راز پیامبر(صلی الله علیه و آله)‌‌ و گریه و خنده‌‌ی توأم حضرت زهرا(سلام الله علیها)‌‌

راز پیامبر(صلی الله علیه و آله)‌‌ و گریه و خنده‌‌ی توأم حضرت زهرا(سلام الله علیها)‌‌

شیخ صدوق در کتاب «امالی» از عایشه روایتی نقل می کند از حضور حضرت زهرا (سلام الله علیها) در کنار پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)؛ که او را در سمت چپ یا راست خود جای داد و به صورت پنهانی با او سخنی گفت که باعث گریه فاطمه (سلام الله علیها) شد. بعد از آن پیامبر به او چیز دیگری را پنهانی گفت که باعث خنده‌اش شد.

شیخ صدوق در کتاب «امالی» روایت می‌کند که عایشه گفت: فاطمه (سلام الله علیها) آمد در حالی که مانند خود رسول الله (صل الله علیه وآله) راه‌ می‌رفت. رسول خدا (صل الله علیه وآله) فرمود: دخترم خوش آمدی. او را در سمت چپ یا راست خود جای داد و به صورت پنهانی با او سخنی گفت که باعث گریه فاطمه (سلام الله علیها) شد. بعد از آن پیامبر به او چیز دیگری را پنهانی گفت که باعث خنده‌اش شد.

 [عایشه می‌گوید] به او گفتم که با سخن رسول خدا گریستی و با سخن بعدی ایشان خندیدی، تا امروز ندیده بودم که شادی‌ این اندازه به اندوه نزدیک شده باشد.

[عایشه می‌گوید] سپس درباره آن سخن پیامبر از او پرسیدم اما فاطمه (سلام الله علیها) گفت: راز رسول خدا را افشا نخواهم کرد. درخواست عایشه از فاطمه زهرا (سلام الله علیها) برای بازگو کردن گفته رسول خدا (صل الله علیه وآله) کار درستی نبود. فاطمه زهرا (سلام الله علیها) نیز به درخواست او پاسخ منفی دادند و فرمودند: راز پیامبر را افشا نخواهم کرد.

 [عایشه می‌گوید] بعد از وفات پیامبر از فاطمه (سلام الله علیها) جریان را مجددا پرسیدم. فاطمه (سلام الله علیها) گفت: پیامبر این راز را به من گفت که: جبرائیل هر سال یکبار قرآن را بر من می‌آورد اما در امسال دو بار چنین کرده است و معنایش جز این نیست که اجل من نزدیک است و تو [فاطمه(سلام الله علیها)] اولین کسی از اهل بیتم هستی که به من ملحق می‌شود و من چه خوب کسی هستم که قبل از تو خواهم رفت و تو نزدم خواهی آمد؛ این سخن رسول خدا مرا گریاند. سپس فرمود: آیا راضی نیستی که بانوی بانوان امت [یا بانوی زنان مومن] باشی که از این گفته رسول خدا [شاد شدم و] خندیدم. [۱]

[۱] . امالی صدوق، ص ۵۹۵

 

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*