شهید شهریاری و پیک موتوری

شهید شهریاری و پیک موتوری

پیک موتوری دکتر شهریاری بعد از شهادت ایشان چنان گریه می‌کرد که ساختمان می‌لرزید. همه متعجب بودند که مگر این بنده خدا چه نسبتی با دکتر داشته که این جور گریه می کند.

دکتر شهریاری یک پیک موتوری داشتند وقتی شهید شد پیک موتوری ایشان چنان هوار می‌زد و گریه می‌کرد که ساختمان می‌لرزید. بنده‌ خدا سنش هم خیلی زیاد بود. شاید پنجاه، شصت سالش بود. یک نفر رفت به او گفت که بابا تو چرا این‌طور گریه می‌کنی آخر؟ مگر چه شده است؟ گفت شما پیک دکتر بودی حالا چرا این‌طور داد می‌زنی؟ پسرش نبودی که این‌قدر داری داد می‌زنی. گفت نه، دکتر شهریاری من هر وقت می‌رفتم از ایشان نامه بگیرم جلوی پای من بلند می‌شد. فردی که مثلاً هفته‌ای یک بار شاید در حد ده دقیقه ایشان را می‌دیده این‌قدر از ایشان انرژی مثبت گرفته بود که بعد از شهادت ایشان این‌قدر منقلب شده بود و آن‌ طور داد می‌زد و از ته دل گریه می‌کرد. [۱]

[۱] کتاب شهید علم، جلد اول، ص ۹۹

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*