تأثیر معلم خوب

تأثیر معلم خوب

عمر‌بن‌عبدالعزیز که از حاکمان اموی بود، خوبی‌هایی هم داشت. یکی از آن خوبی‌ها، این بود که بعد از پنجاه سال، جرأت کرد لعن امیرالمؤمنین را از منبرها بردارد. این جریان، به‌خاطر تأثیر ازیک معلم خوب بود.

عمر‌بن‌عبدالعزیز که از حاکمان اموی بود، خوبی‌هایی هم داشت. یکی از آن خوبی‌ها، این بود که بعد از پنجاه سال، جرأت کرد لعن امیرالمؤمنین را از منبرها بردارد. این جریان، به‌خاطر تأثیر معلم خوب بود.

دو حادثه‌ی به ظاهر کوچک در دوران کودکى عمر بن عبدالعزیز اتفاق افتاد که مسیر فکر او را که تحت تأثیر افکار عمومى قرار گرفته بود، تغییر داد و به شدت دگرگون ساخت. در واقع، از آن روز بود که این حادثه‌ی بزرگ در زمان خلافت او پایه‌ریزى شد.

حادثه‌ی نخست زمانى رخ داد که وى نزد استاد خود «عبیدالله» که مردى خداشناس و با‌ایمان و آگاه بود، تحصیل مى‌کرد. یک روز، عمر با سایر کودکان هم‌سال خود که از بنى امیه و منسوبین آنان بودند، بازى مى‌کرد. کودکان، درحالى که سرگرم بازى بودند، طبق معمول، به هر بهانه‌ی کوچک، على علیه‌السلام را لعن مى‌کردند. عمر نیز در عالم کودکى با آن‌ها هم‌صدا مى‌شد. اتفاقاً در همان هنگام، آموزگار وى که از کنار آن‌ها مى‌گذشت، شنید که شاگردش نیز مثل سایر کودکان، على علیه‌السلام را لعن مى‌کند. استاد فرزانه چیزى نگفت و به مسجد رفت. هنگام درس شد و عمر براى فراگرفتن درس، به مسجد رفت. استاد تا او را دید، مشغول نماز شد. عمر مدتى نشست و منتظر شد تا استاد از نماز فارغ شود، اما استاد نماز را بیش از حد معمول طول داد. شاگرد خردسال احساس کرد که استاد از او رنجیده است و نماز بهانه است. آموزگار، پس از فراغت از نماز، نگاه خشم‌آلودى به وى افکنده، گفت: «از کجا مى‌دانى که خداوند پس از آن که از اهل «بدر» و «بیعت رضوان» راضى شده بود، بر آن‌ها غضب کرده و آن‌ها مستحق لعن شده‌اند؟»[۱]

– من چیزى در این‌باره نشینده‌ام.

– پس به چه علت على علیه السلام را لعن مى‌کنى؟

– از عمل خود عذر مى‌خواهم و در پیشگاه الهى توبه مى‌کنم و قول مى‌دهم که دیگر این عمل را تکرار نکنم.

سخنان منطقى و مؤثر استاد، کار خود را کرد و او را سخت تحت تأثیر قرار داد. پسر عبدالعزیز از آن روز تصمیم گرفت دیگر نام على علیه السلام را به زشتى نبرد. اما باز در کوچه و بازار و هنگام بازى با کودکان، همه‌جا مى‌شنید مردم بى پروا على علیه السلام را لعن مى‌کنند تا آن که حادثه‌ی دوم اتفاق افتاد و او را در تصمیم خود استوار ساخت.

حادثه از این قرار بود که پدر عمر از طرف حکومت مرکزى شام، حاکم مدینه بود و در روزهاى جمعه، طبق معمول، ضمن خطبه‌ی نماز جمعه، على علیه السلام را لعن مى‌کرد و خطبه را با سب آن حضرت به پایان مى‌رسانید. روزى پسرش، عمر به وى گفت: «پدر! تو هر وقت خطبه مى‌خوانى، در هر موضوعى که وارد بحث مى‌شوى، داد سخن مى‌دهى و با کمال فصاحت و بلاغت از عهده‌ی بیان مطلب بر مى‌آیى، ولى همین که نوبت به لعن على مى‌رسد، زبانت یک نوع لکنت پیدا مى‌کند. علت این امر چیست؟

– فرزندم! آیا تو متوجه این مطلب شده‌اى؟

– بلى، پدر!

– فرزندم! این مردم که پیرامون ما جمع شده‌اند و پاى منبر ما مى‌نشینند، اگر آن چه من از فضایل على [علیه‌السلام] مى‌دانم، بدانند، از اطراف ما پراکنده شده، دنبال فرزندان او خواهند رفت!

عمر بن عبدالعزیز که هنوز سخنان استاد در گوشش طنین‌انداز بود، چون این اعتراف را از پدر خود شنید، سخت تکان خورد و با خود عهد کرد که اگر روزى به قدرت برسد، این بدعت را از میان بردارد. لذا به مجرد آن که در سال ۹۹ هجرى به خلافت رسید، به آرزوى دیرینه‌ی خود، جامه‌ی عمل پوشانید و طى بخش‌نامه‌اى دستور داد که در منابر به جاى لعن على علیه‌السلام، این آیه‌ تلاوت شود:

«إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ وَ إِيتاءِ ذِي الْقُرْبى‌ وَ يَنْهى‌ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ الْبَغْيِ يَعِظُكُمْ لَعَلَّكُمْ تَذَكَّرُون»[۲] خداوند به عدالت و نیکوکارى و بخشش به خویشان فرمان مى‌دهد و از کارهاى بد و ناروا و ستم‌گرى منع مى‌کند. شما را پند مى‌دهد تا اندرز الهى را بپذیرید.

این اقدام با استقبال مردم روبه‌رو شد و شعرا و گویندگان، این عمل را مورد ستایش قرار دادند.[۳]

 

[۱]  . على علیه‌السلام نه تنها يكى از شركت كنندگان در جنگ بدر و بيعت رضوان بود، بلكه در صدر همه‌ی آنان قرار داشت.

[۲] .  سوره نحل، آیه ۹۰ .

[۳]  . ابن اثير، الكامل فى التاريخ، بيروت، دارصادر، ج ۵ ، ص ۴۲ و ر.ك به: مسعودى، مروج الذهب، بيروت، دارالاندلس، ج ۳ ، ص ۱۸۴ ؛ ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، الطبعه الثانيه، قم، منشورات مكتبه آيه‌الله‌العظمى‌مرعشى‌النجفى، ج ۳ ، ص ۵۹ ؛ گردآوری از کتاب: سیره پیشوایان، مهدی پیشوایی، مؤسسه امام صادق علیه‌السلام، قم، ۱۳۹۰، چاپ بیست و سوم، ص ۳۱۸ .

دیدگاه خود را بیان کنید :

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

*
*