؛ کاش، کمکی به آن‌ها می‌کردیم!» 

[۱]  . سوره قلم، آیه ۲۰ .

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*