تو را عافیت نمی‌‌دهم

تو را عافیت نمی‌‌دهم

خواستی حکمت مرا به توکّل خود باطل کنی، چه کسی غیر از من داروها و منفعت‌‌ها را در گیاهان و اشیاء نهاد؟!

حضرت موسی علیه‌‌السَّلام را بیماری عارض شد. بنی اسرائیل نزد او آمدند و ناخوشی او را شناختند و گفتند: اگر فلان دارو را مصرف کنی شفا یابی. موسی علیه‌‌السَّلام گفت: مداوا نمی‌‌کنم تا خدا مرا بی دوا بهبود بخشد. پس بیماری او طولانی شد، خدا به او وحی فرمود: به عزت و جلالم سوگند! تو را عافیت نمی‌‌دهم تا به دوائی که گفته‌‌اند درمان کنی. پس به بنی اسرائیل گفت: داروئی که گفتید به آن مرا معالجه کنید. پس او را مداوا کردند و بهبود یافت. این در دل موسی علیه‌‌السَّلام حالت شکوه و اعتراضی را پدید آورد. خدای تعالی به او وحی فرستاد: خواستی حکمت مرا به توکّل خود باطل کنی، چه کسی غیر از من داروها و منفعت‌‌ها را در گیاهان و اشیاء نهاد؟![۱]

[۱] . جامع السعادات  ج ۳ ص۲۲۸ .

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*