خواب نادرشاه افشار

خواب نادرشاه افشار

نادر شاه افشار شبی خوابش نمی برد و راه می رفت. سرّ آن را پرسیدند. نادرشاه گفت: جوان بودم و شبی در خواب دیدم که دو فرشته مرا با عزت نزد پیامبر بردند و ایشان دو شمشیر به کمرم بستند و فرمود تو حاکم خواهی شد اما به مردم ظلم نکنی.من حاکم شدم. امشب همان دو فرشته را در عالم خواب دیدم ...

نادر شاه افشار شبی بسیار استرس داشت و خوابش نمی برد و راه می رفت. معین الممالک که از اصحاب سرّ نادر شاه بود علت را از نادرشاه می پرسد. نادرشاه این گونه بیان می کند که جوان بودم و شبی در خواب دیدم که دو فرشته با عزت نزد من آمدند و  به من گفتند که پیامبر با شما کار دارد. نزد پیامبر رفتم و ایشان دو شمشیر به کمرم بستند و فرمودند تو حاکم خواهی شد اما به مردم ظلم نکنی. از آن شب به بعد اتفاقی افتاد و من حاکم شدم. امشب همان دو فرشته را در عالم خواب دیدم  که غضب آلود بودند و گفتند: پیامبر با تو کار دارد  و من را بزور نزد پیامبر بردند. پیامبر خشمگین بود و پرسید مگر نگفتم به مردم ظلم نکن. آن دو شمشیر را از کمرم باز کردند. احساس می کنم امشب قرار است که اتفاقی بیفتد. سحر سر از تن نادرشاه جدا شد.

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*